واژگان ضروری برای GRE - سلامتی ثروت است

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد سلامتی، مانند "رژیم"، "ویروسی"، "تروما" و غیره را که برای آزمون GRE مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای GRE
anaerobic [صفت]
اجرا کردن

بی‌هوازی

Ex:

تمرینات بی‌هوازی اغلب شامل انفجارهای کوتاه فعالیت شدید با استراحت حداقل هستند.

circulation [اسم]
اجرا کردن

گردش خون

Ex: Good circulation is essential for maintaining overall cardiovascular health .

گردش خون خوب برای حفظ سلامت کلی قلب و عروق ضروری است.

to flourish [فعل]
اجرا کردن

رشد کردن

Ex: The rainforest allows countless species to flourish .

جنگل بارانی به گونه‌های بیشمار اجازه می‌دهد تا رشد کنند.

immunity [اسم]
اجرا کردن

مقاومت (در برابر بیماری)

Ex: A healthy lifestyle contributes to overall immunity and disease resistance .

یک سبک زندگی سالم به ایمنی کلی و مقاومت در برابر بیماری ها کمک می کند.

regimen [اسم]
اجرا کردن

رژیم

Ex: The doctor prescribed a new skincare regimen to address her acne , including a daily cleanser , toner , and moisturizer .

پزشک یک رژیم جدید مراقبت از پوست برای درمان آکنه او تجویز کرد، که شامل یک پاک‌کننده روزانه، تونر و مرطوب‌کننده بود.

strenuous [صفت]
اجرا کردن

مصمم و پر‌انرژی

Ex: She made strenuous physical efforts to finish the project .

او برای تکمیل پروژه تلاش‌های فیزیکی سخت انجام داد.

radiance [اسم]
اجرا کردن

شادی و سلامتی

Ex: Her face had a natural radiance after completing her wellness retreat .

چهره او پس از اتمام مراقبه سلامتی خود، درخشش طبیعی داشت.

اجرا کردن

فاصله‌گذاری اجتماعی

Ex: Social distancing measures have changed the way we attend large gatherings and events .

اقدامات فاصله‌گذاری اجتماعی روش حضور ما در گردهمایی‌ها و رویدادهای بزرگ را تغییر داده است.

handicapped [صفت]
اجرا کردن

معلول

Ex: The handicapped artist creates beautiful artwork using adaptive tools and techniques .

هنرمند معلول با استفاده از ابزارها و تکنیک‌های انطباقی، آثار هنری زیبایی خلق می‌کند.

impairment [اسم]
اجرا کردن

معلولیت

Ex: The stroke caused an impairment in his ability to speak clearly .

سکته باعث اختلال در توانایی او برای صحبت کردن به وضوح شد.

اجرا کردن

فلج کامل

Ex: Her work focuses on improving accessibility for quadriplegics in public spaces .

کار او بر بهبود دسترسی برای کوادریپلژیک‌ها در فضاهای عمومی متمرکز است.

paraplegia [اسم]
اجرا کردن

فلج پایین‌تنه

Ex: The new technology offers promising solutions for individuals living with paraplegia .

فناوری جدید راه‌حل‌های امیدوارکننده‌ای را برای افراد مبتلا به فلج پایین تنه ارائه می‌دهد.

hard of hearing [عبارت]
اجرا کردن

کم‌شنوا

Ex: She wears hearing aids because she is hard of hearing .
withdrawal [اسم]
اجرا کردن

ترک اعتیاد (به ماده مخدر)

Ex:

ترک می‌تواند بسته به ماده و مدت استفاده از نظر شدت متفاوت باشد.

viral [صفت]
اجرا کردن

ویروسی

Ex:

پنومونی ویروسی توسط ویروس‌های مختلف ایجاد می‌شود و می‌تواند منجر به علائم تنفسی شدید شود.

virulent [صفت]
اجرا کردن

بیماری‌زا

Ex:

دانشمندان پاتوژن کشنده را برای توسعه یک واکسن موثر مطالعه کردند.

اجرا کردن

بیهوشی

Ex: The victim ’s unconsciousness lasted several hours before he regained awareness .

بی‌هوشی قربانی چند ساعت طول کشید قبل از اینکه به هوش آید.

affliction [اسم]
اجرا کردن

درد

Ex: Despite the medication , her affliction persisted , causing constant and excruciating pain .

علیرغم دارو، رنج او ادامه یافت و باعث درد مداوم و شدید شد.

agony [اسم]
اجرا کردن

درد شدید

Ex: Individuals with kidney stones often describe the episodes as moments of intense agony .

افراد مبتلا به سنگ کلیه اغلب این دوره‌ها را به عنوان لحظاتی از رنج شدید توصیف می‌کنند.

terminal [صفت]
اجرا کردن

لاعلاج

Ex: Sarah 's aunt had a terminal illness that caused her health to deteriorate rapidly .

