جرم، درگیری و قانون - پلیس و اجرای قانون
در اینجا شما اصطلاحات عامیانه برای پلیس و اجرای قانون را پیدا خواهید کرد که شامل اصطلاحات مورد استفاده برای اشاره به افسران، اقدامات و فعالیتهای مرتبط با قانون میشود.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a police officer, from the traditional blue uniform; mostly used the plural form
a member of the Air Force, especially personnel stationed at an air base

یک خلبان, یک عضو نیروی هوایی
او یککت و شلوار آبیاست، مستقر در پیترسون.
police, often used as a warning that officers are nearby

پلیس, نظمیه
او همیشه وقتی دوازده میرسند فریاد میزند.
a plainclothes police officer or agent working secretly to gather information

یک مأمور مخفی, یک پلیس در لباس شخصی
مأمور مخفی مظنون را برای روزها تعقیب کرد.
a police officer or federal agent working on illegal narcotics control

مأمور مبارزه با مواد مخدر
نارک هفتههاست که آن گوشه را زیر نظر دارد.
a person, especially a police officer, whose job is to investigate and solve crimes and catch criminals

کارآگاه, بازرس
او رویای تبدیل شدن به یک کارآگاه و حل معماها را دارد.
someone who works as one of the members of a police force

افسر پلیس
پلیسها مظنون را پس از تعقیب و گریز کوتاهی در خیابانهای شهر دستگیر کردند.
a police officer who patrols a neighborhood on foot

افسر پلیس محله, مامور گشت پیاده
او حادثه را به مأمور گشت منطقه گزارش داد.
a policeman

پلیس, مامور
همگی وقتی دیدند پلیس میآید پراکنده شدند.
the police, seen as the barrier between order and chaos

خط آبی نازک, رنگین کمان نازک آبی
مردم برای احترام به خط نازک آبی گل گذاشتند.
a police vehicle used for patrolling, responding to incidents, or transporting suspects

ماشین پلیس, خودروی پلیس
او به ماشین پلیس که در خیابان حرکت میکرد دست تکان داد.
a person, usually romantically or sexually, attracted to police officers

طرفدار پلیس, عاشق پلیس
او درباره قرار گذاشتن با خرگوش نشان در مهمانی ایستگاه شوخی کرد.
| جرم، درگیری و قانون | |||
|---|---|---|---|
| جرم خیابانی | نبرد و درگیری | پلیس و اجرای قانون | عبارات زندان و زندانی |
| عبارات با منشأ نظامی | |||
