لباس و مد - پوشاک بالاتنه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به کت و ژاکت مانند "بلزر"، "کاردیگان" و "هودی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
لباس و مد
blazer [اسم]
اجرا کردن

کت تک

Ex: The store offers blazers in a variety of colors and styles .

فروشگاه بلزرها را در رنگ‌ها و سبک‌های مختلف ارائه می‌دهد.

cardigan [اسم]
اجرا کردن

ژاکت کش‌بافت

Ex: He buttoned up his cable-knit cardigan before stepping out into the chilly evening .

او قبل از رفتن به هوای سرد شب، کاردیگان بافتنی خود را دکمه کرد.

coat [اسم]
اجرا کردن

پالتو

Ex: My little daughter wears a fluffy coat that makes her look like a teddy bear .

دختر کوچکم یک کت کرکی پوشیده که او را شبیه یک خرس عروسکی می‌کند.

hoodie [اسم]
اجرا کردن

هودی (لباس)

Ex: He grabbed his hoodie off the chair before heading out in the rain .

او هودی خود را از روی صندلی برداشت قبل از اینکه زیر باران بیرون برود.

jacket [اسم]
اجرا کردن

کاپشن

Ex: The jacket has multiple pockets , perfect for storing small items .

ژاکت چندین جیب دارد، که برای ذخیره‌سازی وسایل کوچک عالی است.

jersey [اسم]
اجرا کردن

پلیور

Ex: The cozy wool jersey kept her warm during chilly autumn walks .

ژرسی پشمی راحت او را در پیاده‌روی‌های خنک پاییزی گرم نگه می‌داشت.

raincoat [اسم]
اجرا کردن

بارانی

Ex: The children wore matching raincoats as they splashed in puddles .

بچه‌ها بارانی‌های هماهنگ پوشیده بودند در حالی که در گودال‌ها آب بازی می‌کردند.

sweatshirt [اسم]
اجرا کردن

گرمکن (لباس)

Ex: The cozy sweatshirt was made of fleece material .

سوییشرت راحت از جنس فلیس ساخته شده بود.

pullover [اسم]
اجرا کردن

پلیور

Ex: He folded his pullover and placed it in the drawer .

او پلوور خود را تا کرد و آن را در کشو قرار داد.

sweater [اسم]
اجرا کردن

پلیور

Ex: I need a lightweight sweater for the spring season .

من به یک پلیور سبک برای فصل بهار نیاز دارم.

windbreaker [اسم]
اجرا کردن

لباس بادگیر

Ex: A windbreaker is perfect for unpredictable spring weather .

کاپشن بادگیر برای هوای غیرقابل پیش‌بینی بهار عالی است.

parka [اسم]
اجرا کردن

کاپشن کلاه‌دار

tuxedo [اسم]
اجرا کردن

کت‌شلوار رسمی

Ex: The tuxedo featured a subtle pattern on the jacket ’s lapels , adding a modern twist to the traditional formalwear .

تاکسیدو دارای طرحی ظریف روی یقه‌های کت بود که به پوشش رسمی سنتی، جلوه‌ای مدرن بخشید.

turtleneck [اسم]
اجرا کردن

لباس یقه‌اسکی

Ex: The store sells turtlenecks in various colors and fabrics .

فروشگاه یقه اسکی را در رنگ‌ها و پارچه‌های مختلف می‌فروشد.

ulster [اسم]
اجرا کردن

پالتو گشاد و بلند مردانه

surtout [اسم]
اجرا کردن

اوورکت مردانه قرن نوزدهم

raglan [اسم]
اجرا کردن

تی‌شرت آستین رگلان

suit [اسم]
اجرا کردن

کت‌شلوار

Ex: She needs to iron her suit before the important meeting .

او باید کت و شلوار خود را قبل از جلسه مهم اتو کند.