عمه سارا یک بیماری لاعلاج داشت که باعث شد سلامتی او به سرعت رو به زوال برود.

septic [صفت]
اجرا کردن

عفونی

Ex: She was prescribed strong antibiotics to combat the septic infection in her foot .

برای مبارزه با عفونت سپتیک در پایش، آنتی‌بیوتیک‌های قوی برای او تجویز شد.

trauma [اسم]
اجرا کردن

آسیب (جسمی)

Ex: The boxer suffered from severe brain trauma after receiving repeated blows to the head during the match .

بوکسور پس از دریافت ضربات مکرر به سر در طول مسابقه از تروما شدید مغزی رنج برد.

seizure [اسم]
اجرا کردن

تشنج

Ex: Despite taking precautions , he still experienced seizures from time to time , which made daily life challenging .

علیرغم رعایت احتیاط‌ها، او هنوز هم گاهی اوقات دچار تشنج می‌شد که زندگی روزمره را چالش‌برانگیز می‌کرد.

aggressive [صفت]
اجرا کردن

تهاجمی (بیماری)

Ex: Due to its aggressive spread , the disease was declared an epidemic .

به دلیل گسترش مهاجم آن، بیماری به عنوان یک اپیدمی اعلام شد.

bedridden [صفت]
اجرا کردن

بستری

Ex: The bedridden man 's condition improved with physical therapy sessions in his home .

وضعیت مرد بستری با جلسات فیزیوتراپی در خانه‌اش بهبود یافت.

chronic [صفت]
اجرا کردن

مزمن (بیماری)

Ex: Despite following a strict diet , Tim 's chronic diabetes requires constant monitoring of his blood sugar levels .

علیرغم رعایت رژیم غذایی سخت، دیابت مزمن تیم نیاز به نظارت مداوم بر سطح قند خون او دارد.

comatose [صفت]
اجرا کردن

مربوط به کما

Ex: The medical team worked tirelessly to revive the comatose patient .

تیم پزشکی بی‌وقفه کار کرد تا بیمار در کما را احیا کند.

to succumb [فعل]
اجرا کردن

مردن (به دلیل بیماری یا جراحت)

Ex: The patient is succumbing to the disease despite the doctors ' efforts .

بیمار علی‌رغم تلاش پزشکان در حال تسلیم شدن در برابر بیماری است.

remission [اسم]
اجرا کردن

بهبود (علائم بیماری)

Ex: The medication helped bring her chronic illness into remission , allowing her to enjoy a higher quality of life .
pathogen [اسم]
اجرا کردن

عامل بیماری‌زا

Ex: Proper hand hygiene and sanitation practices are crucial in preventing the spread of pathogens in healthcare settings .

بهداشت مناسب دست و روش‌های بهداشتی در جلوگیری از گسترش عوامل بیماری‌زا در محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی بسیار مهم هستند.

outbreak [اسم]
اجرا کردن

شیوع

Ex: The scientist studied the outbreak to understand its cause and spread .

دانشمند شیوع را برای درک علت و گسترش آن مطالعه کرد.

nauseous [صفت]
اجرا کردن

با حالت تهوع

Ex: The roller coaster 's twists and turns left many passengers feeling nauseous .

پیچ‌وخم‌های ترن هوایی بسیاری از مسافران را دل‌آشوبه کرد.

malady [اسم]
اجرا کردن

بیماری

Ex: Despite extensive testing , the exact cause of his malady remained unknown , leaving doctors perplexed .

علیرغم آزمایش‌های گسترده، علت دقیق بیماری او ناشناخته باقی ماند و پزشکان را متحیر کرد.

hereditary [صفت]
اجرا کردن

موروثی

Ex:

مطالعه بر روی بیماری‌های ارثی متمرکز بود که در برخی جمعیت‌ها شایع هستند.

fracture [اسم]
اجرا کردن

شکستگی

Ex: Treatment for a fracture depends on its severity and location but may include immobilization with a cast or splint , medications for pain and inflammation , and sometimes surgery .

درمان شکستگی به شدت و محل آن بستگی دارد اما ممکن است شامل بی‌حرکتی با گچ یا آتل، داروهای درد و التهاب، و گاهی اوقات جراحی باشد.

flatulent [صفت]
اجرا کردن

مبتلا به نفخ

Ex:

دارو به کاهش ناراحتی نفخ او کمک کرد.

اجرا کردن

تشدید کردن

Ex: They exacerbated the tension by avoiding discussions .

آن‌ها با اجتناب از بحث‌ها تنش را تشدید کردند.

emaciation [اسم]
اجرا کردن

لاغری مفرط

Ex: Historical photos from the famine showed widespread emaciation among the population .

عکس‌های تاریخی از قحطی، لاغری مفرط گسترده‌ای را در میان جمعیت نشان می‌داد.

delirium [اسم]
اجرا کردن

روان‌آشفتگی

Ex: Her delirium over the unexpected promotion led her to make hasty decisions .

هذیان او درباره ترفیع غیرمنتظره باعث شد تصمیمات عجولانه بگیرد.