کلمات نامنظم - جمع‌های نامنظم از یونانی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کلمات نامنظم
analysis [اسم]
اجرا کردن

تجزیه‌وتحلیل

Ex: The analysis of the market trends helped the company strategize its future investments .

تحلیل روندهای بازار به شرکت کمک کرد تا سرمایه‌گذاری‌های آینده خود را برنامه‌ریزی کند.

antithesis [اسم]
اجرا کردن

نقطه مقابل

Ex: Whereas optimism sees possibilities , pessimism is more or less its antithesis of always anticipating the worst .

در حالی که خوش‌بینی احتمالات را می‌بیند، بدبینی کم و بیش نقیض آن است که همیشه انتظار بدترین را دارد.

axis [اسم]
اجرا کردن

محور

Ex: The pattern was symmetrical about the vertical axis .
basis [اسم]
اجرا کردن

اساس

Ex:

در ریاضیات، بسیاری از براهین پیچیده بر اساس چند اصل بنیادی شروع می‌شوند.

crisis [اسم]
اجرا کردن

بحران

Ex: Communities come together to support each other during times of crisis , offering assistance , resources , and emotional support to those affected .

جوامع در زمان بحران برای حمایت از یکدیگر گرد هم می‌آیند، به افراد آسیب‌دیده کمک، منابع و حمایت عاطفی ارائه می‌دهند.

criteria [اسم]
اجرا کردن

معیارها

Ex: The hiring criteria include relevant experience , education , and a positive attitude .

معیارهای استخدام شامل تجربه مرتبط، تحصیلات و نگرش مثبت می‌شود.

diagnosis [اسم]
اجرا کردن

تشخیص پزشکی

Ex: The technician made a diagnosis of the equipment malfunction .

تکنسین یک تشخیص از خرابی تجهیزات انجام داد.

ellipsis [اسم]
اجرا کردن

حذف به قرینه

Ex: The use of ellipsis in poetry creates suspense or ambiguity for the reader .

استفاده از حذف در شعر برای خواننده تعلیق یا ابهام ایجاد می‌کند.

emphasis [اسم]
اجرا کردن

تأکید

Ex: In her closing argument , the lawyer underscored the emphasis that should be given to the eyewitness testimony over other alleged evidence .

در استدلال پایانی خود، وکیل بر تأکیدی که باید به شهادت شاهدان عینی بیش از سایر ادعاهای شواهد داده شود، تأکید کرد.

hypothesis [اسم]
اجرا کردن

فرضیه

Ex: The hypothesis suggested that increasing light exposure would improve plant growth .

فرضیه پیشنهاد کرد که افزایش قرار گرفتن در معرض نور، رشد گیاه را بهبود می‌بخشد.

neurosis [اسم]
اجرا کردن

روان‌نژندی

Ex: Unlike psychosis , neurosis does not involve a loss of contact with reality , but it can still significantly impact mental health .

برخلاف سایکوز، نوروز شامل از دست دادن تماس با واقعیت نمی‌شود، اما همچنان می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر سلامت روان داشته باشد.

parenthesis [اسم]
اجرا کردن

پرانتز

Ex: In programming , a parenthesis is used to enclose parameters in a function call , such as print ( ' Hello , world ! ' ) .

در برنامه‌نویسی، یک پرانتز برای محصور کردن پارامترها در فراخوانی تابع استفاده می‌شود، مانند print ('Hello, world!').

phylum [اسم]
اجرا کردن

شاخه (زیست‌شناسی)

synthesis [اسم]
اجرا کردن

ترکیب

Ex: The synthesis of qualitative data allows researchers to uncover themes and patterns across various studies , contributing to a richer understanding of the phenomenon .

ترکیب داده‌های کیفی به محققان اجازه می‌دهد تا تم‌ها و الگوها را در مطالعات مختلف کشف کنند، که به درک غنی‌تری از پدیده کمک می‌کند.

thesis [اسم]
اجرا کردن

پایان‌نامه

Ex: Completing a thesis is a significant requirement for earning a university degree in most academic disciplines .

تکمیل یک پایان‌نامه یک الزام مهم برای کسب مدرک دانشگاهی در اکثر رشته‌های تحصیلی است.

criterion [اسم]
اجرا کردن

استاندارد

Ex: The Constitution serves as the criterion for interpreting and evaluating the legality of governmental actions .

قانون اساسی به عنوان معیار برای تفسیر و ارزیابی قانونی بودن اقدامات دولت عمل می‌کند.

phenomenon [اسم]
اجرا کردن

پدیده

Ex: Northern lights are a spectacular natural phenomenon.

شفق قطبی یک پدیده طبیعی تماشایی است.