لباس و مد - توصیف لباس

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی را یاد خواهید گرفت که برای توصیف لباس‌ها در انگلیسی استفاده می‌شوند، مانند "بدون پشت"، "یقه باز" و "کم".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
لباس و مد
worn-out [صفت]
اجرا کردن

کهنه

Ex: The worn-out tires on the car needed to be replaced before the long road trip .

لاستیک‌های فرسوده ماشین قبل از سفر جاده‌ای طولانی نیاز به تعویض داشتند.

loose [صفت]
اجرا کردن

گشاد

Ex: The child 's shoes were too loose , so they kept slipping off while running .

کفش های کودک خیلی گشاد بودند، بنابراین هنگام دویدن مدام می‌لغزیدند.

tight [صفت]
اجرا کردن

تنگ

Ex: The new jeans were so tight that she had trouble buttoning them .

شلوار جین جدید آنقدر تنگ بود که او در دکمه بستن آن مشکل داشت.

low-cut [صفت]
اجرا کردن

یقه‌باز

Ex: The low-cut neckline of her gown gave it a sophisticated , yet daring look .
ragged [صفت]
اجرا کردن

مندرس

Ex: She donated her ragged dresses to the textile recycling program .

او لباس‌های کهنه خود را به برنامه بازیافت پارچه اهدا کرد.

scanty [صفت]
اجرا کردن

کوتاه (لباس)

Ex:

نمایش مد طرح‌های کم را به نمایش گذاشت که بر روندهای جسورانه و مینیمالیستی تأکید داشت.

see-through [صفت]
اجرا کردن

بدن‌نما

Ex: He chose a see-through shirt for the beach party , which was both stylish and practical for staying cool .

او برای مهمانی ساحل یک پیراهن نیمه‌شفاف انتخاب کرد که هم شیک بود و هم برای خنک ماندن عملی.

skimpy [صفت]
اجرا کردن

چسبان و لختی (لباس)

Ex: The model strutted down the runway in a skimpy outfit that left little to the imagination .

مدل روی رمپ با یک لباس تنگ راه رفت که کم به تخیل باقی گذاشت.

mini [صفت]
اجرا کردن

کوتاه

Ex: He wore a mini backpack to carry his essentials while hiking .

او یک کوله‌پشتی مینی پوشید تا وسایل ضروری خود را در حین پیاده‌روی حمل کند.

midi [صفت]
اجرا کردن

تا بین زانو و مچ

A-line [صفت]
اجرا کردن

دارای کمر تنگ و قسمت پایینی آزاد

brief [صفت]
اجرا کردن

تنگ و کوتاه (لباس)

Ex: The model strutted down the runway in a series of brief outfits that showcased her toned physique .

مدل روی رمپ با مجموعه‌ای از لباس‌های کوتاه راه رفت که فیزیک بدنی متناسبش را به نمایش گذاشت.

skintight [صفت]
اجرا کردن

جذب (لباس)

Ex:

لباس چسبان به فرم بدنش چسبیده بود، و به او احساس اعتماد به نفس و قدرت می‌داد وقتی که روی صحنه می‌رفت.

sleeveless [صفت]
اجرا کردن

بی‌آستین

Ex: Despite the chill in the air , she layered a sleeveless sweater over her blouse for a stylish and layered look .

علیرغم سرما در هوا، او یک ژاکت بدون آستین روی بلوز خود پوشید تا ظاهری شیک و لایه‌ای داشته باشد.

V-neck [اسم]
اجرا کردن

یقه‌هفت

Ex: V-neck dresses are versatile , suitable for both formal events and everyday wear .

لباس‌های یقه هفت همه‌کاره هستند، مناسب برای هر دو مناسبت‌های رسمی و پوشیدن روزمره.

crew neck [اسم]
اجرا کردن

یقه‌گرد

Ex: He prefers crew necks over V-necks for a classic look .

او برای ظاهری کلاسیک یقه گرد را به یقه‌های V ترجیح می‌دهد.

اجرا کردن

لباس آستین‌کوتاه

Ex: She bought a new short sleeve for the trip to the beach .

او یک آستین کوتاه جدید برای سفر به ساحل خرید.

extra small [اسم]
اجرا کردن

خیلی کوچک

Ex: His hands were extra small , making it hard to find gloves .

دست‌هایش خیلی کوچک بودند، که پیدا کردن دستکش را سخت می‌کرد.

small [اسم]
اجرا کردن

سایز کوچک

Ex:

او همیشه یک کوچک می‌خرد وقتی برای تی‌شرت‌ها خرید می‌کند.

medium [صفت]
اجرا کردن

متوسط

Ex: The medium suitcase held enough clothes for a week-long trip .

چمدان متوسط لباس کافی برای یک سفر یک هفته‌ای را در خود جای داده بود.

large [اسم]
اجرا کردن

سایز بزرگ

Ex:

سایز من معمولاً متوسط است، اما در این برند، یک بزرگ می‌پوشم.

extra large [اسم]
اجرا کردن

خیلی بزرگ

Ex: The pizza came in an extra large size to feed the whole group .

پیتزا در اندازه خیلی بزرگ آمد تا همه گروه را سیر کند.

اجرا کردن

(لباس) گشاد

Ex: The patient was advised to wear loose-fitting clothing after surgery .

به بیمار توصیه شد پس از عمل جراحی لباس‌های گشاد بپوشد.

اجرا کردن

چسبان (لباس)

Ex: He prefers close-fitting shirts that accentuate his physique .

او پیراهن‌های تنگ را ترجیح می‌دهد که فیزیک بدنش را برجسته می‌کنند.

undressed [صفت]
اجرا کردن

برهنه

Ex: He felt a bit self-conscious being undressed in front of the doctor during the examination .

او در طول معاینه احساس کمی خجالت می‌کرد از اینکه در مقابل دکتر برهنه بود.

bare [صفت]
اجرا کردن

برهنه

Ex: The hiker 's bare legs were scratched and muddy after trekking through the wilderness .

پاهای برهنه کوهنورد پس از پیاده‌روی در طبیعت، خراشیده و گلی شده بود.

solid [صفت]
اجرا کردن

یک‌رنگ

Ex: The artist used a solid red background for the painting to highlight the figures .

هنرمند از پس‌زمینه قرمز یکدست برای نقاشی استفاده کرد تا چهره‌ها را برجسته کند.

mid-length [صفت]
اجرا کردن

نه بلند نه کوتاه

Ex: His mid-length beard gave him a rugged yet polished appearance .

ریش نیمه‌بلند او به او ظاهری خشن اما آراسته می‌داد.

shabby [صفت]
اجرا کردن

مندرس

Ex: His shabby jeans were torn at the knees and faded from years of wear .

شلوار جین کهنه او در زانوها پاره شده و از سال‌ها استفاده رنگ باخته بود.

اجرا کردن

آستین‌بلند

Ex: He prefers long-sleeved tops for layering , especially in transitional weather .

او تاپ‌های آستین بلند را برای لایه‌بندی ترجیح می‌دهد، مخصوصاً در هوای انتقالی.

tall [اسم]
اجرا کردن

بلند

Ex:

او همیشه کت و شلوارهایش را در سایز بلند می‌خرد تا مطمئن شود آستین‌ها به اندازه کافی بلند هستند.

delicate [صفت]
اجرا کردن

ظریف

Ex: Delicate carvings decorated the temple .