500 اسم رایج انگلیسی - برترین 176 - 200 اسم‌ها

در اینجا بخش 8 از لیست رایج ترین اسم‌های انگلیسی مانند "اندازه"، "قاعده" و "زمین" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 اسم رایج انگلیسی
rule [اسم]
اجرا کردن

دستورالعمل

Ex: Rules ensure fairness in board games .
thought [اسم]
اجرا کردن

فکر

Ex: Deep thoughts about the universe occupied his mind late into the night .

افکار عمیق درباره جهان ذهن او را تا دیروقت شب مشغول کرده بود.

party [اسم]
اجرا کردن

مهمانی

Ex: They decorated the house beautifully for the party .

آن‌ها خانه را برای مهمانی زیبا تزئین کردند.

size [اسم]
اجرا کردن

اندازه

Ex: The size of the pizza is 12 inches in diameter .

اندازه پیتزا 12 اینچ قطر دارد.

ground [اسم]
اجرا کردن

زمین

Ex: The flowers are blooming in the garden 's soft ground .

گل‌ها در زمین نرم باغ در حال شکوفه زدن هستند.

course [اسم]
اجرا کردن

دوره (درسی)

Ex: The online course includes video lectures , quizzes , and assignments .

دوره آنلاین شامل سخنرانی‌های ویدئویی، آزمون‌ها و تکالیف می‌شود.

risk [اسم]
اجرا کردن

احتمال خطر

Ex: Driving under the influence of alcohol increases the risk of accidents and legal consequences .

رانندگی تحت تاثیر الکل خطر تصادفات و پیامدهای قانونی را افزایش می‌دهد.

opportunity [اسم]
اجرا کردن

فرصت

Ex: The job opening at the company seemed like the perfect opportunity for career advancement .
hair [اسم]
اجرا کردن

مو

Ex: I need a haircut because my hair is getting too long .

من نیاز به کوتاهی مو دارم چون موهایم خیلی بلند شده‌اند.

parent [اسم]
اجرا کردن

والد

Ex: The parents attended the school meeting to discuss their child 's progress .

والدین در جلسه مدرسه شرکت کردند تا در مورد پیشرفت فرزندشان بحث کنند.

image [اسم]
اجرا کردن

تصویر

Ex: The photographer exhibited a series of black and white images at the gallery .

عکاس یک سری تصاویر سیاه و سفید را در گالری به نمایش گذاشت.

box [اسم]
اجرا کردن

جعبه

Ex: I need to find a small box for storing jewelry .

من نیاز به پیدا کردن یک جعبه کوچک برای نگهداری جواهرات دارم.

song [اسم]
اجرا کردن

آهنگ

Ex: The radio station played the hit song every hour .

ایستگاه رادیویی هر ساعت آهنگ پربازدید را پخش می‌کرد.

egg [اسم]
اجرا کردن

تخم‌مرغ

Ex:

او با سرخ کردن سیب‌زمینی و پیاز خرد شده همراه با تخم‌مرغ زده شده، املت اسپانیایی درست کرد.

skin [اسم]
اجرا کردن

پوست

Ex: The doctor advised wearing sunscreen to protect the skin from harmful UV rays .

پزشک توصیه کرد از کرم ضدآفتاب استفاده کنید تا پوست را از پرتوهای مضر UV محافظت کنید.

series [اسم]
اجرا کردن

سلسله

Ex: The museum is hosting a series of lectures on art history throughout the month .

موزه در طول ماه یک سری سخنرانی در مورد تاریخ هنر برگزار می‌کند.

wall [اسم]
اجرا کردن

دیوار

Ex: She hangs a painting on the wall to add color to the room .

او یک نقاشی را به دیوار آویزان می‌کند تا رنگ به اتاق اضافه کند.

fun [اسم]
اجرا کردن

خوشی

Ex: We added some games for fun at the picnic .

ما چند بازی برای سرگرمی در پیکنیک اضافه کردیم.

period [اسم]
اجرا کردن

بازه

Ex: The exam will last for a two-hour period .
mother [اسم]
اجرا کردن

مادر

Ex: She inherited her artistic talent from her mother , who is an accomplished painter .

او استعداد هنری خود را از مادرش به ارث برد، که یک نقاش accomplished است.

father [اسم]
اجرا کردن

پدر

Ex: My father is my role model and has always been there for me .

پدر من الگوی من است و همیشه برای من بوده است.

technology [اسم]
اجرا کردن

فناوری

Ex: The impact of technology on daily life is undeniable .

تأثیر فناوری بر زندگی روزمره انکارناپذیر است.

attention [اسم]
اجرا کردن

توجه

Ex: The speaker struggled to hold the audience 's attention during the long lecture .

گوینده در حفظ توجه مخاطبان در طول سخنرانی طولانی تلاش کرد.

age [اسم]
اجرا کردن

سن

Ex: She achieved great success at a young age .

او در سن جوانی به موفقیت بزرگی دست یافت.