لباس و مد - سبک های لباس

در اینجا نام سبک های مختلف لباس به انگلیسی را یاد خواهید گرفت، مانند "راحت"، "تیز" و "پر سر و صدا".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
لباس و مد
hip [صفت]
اجرا کردن

رایج

Ex:

رستوران جدید فوق‌العاده مُد روز است، با دکور مینیمال و کوکتل‌های دست‌ساز.

trend [اسم]
اجرا کردن

مد

Ex: Social media often spreads new fashion trends quickly .

رسانه‌های اجتماعی اغلب ترندهای جدید مد را به سرعت پخش می‌کنند.

retro [اسم]
اجرا کردن

سبک و مد قدیمی

Ex: She loves shopping for retro at thrift stores , picking up classic pieces from the 70s and 80s .

او عاشق خرید رترو در فروشگاههای دست دوم است، و قطعات کلاسیک از دهه‌های 70 و 80 را برمی‌دارد.

informal [صفت]
اجرا کردن

غیررسمی

Ex: The party was an informal gathering of friends .

مهمانی یک گردهمایی غیررسمی از دوستان بود.

trendy [صفت]
اجرا کردن

به‌روز

Ex: Fashion magazines are full of articles about the latest trendy looks .

مجلات مد پر از مقالاتی درباره آخرین ظواهر مد روز است.

normcore [اسم]
اجرا کردن

سبک ساده و بدون‌تجمل

stylishness [اسم]
اجرا کردن

شیک‌پوشی

Ex: The room exuded stylishness , with carefully chosen accents and a modern yet cozy vibe .

اتاق از شیک‌پوشی برخوردار بود، با تاکیدهای با دقت انتخاب شده و یک حس مدرن اما دنج.

open-necked [صفت]
اجرا کردن

یقه باز

Ex: She preferred the comfort of open-necked blouses during the warm summer months .

او راحتی بلوزهای یقه باز را در ماه‌های گرم تابستان ترجیح می‌داد.

casual [صفت]
اجرا کردن

راحتی (لباس)

Ex: She wore a casual sundress to the picnic , enjoying the comfort and ease of movement .

او یک لباس تابستانی راحت به پیکنیک پوشید، از راحتی و سهولت حرکت لذت برد.

اجرا کردن

لباس بیش‌ازحد غیررسمی پوشیده

becoming [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex:

رنگ کت و شلوار خوشایند است و با رنگ پوست شما هماهنگی دارد.

sharp [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: She appreciated a sharp outfit that made her feel confident and put-together for the job interview .

او از یک لباس شیک قدردانی کرد که به او احساس اعتماد به نفس و آمادگی برای مصاحبه شغلی داد.

comfortable [صفت]
اجرا کردن

راحت (لباس و ...)

Ex: After a long day , I like to change into comfortable pajamas .

بعد از یک روز طولانی، دوست دارم به پیژامه‌های راحت تغییر لباس بدهم.

اجرا کردن

آزاردهنده

Ex: The dining chairs were uncomfortable , causing guests to fidget during the meal .

صندلی‌های غذاخوری ناراحت بودند، که باعث شد مهمان‌ها در طول غذا بی‌قرار شوند.

dressy [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: She accessorized her dressy outfit with elegant jewelry and heels .

او لباس شیک خود را با جواهرات و کفش های پاشنه بلند شیک تزئین کرد.

elegant [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: The bride looked stunning in her elegant wedding dress , radiating grace and charm as she walked down the aisle .

عروس در لباس عروسی زیبا خود خیره کننده به نظر می‌رسید، در حالی که در راهرو راه می‌رفت، از لطف و جذابیت می‌درخشید.

fetching [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex:

شهر کوچک و دلفریب پر از کلبه‌های جذاب و خیابان‌های دلنشین بود.

fitted [صفت]
اجرا کردن

کاملاً اندازه (لباس)

Ex: She slipped into the fitted jeans , feeling confident and stylish for her night out .

