خریدن
من همیشه محصولات تازه را از بازار محلی کشاورزان میخرم.
در اینجا واژگان درس 5A از کتاب درسی English File Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "روزنامه"، "رسم"، "به یاد آوردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
خریدن
من همیشه محصولات تازه را از بازار محلی کشاورزان میخرم.
روزنامه
روزنامه ستونی دارد که خوانندگان میتوانند در آن بنویسند و درخواست مشاوره کنند.
با کسی تماس گرفتن
آنها هر یکشنبه به پدربزرگ و مادربزرگشان تلفن میزنند تا از حالشان باخبر شوند.
تلفن زدن
او فراموش کرد که به رستوران تلفن بزند تا برای شام سالگردشان رزرو کند.
تاکسی
من یک تاکسی با یک غریبه که به همان سمت میرفت شریک شدم.
رقصیدن
او عاشق رقصیدن با آهنگهای مورد علاقهاش است.
موسیقی تانگو
ریتم و ملودی تانگو مسری بود و همه را به سمت دنس فلور میکشید.
ترسیم کردن
کودک از مداد رنگی ها برای کشیدن یک پروانه رنگارنگ استفاده کرد.
عکس
دوربینهای دیجیتال به شما امکان میدهند که عکسهای خود را فوراً مشاهده و به اشتراک بگذارید.
جای پارک
او جای پارک را با مخروطها علامت گذاری کرد تا مطمئن شود که در طول رویداد کسی در منطقه تعیین شدهاش پارک نکند.
فراموش کردن
او سعی کرد دوست دوران کودکی خود را به یاد آورد، اما نامش را فراموش کرده بود.
کسی
اگر کسی به کمک نیاز دارد، باید درخواست کمک کند.
نام
او اسم خود را با خط تحریری زیبا نوشت.
چیزی را به کسی دادن
مدیر به کارمندان کارتهای دسترسی داد تا وارد منطقه امن شوند.
گل
ما میز را با یک گلدان از گلهای تازه تزیین کردیم.
شنیدن
من میتوانم بشنوم پرندگان در بیرون آواز میخوانند.
سروصدا
سر و صدای چکش هیدرولیک در خیابانها پیچید در حالی که تعمیرات جاده در حال انجام بود.
کمک کردن
آنها به مرد سالخورده کمک کردند تا از خیابان عبور کند.
رفتن
آنها فردا صبح برای تعطیلات خود خواهند رفت.
کیف
او وسایل شنا خود را در یک کیف ضد آب برای استخر بسته بندی کرد.
قطار
آنها از سکو در حالی که قطار حرکت میکرد، بدرقهاش کردند.
به دنبال چیزی یا کسی بودن
آنها ماهها در جستجوی یک آپارتمان جدید بودند قبل از اینکه بالاخره یکی را پیدا کنند که دوست داشتند.
کلید
آنها نیاز داشتند که کلید را برای کارمند جدید کپی کنند.
دور هم جمع شدن
اعضای کلاب هر دوشنبه ملاقات خواهند کرد تا رویدادها را سازماندهی کنند.
دوست
مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت میبرد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.
رنگ کردن
او صندلی چوبی قدیمی را سیاه رنگ کرد تا به آن ظاهری تازه بدهد.
به یاد آوردن
من همیشه روز فارغالتحصیلیمان را به یاد خواهم آورد.
دویدن
او یک ورزشکار با استعداد است و میتواند بسیار سریع بدود.
مسابقه
همه تشویق کردند وقتی دوندهها به پایان مسابقه نزدیک شدند.
فیلم
صنعت فیلم پیشرفتهای تکنولوژیکی قابل توجهی را تجربه کرده است، که منجر به تولید فیلمهایی با جلوههای بصری خیرهکننده و غوطهور کننده شده است.
فرستادن
لطفاً فاکتور را برای پردازش به بخش حسابداری ما ارسال کنید.
پیامک
آنها عمدتاً در طول روز از طریق پیامهای متنی با هم ارتباط برقرار میکردند.
آواز خواندن
او همیشه یک لالایی میخواند تا به خوابیدن کودکش کمک کند.
آهنگ
ایستگاه رادیویی هر ساعت آهنگ پربازدید را پخش میکرد.
دریا
ما در حال قدم زدن در کنار دریا صدف جمع کردیم.
گفتن
چرا به من در مورد تغییر برنامه گفته نشد؟
راز
نقشه گنج آنها را به یک مکان مخفی هدایت کرد که در آنجا طلای دزدان دریایی دفن شده بود.
تلاش کردن
آنها قصد دارند تلاش کنند تا پروژه را تا جمعه تمام کنند.
[فعل مصنوعی]
او با گزارش حادثه به مقامات، وظیفهاش را انجام داد.
سخت
درک زبان شکسپیر در نمایشنامههایش میتواند برای دانشآموزان دبیرستانی دشوار باشد.
استفاده کردن
تیغه تیز چاقو را برای خرد کردن سبزیجات آسان برای استفاده میکند.
اینترنت
اینترنت روش ارتباط، کار و سرگرمی ما را دگرگون کرده است.
صبر کردن
از بیماران خواسته میشود در اتاق انتظار صبر کنند تا نامشان خوانده شود.
اتوبوس
اتوبوس ما را به مرکز شهر برد جایی که مغازهها و جاذبهها را کشف کردیم.
رفتن
او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.
باشگاه
آنها کلاسهای یوگا در باشگاه ورزشی ارائه میدهند.
ورزش
ما امروز یک تمرین جدید در کلاس انگلیسیمان یاد گرفتیم.
تماشا کردن
نمایش سیرک چشمگیر و سرگرمکننده برای تماشا بود.
پخش شدن (صدا و موسیقی)
جعبه موسیقی مجموعهای از آهنگهای کلاسیک را پخش کرد و فضایی نوستالژیک در رستوران ایجاد کرد.
گوش دادن
با دقت گوش دهید، و میتوانید آواز پرندگان را روی درختان بشنوید.
موسیقی
موسیقی آرامشبخش به همه کمک کرد تا پس از یک روز طولانی استراحت کنند.
خوردن یا نوشیدن
امروز برای ناهار یک ساندویچ خوردم.
قهوه
او قهوه اش را سیاه، بدون شکر یا خامه ترجیح میدهد.
عکس
این زوج یک عکاس حرفهای استخدام کردند تا عکسها را در عروسیشان بگیرد.
تلویزیون
ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.