بستن (با طناب و...)
در روزگاران قدیم، زندانیان را با زنجیرهای سنگین میبستند و در سیاهچالها زندانی میکردند.
بستن (با طناب و...)
در روزگاران قدیم، زندانیان را با زنجیرهای سنگین میبستند و در سیاهچالها زندانی میکردند.
ساختن
تیم او در حال حاضر در حال ساخت یک پارک جدید در امتداد ساحل رودخانه است.
گرفتن
او در وقت آزادش تمرین کرد که چگونه یک توپ تنیس را گرفتن.
غذا دادن
کشاورز در سپیدهدم بیدار میشود تا گاوها را تغذیه کند.
دعوا کردن
دو بوکسور تا دور آخر جنگیدند.
کوبیدن
سنگ آسیاب برای آرد کردن گندم به آرد در آسیاب قدیمی استفاده میشد.
دریافت کردن
آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟
نگه داشتن
او برای حمایت در طول فیلم ترسناک دست دوستش را گرفت.
بافندگی کردن
او در وقت آزادش برای خیریه جوراب میبافد.
درست کردن
دانشآموزان برای نمایشگاه علوم یک مدل از منظومه شمسی خواهند ساخت.
فرستادن
لطفاً فاکتور را برای پردازش به بخش حسابداری ما ارسال کنید.
بستن
کمپینگکنندگان یک طناب لباسشویی بین درختان بستند تا لباسهای خیس خود را آویزان کنند.
فشردن
کشتیگیر سعی کرد بازوی حریفش را بپیچاند تا برتری کسب کند.
پرورش دادن (حیوانات)