500 اسم رایج انگلیسی - برترین 201 - 225 اسمها

در اینجا بخش 9 از لیست رایج‌ترین اسم‌های انگلیسی مانند "درخت"، "دفتر" و "هدف" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 اسم رایج انگلیسی
result [اسم]
اجرا کردن

نتیجه

Ex: The experiment yielded unexpected results , prompting further research .

آزمایش نتایج غیرمنتظره‌ای به همراه داشت که منجر به تحقیقات بیشتر شد.

tree [اسم]
اجرا کردن

درخت

Ex: The tree was home to a family of birds , who built their nest among the branches .

درخت خانه یک خانواده پرنده بود که لانه خود را میان شاخه ها ساخته بودند.

field [اسم]
اجرا کردن

زمینه (کاری، تحصیلی و...)

Ex: The conference brought together professionals from various fields of research .

کنفرانس حرفه‌ای‌ها را از زمینه‌های مختلف تحقیقاتی گرد هم آورد.

button [اسم]
اجرا کردن

دکمه

Ex: The dress has decorative buttons along the neckline .

لباس دکمه‌های تزئینی در امتداد یقه دارد.

office [اسم]
اجرا کردن

اداره

Ex:

به عنوان یک نویسنده مستقل، او یک اتاق اضافی در خانه‌اش را به یک دفتر خانگی دنج تبدیل کرد.

ability [اسم]
اجرا کردن

توانایی

Ex: The musician 's ability to play multiple instruments amazed the audience .

توانایی نوازنده در نواختن چندین ساز، تماشاگران را شگفت‌زده کرد.

goal [اسم]
اجرا کردن

هدف

Ex: He worked tirelessly to achieve his lifelong goal of climbing Mount Everest .

او بی‌وقفه کار کرد تا به هدف عمر خود برای صعود به کوه اورست برسد.

disease [اسم]
اجرا کردن

بیماری

Ex: She is researching a cure for a rare disease .

او در حال تحقیق برای یافتن درمانی برای یک بیماری نادر است.

research [اسم]
اجرا کردن

پژوهش

Ex: The research on social media usage revealed interesting trends among teenagers .

تحقیق در مورد استفاده از رسانه‌های اجتماعی، روندهای جالبی در میان نوجوانان را آشکار کرد.

narrator [اسم]
اجرا کردن

راوی

Ex: The film 's narrator provided a detailed backstory to set the scene .

راوی فیلم یک پیش‌زمینه دقیق برای تنظیم صحنه ارائه داد.

record [اسم]
اجرا کردن

رکورد

Ex: Her marathon time set a new record for the fastest female runner in the race 's history .

زمان ماراتن او یک رکورد جدید برای سریع‌ترین دونده زن در تاریخ مسابقه ثبت کرد.

role [اسم]
اجرا کردن

نقش

Ex: I 'm excited about my new role in the upcoming musical .
list [اسم]
اجرا کردن

فهرست

Ex: The magazine published a list of the top 10 restaurants in the city .

مجله یک فهرست از 10 رستوران برتر شهر را منتشر کرد.

pressure [اسم]
اجرا کردن

فشار

Ex: The company faced pressure from investors to improve its performance .

شرکت با فشار از سوی سرمایه‌گذاران برای بهبود عملکرد خود مواجه شد.

season [اسم]
اجرا کردن

فصل

Ex: The season of summer brings warm weather and longer days .

فصل تابستان هوای گرم و روزهای طولانی‌تر به همراه می‌آورد.

bunch [اسم]
اجرا کردن

گروه

Ex: At the concert , we joined a bunch of fans singing along to every song .

در کنسرت، ما به یک دسته از طرفداران که هر آهنگ را می‌خواندند پیوستیم.

development [اسم]
اجرا کردن

رشد

Ex: Urban development in the area led to new housing and businesses .

توسعه شهری در منطقه منجر به مسکن و کسب‌وکارهای جدید شد.

choice [اسم]
اجرا کردن

انتخاب

Ex: This coat is a great choice for cold weather .

این کت یک انتخاب عالی برای هوای سرد است.

fight [اسم]
اجرا کردن

دعوا

Ex: The street fight was quickly broken up by the police .

درگیری خیابانی به سرعت توسط پلیس متفرق شد.

paper [اسم]
اجرا کردن

کاغذ

Ex: They wrapped the gift in colorful paper before presenting it .

آن‌ها هدیه را در کاغذ رنگی پیچیدند قبل از اینکه آن را ارائه دهند.

police [اسم]
اجرا کردن

افسر پلیس

Ex: They admire the police for their commitment to maintaining law and order .

آن‌ها به پلیس به خاطر تعهدشان در حفظ قانون و نظارت احترام می‌گذارند.

tool [اسم]
اجرا کردن

ابزار

Ex: A paintbrush is an essential tool for applying paint to surfaces .

قلم مو یک ابزار ضروری برای اعمال رنگ روی سطوح است.

star [اسم]
اجرا کردن

ستاره

Ex: The stars twinkled brightly in the dark night sky .

ستاره‌ها در آسمان شب تاریک به شدت می‌درخشیدند.

production [اسم]
اجرا کردن

تولید کالا

Ex: The production of the new smartphone model will start next month .

تولید مدل جدید گوشی هوشمند ماه آینده آغاز خواهد شد.

emotion [اسم]
اجرا کردن

احساس

Ex: The artist expressed her emotions through her vibrant and evocative paintings .

هنرمند احساسات خود را از طریق نقاشی‌های پرجنب‌وجوش و تأثیرگذارش بیان کرد.