500 اسم رایج انگلیسی - برترین 451 - 475 اسم‌ها

در اینجا بخش 19 از لیست رایج‌ترین اسم‌ها در انگلیسی مانند "شیر"، "ویروس" و "عامل" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 اسم رایج انگلیسی
freedom [اسم]
اجرا کردن

آزادی

Ex: He enjoyed the freedom to travel wherever he wanted .

او از آزادی سفر به هر جایی که می‌خواست لذت برد.

income [اسم]
اجرا کردن

درآمد

Ex: She supplemented her income by freelancing as a graphic designer on the weekends .

او درآمد خود را با فریلنسینگ به عنوان یک طراح گرافیک در تعطیلات آخر هفته تکمیل کرد.

threat [اسم]
اجرا کردن

تهدید

Ex: Rising unemployment rates are seen as a potential threat to the country 's economic stability .
soul [اسم]
اجرا کردن

روح

Ex: Meditation and prayer are practices that help him nourish his soul .

مدیتیشن و نماز تمرین‌هایی هستند که به او کمک می‌کنند روح خود را تغذیه کند.

trick [اسم]
اجرا کردن

حقه

Ex: He realized too late that the deal was just a trick to get him to sign away his rights .

او خیلی دیر فهمید که معامله فقط یک حقه بود تا او را وادار به امضای از دست دادن حقوقش کند.

investment [اسم]
اجرا کردن

سرمایه‌گذاری

Ex: He considered his education an important investment in his future career .

او تحصیلات خود را یک سرمایه‌گذاری مهم در آینده شغلی خود می‌دانست.

factor [اسم]
اجرا کردن

عامل

Ex: Lack of sleep can be a contributing factor to decreased productivity at work .

کمبود خواب می‌تواند یک عامل مؤثر در کاهش بهره‌وری در کار باشد.

supply [اسم]
اجرا کردن

ذخیره

Ex: There was a shortage of medical supplies during the peak of the pandemic .

در اوج همه‌گیری، کمبود تجهیزات پزشکی وجود داشت.

location [اسم]
اجرا کردن

موقعیت جغرافیایی

Ex: The GPS coordinates provided the precise location of the archaeological site .

مختصات GPS موقعیت دقیق سایت باستان‌شناسی را ارائه داد.

strength [اسم]
اجرا کردن

قدرت

Ex: Meditation and yoga have helped him develop inner strength and resilience .

مدیتیشن و یوگا به او کمک کرده‌اند تا قدرت درونی و انعطاف‌پذیری را توسعه دهد.

milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

virus [اسم]
اجرا کردن

ویروس

Ex: Viruses can be spread through coughing and sneezing .

ویروس‌ها می‌توانند از طریق سرفه و عطسه پخش شوند.

suit [اسم]
اجرا کردن

کت‌شلوار

Ex: She needs to iron her suit before the important meeting .

او باید کت و شلوار خود را قبل از جلسه مهم اتو کند.

vehicle [اسم]
اجرا کردن

وسیله نقلیه

Ex: Cars , buses , and trucks are all types of vehicles .

ماشین‌ها، اتوبوس‌ها و کامیون‌ها همه انواع وسیله نقلیه هستند.

wave [اسم]
اجرا کردن

موج

Ex: The ocean was calm today , with only gentle waves rolling towards the sandy beach .

امروز اقیانوس آرام بود، با تنها امواج ملایمی که به سمت ساحل شنی می‌غلتیدند.

restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: They have a children 's menu at the restaurant , making it family-friendly .

آن‌ها در رستوران منوی کودکان دارند، که آن را برای خانواده‌ها مناسب می‌کند.

opinion [اسم]
اجرا کردن

نظر

Ex: Our teacher always encourages us to express our opinions in class .

معلم ما همیشه ما را تشویق می‌کند که نظرات خود را در کلاس بیان کنیم.

statement [اسم]
اجرا کردن

نظر

Ex: The company 's mission statement emphasizes customer service .
region [اسم]
اجرا کردن

منطقه

Ex: Wine enthusiasts often travel to the Bordeaux region in France to explore its renowned vineyards and taste exquisite wines .

علاقه‌مندان به شراب اغلب به منطقه بوردو در فرانسه سفر می‌کنند تا تاکستان‌های معروف آن را کاوش کنند و شراب‌های عالی را بچشند.

metal [اسم]
اجرا کردن

فلز

Ex: Aluminum is a lightweight metal used in the production of aircraft and beverage cans .

آلومینیوم یک فلز سبک است که در تولید هواپیما و قوطی های نوشیدنی استفاده می شود.

topic [اسم]
اجرا کردن

موضوع

Ex: His presentation touched on a controversial topic that sparked a lively debate .

ارائه او به یک موضوع بحث‌برانگیز پرداخت که بحثی پرشور را برانگیخت.

king [اسم]
اجرا کردن

پادشاه

Ex: The king knighted the brave soldier for his valor in battle .

پادشاه سرباز شجاع را به خاطر شجاعتش در نبرد به عنوان شوالیه منصوب کرد.

queen [اسم]
اجرا کردن

ملکه

Ex: The royal crown was passed down from queen to queen for generations .

تاج سلطنتی از ملکه به ملکه در طول نسل‌ها منتقل شد.

salt [اسم]
اجرا کردن

نمک

Ex: The soup needed a little more salt to bring out the taste .

سوپ به کمی نمک بیشتر نیاز داشت تا طعم آن را بهتر کند.

report [اسم]
اجرا کردن

گزارش (کتبی)

Ex: The police officer wrote up a report detailing the incident that occurred earlier that evening .

مامور پلیس یک گزارش نوشت که حادثه ای را که عصر آن روز اتفاق افتاده بود به تفصیل شرح می داد.