جرم، درگیری و قانون - جرم خیابانی
اینجا شما اصطلاحات عامیانه برای جرم خیابانی را پیدا خواهید کرد، که شامل اصطلاحات مربوط به فعالیتهای غیرقانونی و رفتار مجرمانه در فضاهای عمومی میشود.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
an enemy or rival, especially someone from an opposing gang

دشمن, رقیب
دو گروه با هم درگیر شدند چون یکی از آنها سعی کرد با یک اپ درگیر شود.
a person who supplies drugs or other illegal goods

تامینکننده, فروشنده
او به فروشنده خود وفادار است زیرا همیشه جنس را میرسانند.
a person who makes important decisions and holds authority, especially the leader of a gang or crew

تصمیمگیرنده, رئیس
شات کالر تصمیم گرفت که سود چگونه تقسیم شود.
a test or challenge to determine someone's credibility, toughness, or authenticity in a street or gang context

آزمایش اعتبار, چالش اصالت
قبل از پیوستن به گروه، هر عضو جدید باید G-check را پاس کند.
to return to a location, often to confront or retaliate against someone
to successfully commit a robbery or make fast, often illegal, money
to kill or eliminate a living being, often abruptly or violently

از بین بردن, نابود کردن
او تهدید کرد که در صورت تحریک، رقیب را خاموش کند.
to travel in a vehicle while carrying contraband, usually drugs or firearms
to be charged with or arrested for a crime
a person who informs on others, often to the police or authorities

جاسوس, خبرچین
او قبلاً به دوستانش زدهزبان کرده بود و هیچکس او را نبخشید.
someone who gives information about other people and their crimes or wrongdoings to the police or authorities

خبرچین, مُخبر، آدمفروش
پس از همکاری با پلیس و شهادت علیه همدستان سابقش، او را موش نامیدند.
to steal, especially something small or casually taken

کش رفتن
از مرکز خرید چیزی ندزد، به دردسر میافتی.
to sell or distribute a large quantity of drugs
to run away quickly, often to escape violence or the police

فرار کردن, در رفتن
او همیشه وقتی دعوا شروع میشود جیم میشود.
to get away with something, or be acquitted of a crime despite being guilty

فرار کردن, گریختن
او همیشه پس از تخلفات جزئی قسر در میرود.
too risky, under surveillance, or attracting police attention

داغ, پرریسک
آن منطقه دیشب بعد از سرقت داغ بود.
a gun or firearm

تفنگ, سلاح
دیشب از ابزارهایی برای محافظت از خود استفاده میکردند.
armed with a gun or firearm

مسلح, مجهز به سلاح
آنها در طول سرقت مسلح بودند.
a gun or firearm

تفنگ, سلاح
آنها در طول بنبست چوبدستی حمل میکردند.
a prepaid or disposable mobile phone used for illegal or questionable activities

تلفن یکبار مصرف, تلفن قاچاق
آنها برای هماهنگی معامله از تلفنهای یکبار مصرف استفاده میکردند.
a location where drugs are sold or distributed

خانه مواد, لانه مواد
آنها قبل از رسیدن پلیس در خانه مواد وقت میگذراندند.
an abandoned house, often used for drug dealing or illegal activity

یک لانه, یک پناهگاه
گروه دیشب در یک باندو وقت میگذراندند.
a hidden location used to store drugs, guns, or money

مکان مخفی, جای پنهان
آنها مخفیگاههای خود را قبل از رسیدن پلیس بررسی میکردند.
(in the plural) people in general, often as a source of information, gossip, or rumors

افکار عوام
شایعه شده است که گروه جدید در حال تصاحب است.
respect or credibility among peers in urban settings, especially in hip-hop or street culture

اعتبار خیابانی, اعتبار در خیابان
اگر از یک چالش عقبنشینی کنی، اعتبار خیابانی خود را از دست میدهی.
earning money, often through small-scale or illicit activities
| جرم، درگیری و قانون | |||
|---|---|---|---|
| جرم خیابانی | نبرد و درگیری | پلیس و اجرای قانون | عبارات زندان و زندانی |
| عبارات با منشأ نظامی | |||
