500 اسم رایج انگلیسی - برترین 351 - 375 اسمها

در اینجا قسمت 15 از لیست رایج‌ترین اسم‌های انگلیسی مانند "nation"، "shot" و "impact" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 اسم رایج انگلیسی
nation [اسم]
اجرا کردن

ملت

Ex: Nations often celebrate Independence Day to commemorate their freedom and sovereignty .
individual [اسم]
اجرا کردن

فرد

Ex:

شرکت تنوع را ارزش می‌گذارد و به مشارکت هر کارمند فردی احترام می‌گذارد.

sentence [اسم]
اجرا کردن

جمله

Ex: The teacher asked us to underline the verb in each sentence .

معلم از ما خواست که فعل را در هر جمله خط بکشیم.

benefit [اسم]
اجرا کردن

سود

Ex: He realized the benefit of his hard work when he was promoted .

او سود کار سخت خود را زمانی که ترفیع گرفت، فهمید.

shot [اسم]
اجرا کردن

شلیک

Ex: The police officer 's warning shot was meant to disperse the crowd .

شلیک هشداردهنده افسر پلیس برای پراکنده کردن جمعیت در نظر گرفته شده بود.

structure [اسم]
اجرا کردن

بنا

Ex: The architect designed a sustainable structure using environmentally friendly materials .

معمار یک سازه پایدار را با استفاده از مواد دوستدار محیط زیست طراحی کرد.

impact [اسم]
اجرا کردن

تأثیر

Ex: The new law will have a wide-ranging impact on the industry .

قانون جدید تأثیر گسترده‌ای بر صنعت خواهد داشت.

pattern [اسم]
اجرا کردن

روال

Ex: Economists study market patterns to predict future trends and developments .

اقتصاددانان الگوهای بازار را برای پیش‌بینی روندها و تحولات آینده مطالعه می‌کنند.

sleep [اسم]
اجرا کردن

خواب

Ex: Lack of sleep can lead to decreased productivity and concentration .

کمبود خواب می‌تواند منجر به کاهش بهره‌وری و تمرکز شود.

hospital [اسم]
اجرا کردن

بیمارستان

Ex: We donate blood regularly at the hospital to help those in need .

ما به طور منظم در بیمارستان خون اهدا می‌کنیم تا به نیازمندان کمک کنیم.

object [اسم]
اجرا کردن

شیء

Ex: In photography class , students learn how to capture objects in different lighting conditions .

در کلاس عکاسی، دانش‌آموزان یاد می‌گیرند که چگونه اشیاء را در شرایط نوری مختلف ثبت کنند.

career [اسم]
اجرا کردن

شغل

Ex: Nursing offers a rewarding career helping others in need .

پرستاری یک حرفه پاداش‌دهنده را با کمک به نیازمندان ارائه می‌دهد.

edge [اسم]
اجرا کردن

لبه

Ex: The ice skaters glided gracefully along the edge of the frozen lake .

اسکیت بازها به زیبایی در امتداد لبه دریاچه یخ زده سر خوردند.

fear [اسم]
اجرا کردن

ترس

Ex: Walking alone in the dark alley filled her with a sense of fear .

راه رفتن تنها در کوچه تاریک او را پر از احساس ترس کرد.

customer [اسم]
اجرا کردن

مشتری

Ex: The store offers a full refund if the customer is unsatisfied .

فروشگاه در صورت نارضایتی مشتری، بازپرداخت کامل ارائه می‌دهد.

effort [اسم]
اجرا کردن

تلاش

Ex: His effort to climb the mountain was rewarded with a breathtaking view from the summit .
temperature [اسم]
اجرا کردن

دما

Ex:

دماسنج یک دما بالا را نشان داد که نشان‌دهنده یک موج گرما بود.

activity [اسم]
اجرا کردن

فعالیت

Ex: Reading books is an enjoyable activity that helps expand your knowledge .

خواندن کتاب‌ها یک فعالیت لذت‌بخش است که به گسترش دانش شما کمک می‌کند.

meat [اسم]
اجرا کردن

گوشت

Ex: She seasoned the meat with herbs and spices before cooking .

او قبل از پختن، گوشت را با گیاهان و ادویه‌ها طعم دار کرد.

access [اسم]
اجرا کردن

دسترسی

Ex: Students with disabilities are provided with accessible entrances to ensure equal access to educational facilities .

به دانش‌آموزان دارای معلولیت، ورودی‌های قابل دسترسی ارائه می‌شود تا دسترسی برابر به امکانات آموزشی تضمین شود.

charge [اسم]
اجرا کردن

هزینه

Ex: There is no extra charge for shipping if you order before noon .

اگر قبل از ظهر سفارش دهید، هزینه اضافه‌ای برای حمل و نقل دریافت نمی‌شود.

campaign [اسم]
اجرا کردن

کمپین

Ex: The fundraising campaign exceeded its goal , thanks to generous donations from the community .

کمپین جمع‌آوری کمک‌های مالی به لطف کمک‌های سخاوتمندانه جامعه از هدف خود فراتر رفت.

mistake [اسم]
اجرا کردن

اشتباه

Ex: Learning from past mistakes can help you avoid similar pitfalls in the future .
instance [اسم]
اجرا کردن

نمونه

Ex: She cited an instance from history to illustrate her point about political change .

او یک مثال از تاریخ آورد تا نظر خود را درباره تغییر سیاسی روشن کند.

text [اسم]
اجرا کردن

متن

Ex:

کارآگاه پیام‌های متنی مظنون را به عنوان بخشی از تحقیق تحلیل کرد.