او داخل شلوار جین فیت شد، احساس اعتماد به نفس و شیک برای شب بیرون رفتنش کرد.

flamboyant [صفت]
اجرا کردن

جلف و خودنمایانه

Ex: She made a flamboyant entrance at the party , turning heads with her extravagant gown and sparkling accessories .

او با یک ورود پرزرق و برق به مهمانی، با لباس مجلل و لوازم درخشان خود توجه‌ها را جلب کرد.

formal [صفت]
اجرا کردن

رسمی

Ex: The school requires a formal uniform during weekdays .

مدرسه در طول روزهای هفته یونیفرم رسمی نیاز دارد.

frumpy [صفت]
اجرا کردن

دمده و زشت (لباس)

Ex: She avoided wearing the frumpy dress that made her feel self-conscious .

او از پوشیدن لباس مندرس که باعث می‌شد احساس ناخوشایندی داشته باشد اجتناب کرد.

snappy [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: The snappy uniform gave the team a polished look .

یونیفرم شیک به تیم ظاهری آراسته داد.

sober [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: The artist preferred sober colors for her minimalist paintings .

هنرمند رنگ‌های ساده را برای نقاشی‌های مینیمالیستی خود ترجیح می‌داد.

sporty [صفت]
اجرا کردن

اسپرت

Ex: She loves wearing sporty leggings and tank tops for her workout sessions .

او عاشق پوشیدن شلوارک‌های ورزشی و تاپ‌های تانک برای جلسات تمرینی خود است.

stylish [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: She always dresses in a stylish manner , effortlessly combining trends with her own unique flair .

او همیشه به روشی شیک لباس می‌پوشد، به راحتی ترندها را با سلیقه منحصر به فرد خود ترکیب می‌کند.

stylishly [قید]
اجرا کردن

به‌شکل شکیل

Ex: The guests were stylishly dressed for the black-tie event .

مهمانان برای مراسم لباس رسمی شیک پوشیده بودند.

chic [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: She always looks chic in her trendy outfits and minimalist accessories .

او همیشه در لباس‌های مد روز و اکسسوری‌های مینیمالیستی خود شیک به نظر می‌رسد.

gaudy [صفت]
اجرا کردن

جلف

Ex: Tourists in gaudy shirts filled the beachside cafés .

گردشگران با پیراهن‌های پرزرق و برق کافه‌های کنار ساحل را پر کردند.

glamorous [صفت]
اجرا کردن

پرزرق‌وبرق

Ex: The glamorous decor of the hotel lobby exuded an air of opulence and grandeur .

دکور پرزرق و برق لابی هتل، هوایی از تجمل و عظمت را منتشر می‌کرد.

sloppy [صفت]
اجرا کردن

راحتی و گشاد (لباس)

Ex: The oversized jacket gave him a sloppy appearance .
smart [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: For the gala , everyone was expected to dress smart , so many opted for evening gowns and tuxedos .

برای گالا، انتظار می‌رفت همه شیک بپوشند، بنابراین بسیاری لباس شب و کت و شلوارهای رسمی را انتخاب کردند.

smartly [قید]
اجرا کردن

شیک

Ex: His hair was smartly cut and combed before the meeting .

موهایش قبل از جلسه به طور مرتب کوتاه و شانه شده بود.

garish [صفت]
اجرا کردن

جلف

Ex: His room was filled with garish posters and mismatched furniture , lacking any cohesive style .

اتاقش پر از پوسترهای پرزرق و برق و مبلمان نامتناسب بود، فاقد هرگونه سبک منسجم.

loud [صفت]
اجرا کردن

ناپسند

Ex: The festival was filled with people in loud outfits , covered in sequins and neon colors .

جشنواره پر از افرادی بود که لباس‌های پرزرق و برق به تن داشتند، پوشیده از پولک‌ها و رنگ‌های نئون.

baggy [صفت]
اجرا کردن

گشاد (لباس)

Ex: The teenager 's baggy shirt gave off a casual , laid-back vibe .

پیراهن گشاد نوجوان یک حس معمولی و آرام بخش داشت.