کیف (زنانه)
او کیف دستی خود را روی صندلی کنارش در رستوران گذاشت.
در اینجا نام انواع مختلف کیف به انگلیسی را یاد خواهید گرفت، مانند "clutch"، "backpack" و "briefcase".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
کیف (زنانه)
او کیف دستی خود را روی صندلی کنارش در رستوران گذاشت.
کیف پول
او یک کیف پول گمشده را در خیابان پیدا کرد و آن را به صاحبش بازگرداند.
کولهپشتی
تسمههای محکم کولهپشتی آن را حتی در پیادهرویهای طولانی راحت برای حمل میکرد.
کولهپشتی
کولهپشتی بادوام دارای محفظههایی برای بطریهای آب و تنقلات بود.
کیف دستی
کیف دوشی چندین بخش داشت تا چیزها را منظم نگه دارد.
چمدان
او برای حمل تمام چمدانهایش از پلههای هتل به سختی تلاش کرد.
کولهپشتی یکبنده
او کیف کمری را روی شانهاش انداخت در حالی که به سمت کار راه میرفت.
کیف دوشی
کیف دوشی به اندازهای بزرگ بود که تمام لوازم ضروری روز را در خود جای دهد.
کیسه خرید
کیف خرید پاره شد و سیبها همه جا پخش شدند.