500 اسم رایج انگلیسی - برترین 326 - 350 اسمها

در اینجا بخش 14 از لیست رایج‌ترین اسم‌های انگلیسی مانند "آیتم"، "خواهر" و "توپ" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 اسم رایج انگلیسی
item [اسم]
اجرا کردن

کالا

Ex: They were disappointed when the item they wanted was out of stock .

آنها ناامید شدند وقتی که آیتم مورد نظرشان موجود نبود.

success [اسم]
اجرا کردن

موفقیت

Ex: Despite initial setbacks , the team 's collaborative efforts ultimately culminated in a resounding success .

علیرغم مشکلات اولیه، تلاش‌های مشترک تیم در نهایت به یک موفقیت چشمگیر منجر شد.

sister [اسم]
اجرا کردن

خواهر

Ex: We used to argue a lot when we were younger , but my sister and I get along much better now .

وقتی جوان‌تر بودیم خیلی بحث می‌کردیم، اما حالا من و خواهرم خیلی بهتر با هم کنار می‌آییم.

brother [اسم]
اجرا کردن

برادر

Ex: My brother is younger than me and always makes me laugh .

برادر من از من جوانتر است و همیشه مرا می‌خنداند.

engine [اسم]
اجرا کردن

موتور

Ex: The boat 's engine failed , leaving them stranded in the middle of the lake .

موتور قایق از کار افتاد و آنها را در وسط دریاچه رها کرد.

feature [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: The historical landmark 's most notable feature is its distinctive architecture dating back to the 18th century .

ویژگی قابل توجه ترین بنای تاریخی معماری متمایز آن است که به قرن هجدهم بازمی گردد.

ball [اسم]
اجرا کردن

توپ

Ex: We played a game of tennis using a yellow ball .

ما با یک توپ زرد تنیس بازی کردیم.

purpose [اسم]
اجرا کردن

هدف

Ex: The purpose of this meeting is to discuss the new project proposal and gather feedback from the team .
leg [اسم]
اجرا کردن

پا

Ex: She felt a cramp in her leg after running for a long time .

او پس از دویدن طولانی مدت در پایش گرفتگی احساس کرد.

dream [اسم]
اجرا کردن

رؤیا

Ex: He often kept a journal by his bed to write down his dream each morning .

او اغلب یک دفتر خاطرات در کنار تخت خود نگه می‌داشت تا هر صبح رویای خود را بنویسد.

style [اسم]
اجرا کردن

سبک

Ex: The coach wants the team to adopt a more aggressive playing style .

مربی می‌خواهد تیم یک سبک بازی تهاجمی‌تر را اتخاذ کند.

detail [اسم]
اجرا کردن

جزء (مفرد جزئیات)

Ex: The artist captured every detail of the landscape in her painting , from the texture of the rocks to the hues of the sky .

هنرمند هر جزئیات از منظره را در نقاشی خود به تصویر کشید، از بافت سنگ‌ها تا رنگ‌های آسمان.

blindness [اسم]
اجرا کردن

کوری

Ex: Her sudden onset of blindness was caused by a severe infection in both eyes .

شروع ناگهانی کوری او ناشی از عفونت شدید در هر دو چشم بود.

society [اسم]
اجرا کردن

جامعه

Ex: The organization aims to address social issues and improve the well-being of marginalized groups in our society .

سازمان به دنبال رسیدگی به مسائل اجتماعی و بهبود رفاه گروه‌های حاشیه‌نشین در جامعه ما است.

need [اسم]
اجرا کردن

نیاز

Ex: The refugees have urgent needs for food and shelter .

پناهندگان نیازهای فوری به غذا و سرپناه دارند.

stock [اسم]
اجرا کردن

کالاهای انبار

Ex: During the holiday season , retailers often increase their stock of popular toys to meet demand .

در فصل تعطیلات، خرده‌فروشان اغلب موجودی اسباب‌بازی‌های محبوب خود را برای پاسخگویی به تقاضا افزایش می‌دهند.

while [اسم]
اجرا کردن

مدت

Ex: After searching for a while , she finally found her misplaced keys under the sofa .
function [اسم]
اجرا کردن

کارکرد

Ex: A smartphone has multiple functions beyond calling .
practice [اسم]
اجرا کردن

تمرین

Ex:

تیم فوتبال جلسات تمرین فشرده‌ای قبل از بازی بزرگ داشت.

road [اسم]
اجرا کردن

جاده

Ex: The old town is accessible by a charming narrow cobblestone road .

شهر قدیمی از طریق یک جاده باریک و دلنشین سنگفرش قابل دسترسی است.

heat [اسم]
اجرا کردن

گرما

Ex: The heat can be oppressive in the city , especially for the elderly .

گرما می‌تواند در شهر، به ویژه برای سالمندان، طاقت‌فرسا باشد.

ice [اسم]
اجرا کردن

یخ

Ex: The hockey players glided effortlessly on the ice .

بازیکنان هاکی به راحتی روی یخ سر می‌خوردند.

meal [اسم]
اجرا کردن

وعده غذایی

Ex: She planned a romantic candlelit meal for their anniversary .

او یک غذا رمانتیک با نور شمع برای سالگردشان برنامه‌ریزی کرد.

hearing [اسم]
اجرا کردن

شنوایی

Ex: His hearing was impaired due to exposure to loud noises over many years .

شنوایی او به دلیل قرار گرفتن در معرض صداهای بلند برای سال‌های متمادی آسیب دیده بود.

vision [اسم]
اجرا کردن

بینایی

Ex: With age , his vision started to deteriorate , requiring him to wear glasses for reading .

با افزایش سن، بینایی او شروع به ضعیف شدن کرد و این باعث شد که برای خواندن عینک بزند.