لباس و مد - جواهرات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به جواهرات مانند "زنجیر"، "دستبند" و "پابند" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
لباس و مد
amulet [اسم]
اجرا کردن

آویز دفع بلا

Ex: He kept an amulet in his pocket for luck .

او یک طلسم در جیبش برای شانس نگه می‌داشت.

ankh [اسم]
اجرا کردن

چلیپای حلقه‌دار

bauble [اسم]
اجرا کردن

بدلیجات

Ex:

گردنبند گران به نظر می‌رسید، اما فقط یک زیورآلات درخشان بود.

bead [اسم]
اجرا کردن

مهره

Ex: A single bead rolled off the table and onto the floor , quickly disappearing under the couch .

یک مهره از روی میز به زمین غلتید و به سرعت زیر مبل ناپدید شد.

bracelet [اسم]
اجرا کردن

دست‌بند

Ex: The bracelet jingles softly as she moves her hand .

دستبند به آرامی صدا می‌دهد وقتی که او دستش را حرکت می‌دهد.

brooch [اسم]
اجرا کردن

سنجاق‌سینه

Ex: Her grandmother 's brooch , shaped like a hummingbird , became a family heirloom .

سنجاق سینه مادربزرگش، که به شکل مرغ مگس‌خوار بود، به یک میراث خانوادگی تبدیل شد.

cameo [اسم]
اجرا کردن

شی یا جواهرات با طرح برجسته

Ex: The museum 's collection included 19th-century cameos carved from agate .

مجموعه موزه شامل کامئوهای قرن نوزدهمی بود که از عقیق کنده‌کاری شده بودند.

chain [اسم]
اجرا کردن

زنجیر

Ex: She wore a stylish silver chain that matched her earrings .

او یک زنجیر نقره‌ای شیک پوشیده بود که با گوشواره‌هایش هماهنگ بود.

charm [اسم]
اجرا کردن

طلسم شانس

Ex: I found a charm in the store that I thought would make the perfect gift .

من در فروشگاه یک طلسم پیدا کردم که فکر می‌کردم هدیه‌ای عالی خواهد بود.

clasp [اسم]
اجرا کردن

بست

Ex: He repaired the clasp on his watch strap .
earring [اسم]
اجرا کردن

گوشواره

Ex: She wore a pair of beautiful diamond earrings to the party .

او یک جفت گوشواره الماس زیبا به مهمانی پوشید.

اجرا کردن

حلقه نامزدی

Ex: The couple visited a jeweler to resize the engagement ring to ensure a perfect fit .

زوج برای تغییر اندازه حلقه نامزدی به یک جواهرفروشی مراجعه کردند تا از تناسب کامل اطمینان حاصل کنند.

gold [اسم]
اجرا کردن

طلا

Ex: The crown jewels of the monarch are encrusted with diamonds and set in gold .

جواهرات تاج پادشاه با الماس تزئین شده و در طلا قرار گرفته‌اند.

hoop [اسم]
اجرا کردن

گوشواره حلقه‌ای

pin [اسم]
اجرا کردن

سنجاق‌سینه

Ex: She collected vintage pins and displayed them on a felt board .

او سنجاق‌های قدیمی جمع می‌کرد و آن‌ها را روی یک تخته نمد نمایش می‌داد.

nose ring [اسم]
اجرا کردن

حلقه بینی

Ex: The traditional ceremony required the bride to wear a beautifully crafted nose ring .

مراسم سنتی نیاز داشت که عروس یک حلقه بینی زیبا و هنرمندانه بپوشد.

karat [اسم]
اجرا کردن

قیراط

Ex: The antique coin collector was thrilled to acquire a rare 24 karat gold coin , valued for its 100 % gold purity .

کلکسیونر سکه‌های عتیقه از به دست آوردن یک سکه طلای نادر 24 عیار، که به خاطر خلوص 100% طلای آن ارزشمند است، بسیار هیجان‌زده بود.

necklace [اسم]
اجرا کردن

گردن‌بند

Ex: The necklace had a beautiful pearl hanging from the chain .

گردنبند مرواریدی زیبا داشت که از زنجیر آویزان بود.

trinket [اسم]
اجرا کردن

زیورآلات بدلی

Ex: The beachside market offered colorful shell trinkets , perfect for souvenir hunters .

بازار کنار ساحل، زیورآلات صدفی رنگارنگی ارائه می‌داد که برای شکارچیان سوغاتی عالی بود.

jeweler [اسم]
اجرا کردن

جواهرساز

Ex: The jeweler 's expertise in gemstone identification is highly sought after in the industry .

تخصص جواهرساز در شناسایی سنگ‌های قیمتی در صنعت بسیار مورد تقاضا است.

piercing [اسم]
اجرا کردن

پیرسینگ

Ex:

او پس از چند ماه پیرسینگ خود را به یک حلقه نقره‌ای تغییر داد.

platinum [اسم]
اجرا کردن

پلاتین

Ex: He invested in platinum as a valuable precious metal .

او در پلاتین به عنوان یک فلز گرانبها سرمایه‌گذاری کرد.

ring [اسم]
اجرا کردن

انگشتر

Ex: She received a sparkling diamond ring as an engagement gift .

او یک حلقه الماس درخشان به عنوان هدیه نامزدی دریافت کرد.

silver [اسم]
اجرا کردن

نقره

Ex:

سرویس چای عتیقه از نقره استرلینگ ساخته شده بود.