کودک
بچهها با خوشحالی در پارک بازی میکردند، روی تابها تاب میخوردند و دور هم میدویدند.
در اینجا بخش 3 از لیست رایجترین اسمهای انگلیسی مانند "ساعت"، "شغل" و "خانه" به شما ارائه شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
کودک
بچهها با خوشحالی در پارک بازی میکردند، روی تابها تاب میخوردند و دور هم میدویدند.
شرکت
شرکت کسب و کار خود را به بازارهای اروپایی گسترش داد.
ساعت (شصت دقیقه)
من معمولاً حدود ظهر برای یک ساعت استراحت ناهار میکنم.
ثانیه
دونده رکورد جهانی را با دو ثانیه از دست داد.
شغل
خواهر من در یک رستوران به عنوان پیشخدمت شغل دارد.
خانه
او از پختن غذا برای خانوادهاش در آشپزخانه خانهشان لذت میبرد.
میزان
آنها سطح صدا را تنظیم کردند تا مزاحم دیگران نشوند.
لحظه
یک لحظه وحشت بود وقتی چراغها خاموش شدند.
کسبوکار
خانواده آنها صاحب یک کسبوکار کوچک فروش صنایع دستی هستند.
قانون
شرکت باید هنگام استخدام کارمندان جدید از قوانین کار پیروی کند.
منطقه
منطقه جنگلی زیستگاه بسیاری از گونههای حیات وحش است.
گروه
او یک باشگاه کتاب راهاندازی کرد و از یک گروه از افراد دعوت کرد تا بپیوندند.
حس
لمس حسی است که به ما امکان میدهد بافتها و دماها را احساس کنیم.
سر
او سرش را بالا نگه داشت در حالی که با اطمینان به اتاق وارد میشد.
ذهن
ذهن انسان قادر به خلاقیت باورنکردنی است.
چشم
او به او چشمک زد، با شیطنت یک چشم را بست.
مدرسه
ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.
جفت
ما یک جفت پرنده را دیدیم که در حال لانه کردن در درخت بودند.