500 اسم رایج انگلیسی - برترین 301 - 325 اسم‌ها

در اینجا بخش 13 از لیست رایج‌ترین اسم‌های انگلیسی مانند "پدر"، "ماهی" و "پرنده" به شما ارائه می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 اسم رایج انگلیسی
mom [اسم]
اجرا کردن

مامان

Ex: Sarah 's mom is a strong and loving woman who has raised her children with unconditional love and guidance .

مادر سارا زنی قوی و دوست‌داشتنی است که فرزندانش را با عشق و راهنمایی بی‌قید و شرط بزرگ کرده است.

dad [اسم]
اجرا کردن

بابا

Ex: Sarah 's dad taught her how to ride a bike and it became a cherished childhood memory .

بابا سارا به او یاد داد که چگونه دوچرخه سواری کند و این خاطره ای گرانبها از دوران کودکی شد.

fish [اسم]
اجرا کردن

ماهی

Ex:

ماهی قرمز در کاسه با خوشحالی شنا می‌کرد.

bird [اسم]
اجرا کردن

پرنده

Ex: The colorful bird flew high in the sky .

پرنده رنگارنگ در آسمان پرواز کرد.

letter [اسم]
اجرا کردن

نامه

Ex: I received a letter from my friend who lives abroad .

من یک نامه از دوستم که در خارج زندگی می‌کند دریافت کردم.

website [اسم]
اجرا کردن

وب‌سایت

Ex: The website has a section for frequently asked questions .

وبسایت بخشی برای سوالات متداول دارد.

response [اسم]
اجرا کردن

پاسخ

Ex: In literature class , students were asked to write a critical response to the novel they had just finished reading .

در کلاس ادبیات، از دانش‌آموزان خواسته شد که یک پاسخ انتقادی به رمانی که تازه خوانده بودند بنویسند.

brand [اسم]
اجرا کردن

نشان تجاری

Ex: Coca-Cola's brand recognition is so strong that its logo is instantly recognizable across the globe .

برند کوکاکولا آنقدر قوی است که لوگوی آن در سراسر جهان به سرعت قابل تشخیص است.

environment [اسم]
اجرا کردن

محیط‌ زیست

Ex: Recycling is one way to help save the environment .

بازیافت یکی از راه‌های کمک به نجات محیط زیست است.

key [اسم]
اجرا کردن

کلید

Ex: They needed to have the key duplicated for the new employee .

آنها نیاز داشتند که کلید را برای کارمند جدید کپی کنند.

the past [اسم]
اجرا کردن

گذشته

Ex: The past of this country is filled with historic events .

گذشته این کشور پر از وقایع تاریخی است.

future [اسم]
اجرا کردن

آینده

Ex: We do n't know what the future holds for us .

ما نمی‌دانیم آینده چه چیزی برای ما در نظر گرفته است.

the present [اسم]
اجرا کردن

اکنون

Ex: The book explores the challenges of balancing past experiences with the demands of the present .

کتاب به بررسی چالش‌های متعادل کردن تجربیات گذشته با نیازهای حال می‌پردازد.

matter [اسم]
اجرا کردن

مسئله

Ex: His health had become a matter of concern for his family .

سلامتی او به یک مسئله نگران‌کننده برای خانواده‌اش تبدیل شده بود.

surface [اسم]
اجرا کردن

سطح

Ex: The surface of the lake was calm and reflective in the morning light .

سطح دریاچه در نور صبح آرام و بازتابنده بود.

drug [اسم]
اجرا کردن

ماده مخدر

Ex: Many countries have strict laws and regulations in place to combat the production , distribution , and use of illicit drugs .

بسیاری از کشورها قوانین و مقررات سخت‌گیرانه‌ای برای مبارزه با تولید، توزیع و مصرف مواد مخدر غیرقانونی دارند.

اجرا کردن

اینترنت

Ex: The Internet has transformed how we connect , work , and entertain ourselves .

اینترنت روش ارتباط، کار و سرگرمی ما را دگرگون کرده است.

section [اسم]
اجرا کردن

بخش

Ex: The museum 's art gallery is divided into sections dedicated to different art movements and periods .

گالری هنری موزه به بخش‌هایی تقسیم شده است که به جنبش‌ها و دوره‌های مختلف هنری اختصاص دارد.

turn [اسم]
اجرا کردن

نوبت

Ex: Each student in the class took turns presenting their projects to the rest of the class .
shape [اسم]
اجرا کردن

شکل

Ex: The architect envisioned a modern building with innovative and dynamic shapes that would stand out in the cityscape .

معمار یک ساختمان مدرن با اشکال نوآورانه و پویا را تصور کرد که در چشم‌انداز شهری برجسته می‌شد.

lesson [اسم]
اجرا کردن

درس

Ex: The textbook has a vocabulary lesson with new words to learn .

کتاب درسی یک درس واژگان با کلمات جدید برای یادگیری دارد.

policy [اسم]
اجرا کردن

سیاست‌گذاری

Ex: The insurance company revised its policy to offer better coverage for natural disasters .
street [اسم]
اجرا کردن

خیابان

Ex: They walked down the busy street , lined with shops and restaurants .

آنها در خیابان شلوغی که با مغازه‌ها و رستوران‌ها پوشیده شده بود، راه رفتند.

memory [اسم]
اجرا کردن

حافظه

Ex: She has a great memory for faces .

او حافظه فوق‌العاده‌ای برای چهره‌ها دارد.

help [اسم]
اجرا کردن

یاری

Ex: The kindness and generosity of volunteers are a valuable help to communities in times of need .

مهربانی و سخاوت داوطلبان کمک ارزشمندی برای جوامع در زمان نیاز است.