احساس همدردی کردن
قلبم به سوی خانواده کوهنورد گمشده میرود، امیدوار به بازگشت ایمن.
در اینجا بخش 8 از لیست رایجترین افعال عبارتی در انگلیسی مانند "call in"، "add up" و "light up" به شما ارائه میشود.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
احساس همدردی کردن
قلبم به سوی خانواده کوهنورد گمشده میرود، امیدوار به بازگشت ایمن.
فراخواندن (برای کمک یا مشورت)
مدیر یک متخصص را فراخواند تا دادههای مالی را تحلیل کند.
تعقیب کردن
نگهبانها به دنبال دزدهایی که از زندان فرار کرده بودند آمدند.
نزدیکنمایی کردن
سیستم دوربین امنیتی به اپراتور اجازه داد تا بر روی مناطق خاصی از ساختمان زوم کند.
دست رو دست گذاشتن
در مواقع اضطراری، مهم است که بیعمل نمانیم بلکه سریع و قاطعانه عمل کنیم.
قسر در رفتن
او فکر میکرد میتواند با تقلب در امتحان از مجازات فرار کند، اما معلم فهمید.
معقول بهنظر رسیدن
داستان او با حقایق شناخته شده وضعیت همخوانی نداشت.
نقل مکان کردن
سال گذشته، آنها به یک شهر ساحلی منتقل شدند برای محیطی آرامتر.
روشن کردن
آتشبازی در آسمان بالا منفجر شد، شب را با انفجارهایی از درخشش رنگارنگ روشن کرد.
گفتن (چیزی ناگهانی یا غیر منتظره)
جان یک نظر طعنهآمیز درباره کار همکارش بیان کرد، که دفتر را در سکوت ناخوشایندی فرو برد.
وزنکشی کردن (در مسابقات و...)
متخصص تغذیه پیشنهاد کرد که او باید هفتگی وزن خود را اندازه بگیرد تا پیشرفت خود را پیگیری کند.
سوءاستفاده کردن
سخنران انگیزشی از تمایل مخاطبان به موفقیت برای فروش کتابها و دورههایش سوء استفاده کرد.
بهزور وارد شدن (برای دزدی)
شکستن و ورود به ماشین کسی یک جرم جدی است.
رفعورجوع کردن (مشکل و...)
این یک وضعیت پیچیده است اما ما آن را قدم به قدم بررسی خواهیم کرد.
قطع کردن
چوببرها مجبور شدند درخت بلوط قدیمی را قطع کنند تا فضایی برای پروژه ساخت و ساز جدید باز شود.
با موفقیت به انجام رساندن
با اینهمه زمان کم، این که او چطور آن ارائه را با موفقیت انجام داد впеرهکننده بود.
پیوستن به
او تصمیم گرفت به تیم دیگر برود چون احساس کرد که آنها استراتژی بهتری دارند.
در را به روی کسی یا چیزی قفل کردن
دزد قبل از فرار با اشیاء قیمتی، صاحب خانه را در کمد قفل کرد.
فرار کردن (از زندان)
فیلم یک طرح دراماتیک از زندانیانی را نشان داد که سعی در فرار داشتند.
سریع نوشیدن
ما در بار کوکتلها را سریع مینوشیدیم، از فضای پرجنبوجوش لذت میبردیم و با دوستان قدیمی دیدار میکردیم.