لباس و مد - پوشاک ملل

در اینجا نام لباس‌های سنتی مختلف را به انگلیسی یاد خواهید گرفت، مانند "کیمونو"، "جلباب" و "ساری".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
لباس و مد
kilt [اسم]
اجرا کردن

دامن اسکاتلندی

kimono [اسم]
اجرا کردن

لباس سنتی ژاپنی با آستین گشاد

sari [اسم]
اجرا کردن

لباس سنتی زنان هندی

Ex: The actress looked stunning in a traditional sari .

بازیگر در یک ساری سنتی خیره کننده به نظر می‌رسید.

Tracht [اسم]
اجرا کردن

لباس سنتی کشورهای آلمانی‌زبان

plaid [اسم]
اجرا کردن

شال گردن پشمی اسکاتلندی

Kebaya [اسم]
اجرا کردن

لباس سنتی زنان جنوب شرق آسیا

Baro't saya [اسم]
اجرا کردن

بلوز و دامن بلند سنتی فیلیپینی

burka [اسم]
اجرا کردن

برقع (پوشش اسلامی)

jilbab [اسم]
اجرا کردن

چادر (پوشش اسلامی)

galabia [اسم]
اجرا کردن

ردای بلند آفریقایی

kaftan [اسم]
اجرا کردن

قبا

Ex: She bought a silk kaftan that reached her ankles .
kameez [اسم]
اجرا کردن

پیراهن بلند سنتی جنوب آسیا

sherwani [اسم]
اجرا کردن

شِروانی (نوعی لباس هندی)

gharara [اسم]
اجرا کردن

لباس هندی با شلوار گشاد و تونیک بالای زانو

achkan [اسم]
اجرا کردن

کت مردانه‌ی تا زانوی هندی

kurta [اسم]
اجرا کردن

پیراهن گشاد و تا زانوی هندی

huipil [اسم]
اجرا کردن

بلوز گشاد گلدوزی‌شده زنان مکزیک

agbada [اسم]
اجرا کردن

لباس مردانه‌ی گشاد آفریقایی

boubou [اسم]
اجرا کردن

لباس گشاد مردانه و زنانه‌ی آفریقایی

pajamas [اسم]
اجرا کردن

شلوار گشاد آسیایی

haik [اسم]
اجرا کردن

ردای آفریقایی

jubbah [اسم]
اجرا کردن

ردای بلند مردان عرب

kanzu [اسم]
اجرا کردن

تونیک مردانه‌ی سنتی شرق آفریقا

kaross [اسم]
اجرا کردن

لباس پوستین بی‌آستین بومیان افریقا

kittel [اسم]
اجرا کردن

لباس سفید مخصوص یهودی

serape [اسم]
اجرا کردن

شال مردانه‌ی بلند مکزیکی

tallith [اسم]
اجرا کردن

شال عبادت یهودیان با زمینه‌ی سفید

tanga [اسم]
اجرا کردن

شورت برزیلی با پوشش حداقلی

Afghan [اسم]
اجرا کردن

لباس سنتی افغان