500 اسم رایج انگلیسی - برترین 51 - 75 اسمها

در اینجا بخش 3 از لیست رایج‌ترین اسم‌های انگلیسی مانند "ساعت"، "شغل" و "خانه" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 اسم رایج انگلیسی
child [اسم]
اجرا کردن

کودک

Ex: The children played happily in the park , swinging on the swings and running around .

بچه‌ها با خوشحالی در پارک بازی می‌کردند، روی تاب‌ها تاب می‌خوردند و دور هم می‌دویدند.

company [اسم]
اجرا کردن

شرکت

Ex: The company expanded its business to European markets .

شرکت کسب و کار خود را به بازارهای اروپایی گسترش داد.

minute [اسم]
اجرا کردن

دقیقه

Ex:

اتوبوس تا چند دقیقه دیگر می‌رسد، بنابراین باید در ایستگاه اتوبوس باشیم.

hour [اسم]
اجرا کردن

ساعت (شصت دقیقه)

Ex: I usually take a lunch break around noon for an hour .

من معمولاً حدود ظهر برای یک ساعت استراحت ناهار می‌کنم.

second [اسم]
اجرا کردن

ثانیه

Ex: The runner missed the world record by two seconds .

دونده رکورد جهانی را با دو ثانیه از دست داد.

job [اسم]
اجرا کردن

شغل

Ex: My sister has a job at a restaurant as a waitress .

خواهر من در یک رستوران به عنوان پیشخدمت شغل دارد.

home [اسم]
اجرا کردن

خانه

Ex: She enjoys cooking meals for her family in the kitchen of their home .

او از پختن غذا برای خانواده‌اش در آشپزخانه خانهشان لذت می‌برد.

level [اسم]
اجرا کردن

میزان

Ex: They adjusted the volume level to avoid disturbing others .

آنها سطح صدا را تنظیم کردند تا مزاحم دیگران نشوند.

moment [اسم]
اجرا کردن

لحظه

Ex: There was a moment of panic when the lights went out .

یک لحظه وحشت بود وقتی چراغ‌ها خاموش شدند.

business [اسم]
اجرا کردن

کسب‌وکار

Ex: Their family owns a small business selling handmade crafts .

خانواده آنها صاحب یک کسب‌وکار کوچک فروش صنایع دستی هستند.

law [اسم]
اجرا کردن

قانون

Ex: The company must comply with employment laws when hiring new employees .

شرکت باید هنگام استخدام کارمندان جدید از قوانین کار پیروی کند.

line [اسم]
اجرا کردن

خط

Ex:

جاده خطوط سفیدی داشت که خطوط را تقسیم می‌کرد.

area [اسم]
اجرا کردن

منطقه

Ex: The forest area is a habitat for many wildlife species .

منطقه جنگلی زیستگاه بسیاری از گونه‌های حیات وحش است.

group [اسم]
اجرا کردن

گروه

Ex: She started a book club and invited a group of people to join .

او یک باشگاه کتاب راه‌اندازی کرد و از یک گروه از افراد دعوت کرد تا بپیوندند.

sense [اسم]
اجرا کردن

حس

Ex: Touch is the sense that allows us to feel textures and temperatures .

لمس حسی است که به ما امکان می‌دهد بافت‌ها و دماها را احساس کنیم.

head [اسم]
اجرا کردن

سر

Ex: She held her head high as she walked confidently into the room .

او سرش را بالا نگه داشت در حالی که با اطمینان به اتاق وارد می‌شد.

mind [اسم]
اجرا کردن

ذهن

Ex: The human mind is capable of incredible creativity .

ذهن انسان قادر به خلاقیت باورنکردنی است.

thanks [اسم]
اجرا کردن

قدردانی

Ex:

مدیر یک سخنرانی تشکر به تیم برای فداکاریشان ارائه داد.

eye [اسم]
اجرا کردن

چشم

Ex: She winked at him , playfully closing one eye .

او به او چشمک زد، با شیطنت یک چشم را بست.

issue [اسم]
اجرا کردن

معضل

Ex: The software update aimed to fix the issue of frequent system crashes .
school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

space [اسم]
اجرا کردن

فضا

Ex: Space missions require careful planning .
couple [اسم]
اجرا کردن

جفت

Ex: We saw a couple of birds nesting in the tree .

ما یک جفت پرنده را دیدیم که در حال لانه کردن در درخت بودند.