500 اسم رایج انگلیسی - برترین 126 - 150 اسم‌ها

در اینجا، بخش 6 از لیست رایج‌ترین اسم‌های انگلیسی مانند "قدم"، "فرم" و "سلول" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 اسم رایج انگلیسی
step [اسم]
اجرا کردن

قدم

Ex: The hiker carefully navigated each rocky step along the trail .

کوهنورد با دقت هر قدم سنگی را در طول مسیر پیمود.

adult [اسم]
اجرا کردن

بزرگسال

Ex: The museum offers discounted tickets for seniors and adults .

موزه بلیط‌های تخفیف‌دار برای سالمندان و بزرگسالان ارائه می‌دهد.

form [اسم]
اجرا کردن

ظاهر

Ex: The dress designer focused on creating a flattering form for her latest collection .
death [اسم]
اجرا کردن

مرگ

Ex: Her grief after her husband 's death was overwhelming .

اندوه او پس از مرگ شوهرش بسیار سنگین بود.

cell [اسم]
اجرا کردن

سلول

Ex: Cells can be classified into two main categories : prokaryotic cells , lacking a nucleus , and eukaryotic cells , which have a nucleus enclosed within a membrane .

سلول‌ها را می‌توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد: سلول‌های پروکاریوتی، که فاقد هسته هستند، و سلول‌های یوکاریوتی، که هسته‌ای محصور در غشاء دارند.

love [اسم]
اجرا کردن

عشق

Ex:

داستان عشق پایدار زوج سالخورده الهام‌بخش نوه‌هایشان بود.

dollar [اسم]
اجرا کردن

دلار

Ex: The new game costs sixty dollars , but I 'm waiting for it to go on sale .

بازی جدید شصت دلار هزینه دارد، اما من منتظر هستم تا حراج شود.

camera [اسم]
اجرا کردن

دوربین

Ex: The detective checked the security footage from the camera .

کارآگاه تصاویر امنیتی را از دوربین بررسی کرد.

voice [اسم]
اجرا کردن

صدا

Ex: Teachers need to project their voice so that everyone in the classroom can hear .

معلمان باید صدای خود را طوری پخش کنند که همه در کلاس بتوانند بشنوند.

door [اسم]
اجرا کردن

در

Ex: She closed the bedroom door to have some privacy .

او در اتاق خواب را بست تا کمی حریم خصوصی داشته باشد.

tomorrow [اسم]
اجرا کردن

فردا

Ex: I 'm looking forward to tomorrow 's event at the community center .

من مشتاقانه منتظر رویداد فردا در مرکز جامعه هستم.

value [اسم]
اجرا کردن

ارزش

Ex: The company 's stocks plummeted , causing shareholders to worry about the value of their investments .

سهام شرکت سقوط کرد و باعث نگرانی سهامداران از ارزش سرمایه‌گذاری‌هایشان شد.

member [اسم]
اجرا کردن

عضو

Ex: Members of the committee will vote on the proposal next week .

اعضای کمیته هفته آینده در مورد پیشنهاد رأی خواهند داد.

اجرا کردن

ارتباط

Ex: There 's a symbiotic relationship between plants and bees in pollination .

بین گیاهان و زنبورها در گرده‌افشانی یک رابطه همزیستی وجود دارد.

laughter [اسم]
اجرا کردن

خنده

Ex: A burst of laughter erupted from the audience at the unexpected twist in the play .

انفجاری از خنده از تماشاگران در پی پیچش غیرمنتظره در نمایش به گوش رسید.

girl [اسم]
اجرا کردن

دختر

Ex: My sister is a smart girl who loves reading books .

خواهرم یک دختر باهوش است که عاشق خواندن کتاب است.

boy [اسم]
اجرا کردن

پسر

Ex: My cousin is a creative boy who loves drawing .

پسرعمویم یک پسر خلاق است که عاشق نقاشی کشیدن است.

data [اسم]
اجرا کردن

داده‌ها

Ex: The student conducted surveys to gather data for their research project .

دانشجو برای جمع‌آوری داده‌ها برای پروژه تحقیقاتی خود نظرسنجی‌هایی انجام داد.

war [اسم]
اجرا کردن

جنگ

Ex: The two nations have been at war for many years .

دو ملت برای سال‌های زیادی در حال جنگ بوده‌اند.

force [اسم]
اجرا کردن

توان

Ex: In physics , force is defined as mass times acceleration .

در فیزیک، نیرو به عنوان جرم ضربدر شتاب تعریف می‌شود.

plan [اسم]
اجرا کردن

برنامه

Ex: Emily shared her plan for organizing a successful charity event .

امیلی طرح خود را برای سازماندهی یک رویداد خیریه موفق به اشتراک گذاشت.

version [اسم]
اجرا کردن

نسخه

Ex: The director 's cut is considered the definitive version of the film .
town [اسم]
اجرا کردن

شهر (کوچک)

Ex: They decorate the town square for holidays and special occasions .

آن‌ها شهر را برای تعطیلات و مناسبت‌های خاص تزئین می‌کنند.

option [اسم]
اجرا کردن

گزینه

Ex: He considered all his options before making a decision about where to study .
trip [اسم]
اجرا کردن

سفر

Ex: Every year , the Smith family takes a trip to visit relatives in another state .

هر سال، خانواده اسمیت یک سفر برای دیدار با اقوام در ایالت دیگر انجام می‌دهند.