500 اسم رایج انگلیسی - برترین 401 - 425 اسم‌ها

در اینجا بخش 17 از لیست رایج‌ترین اسم‌ها در انگلیسی مانند "سایت"، "بانک" و "حفره" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 اسم رایج انگلیسی
site [اسم]
اجرا کردن

مکان

Ex: The developer purchased the site for the future shopping mall .

توسعه‌دهنده سایت را برای مرکز خرید آینده خریداری کرد.

advantage [اسم]
اجرا کردن

امتیاز

Ex: The new software update offers several advantages , including improved security and faster performance .
bank [اسم]
اجرا کردن

بانک

Ex: They visited the bank to apply for a loan to purchase a car .

آنها به بانک مراجعه کردند تا برای خرید ماشین وام بگیرند.

hole [اسم]
اجرا کردن

سوراخ

Ex: The tailor patched the hole in the jacket with a piece of fabric .

خیاط سوراخ ژاکت را با تکه ای پارچه وصله کرد.

front [اسم]
اجرا کردن

جلو

Ex: The front of the television set is where all the buttons are located .

جلو تلویزیون جایی است که تمام دکمه‌ها در آن قرار دارند.

cake [اسم]
اجرا کردن

کیک

Ex: She enjoyed a slice of strawberry cake with whipped cream frosting .

او از یک برش کیک توت فرنگی با رویه خامه زده شده لذت برد.

connection [اسم]
اجرا کردن

ارتباط

Ex: The detective uncovered a connection between the two seemingly unrelated crimes .

کارآگاه یک ارتباط بین دو جنایت به ظاهر نامربوط کشف کرد.

economy [اسم]
اجرا کردن

اقتصاد

Ex: Government policies play a crucial role in shaping the direction and stability of the economy .
flavor [اسم]
اجرا کردن

مزه

Ex: The cheese had a creamy flavor that complimented the wine .

پنیر طعمی خامه‌ای داشت که با شراب همخوانی داشت.

performance [اسم]
اجرا کردن

اجرا

Ex: The band 's live performance was better than their recorded music .
tooth [اسم]
اجرا کردن

دندان

Ex: He winced as the dentist extracted the decayed tooth , providing relief from the persistent ache .

وقتی دندانپزشک دندان پوسیده را کشید، او چهره‌اش را در هم کشید و از درد مداوم رهایی یافت.

method [اسم]
اجرا کردن

متد

Ex: The actor 's method of preparing for roles involves immersive research and character analysis .

روش بازیگر برای آماده شدن برای نقش‌ها شامل تحقیق عمیق و تحلیل شخصیت می‌شود.

gas [اسم]
اجرا کردن

(حالت) گاز

Ex:

دی اکسید کربن یک گاز گلخانه‌ای است که به تغییرات آب و هوایی کمک می‌کند.

floor [اسم]
اجرا کردن

کف

Ex: She covered the floor with a colorful carpet .

او کف را با یک فرش رنگارنگ پوشاند.

college [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: Many students from rural areas move to urban areas to attend college and pursue higher education .

بسیاری از دانش‌آموزان از مناطق روستایی به مناطق شهری نقل مکان می‌کنند تا در دانشگاه تحصیل کنند و آموزش عالی را دنبال کنند.

trial [اسم]
اجرا کردن

محاکمه

Ex: The trial attracted a lot of media attention due to the high-profile nature of the case .

محاکمه به دلیل ماهیت پرونده پر سر و صدا، توجه زیادی از رسانه‌ها را به خود جلب کرد.

knowledge [اسم]
اجرا کردن

دانش

Ex: Experience working in the field provided Sarah with valuable knowledge about environmental conservation .

تجربه کار در این زمینه به سارا دانش ارزشمندی در مورد حفاظت از محیط زیست ارائه داد.

property [اسم]
اجرا کردن

دارایی

Ex: He inherited a vast amount of property from his ancestors .

او مقدار زیادی اموال از اجدادش به ارث برد.

plane [اسم]
اجرا کردن

هواپیما

Ex: She watched the plane disappear into the distance .

او تماشا کرد که هواپیما در دوردست ناپدید شد.

diet [اسم]
اجرا کردن

رژیم غذایی

Ex: The athlete 's strict diet included protein shakes , grilled chicken , and plenty of vegetables to support muscle recovery .

رژیم سخت ورزشکار شامل شیک‌های پروتئینی، مرغ کبابی و مقدار زیادی سبزیجات برای حمایت از ریکاوری عضلات بود.

document [اسم]
اجرا کردن

سند

Ex: He stored important documents securely in a fireproof safe .

او اسناد مهم را به طور ایمن در یک گاوصندوق ضد آتش ذخیره کرد.

speech [اسم]
اجرا کردن

سخنرانی

Ex: The CEO 's annual speech outlined the company 's achievements and future goals .

سخنرانی سالانه مدیرعامل دستاوردهای شرکت و اهداف آینده آن را ترسیم کرد.

reaction [اسم]
اجرا کردن

واکنش

Ex: The team 's victory elicited a joyful reaction from their fans .

پیروزی تیم یک واکنش شاد از طرف هوادارانشان برانگیخت.

network [اسم]
اجرا کردن

شبکه

Ex: The hacker infiltrated the network and accessed sensitive information .

هکر به شبکه نفوذ کرد و به اطلاعات حساس دسترسی پیدا کرد.

sale [اسم]
اجرا کردن

فروش

Ex: The sale of the old family house made everyone nostalgic .

فروش خانه قدیمی خانواده همه را نوستالژیک کرد.