500 اسم رایج انگلیسی - بالای 226 - 250 اسم ها

در اینجا بخش 10 از لیست رایج ترین اسم ها در انگلیسی مانند "نفت"، "رفیق" و "شوخی" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 اسم رایج انگلیسی
oil [اسم]
اجرا کردن

روغن

Ex:

روغن نارگیل اغلب به خاطر طعم منحصر به فردش در پخت و پز استفاده می‌شود.

land [اسم]
اجرا کردن

خشکی

Ex: Farmers worked the land to grow crops and raise livestock .

کشاورزان روی زمین کار می‌کردند تا محصول بکارند و دام پرورش دهند.

computer [اسم]
اجرا کردن

کامپیوتر

Ex: She uses a computer to create digital art .

او از یک کامپیوتر برای خلق هنر دیجیتال استفاده می‌کند.

note [اسم]
اجرا کردن

یادداشت (جهت یادآوری)

Ex: The meeting minutes were recorded in detailed notes .
dude [اسم]
اجرا کردن

داداش

Ex: That dude in the blue shirt is my brother .

آن پسر با پیراهن آبی برادر من است.

enemy [اسم]
اجرا کردن

دشمن

Ex: She realized that her coworker was acting like an enemy , trying to sabotage her projects .
joke [اسم]
اجرا کردن

جوک

Ex: They shared a private joke that only they understood .

آنها یک شوخی خصوصی را به اشتراک گذاشتند که فقط خودشان می‌فهمیدند.

peace [اسم]
اجرا کردن

صلح

Ex: The community worked together to maintain peace and prevent violence .

جامعه برای حفظ صلح و جلوگیری از خشونت با هم کار کرد.

task [اسم]
اجرا کردن

کار

Ex: She was given the task of organizing the company event .

به او وظیفه سازماندهی رویداد شرکت داده شد.

habit [اسم]
اجرا کردن

عادت

Ex: My brother has the annoying habit of interrupting others .

برادرم عادت آزاردهنده‌ای در قطع کردن حرف دیگران دارد.

building [اسم]
اجرا کردن

ساختمان

Ex: The tall building stands out among the other structures in the city .

ساختمان بلند در میان سازه‌های دیگر شهر برجسته است.

century [اسم]
اجرا کردن

قرن

Ex: The city 's architecture has evolved over the centuries .

معماری شهر در طول قرن‌ها تکامل یافته است.

decade [اسم]
اجرا کردن

دهه

Ex: She 's been living in this city for over a decade .

او بیش از یک دهه است که در این شهر زندگی می‌کند.

patient [اسم]
اجرا کردن

بیمار

Ex: The doctor asked the patient to rest and drink plenty of water .

دکتر از بیمار خواست استراحت کند و آب زیاد بنوشد.

fan [اسم]
اجرا کردن

طرفدار

Ex: The fans wore team jerseys and painted their faces for the big match .

طرفداران پیراهن‌های تیم را پوشیدند و برای مسابقه بزرگ صورت‌هایشان را رنگ کردند.

project [اسم]
اجرا کردن

پروژه

Ex:

او پروژه تحقیقاتی خود را با شور و اشتیاق به کلاس ارائه داد.

plant [اسم]
اجرا کردن

گیاه

Ex: The rose is a popular plant known for its beautiful flowers .

گل رز یک گیاه محبوب است که به خاطر گل‌های زیبایش شناخته می‌شود.

planet [اسم]
اجرا کردن

سیاره

Ex: Astronomers discovered a new planet orbiting a distant star .

اخترشناسان یک سیاره جدید را کشف کردند که به دور یک ستاره دوردست می‌چرخد.

damage [اسم]
اجرا کردن

آسیب‌

Ex: Water damage from the flood ruined many of their belongings .

خسارات ناشی از سیل بسیاری از وسایل آنها را نابود کرد.

election [اسم]
اجرا کردن

انتخابات

Ex: The country held presidential elections every four years .

کشور هر چهار سال یکبار انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌کرد.

reality [اسم]
اجرا کردن

واقعیت

Ex:

در واقعیت، چیزها اغلب پیچیده‌تر از آنچه به نظر می‌رسند هستند.

device [اسم]
اجرا کردن

ابزار

Ex: The teacher used an interactive device to engage students in the lesson .

معلم از یک دستگاه تعاملی برای درگیر کردن دانش‌آموزان در درس استفاده کرد.

table [اسم]
اجرا کردن

میز

Ex:

ما دور میز غذاخوری برای شام خانوادگی جمع شدیم.

use [اسم]
اجرا کردن

استفاده

Ex: The teacher emphasized the importance of correct grammar use .

معلم بر اهمیت استفاده صحیح از دستور زبان تأکید کرد.