جامعه، قانون و سیاست - طبقه اجتماعی
کشف اصطلاحات انگلیسی مربوط به طبقات اجتماعی، از جمله "خون آبی" و "زیر نمک".
مرور
فلشکارتها
آزمون
the people that are of the highest class in a society

اعیان و اشراف, طبقه اشراف
اعیان و اشراف اغلب فرزندان خود را به مدارس ویژه میفرستند.
(of people) having a rank or position that is high or honorable

دارای مقام بالا, با منزلت
او به مقام بالا رسید تا مشاور مورد اعتماد پادشاه شود.
an exaggerated or artificial display of superiority or elegance

فیسوافاده, تاقچه بالا
از وقتی ترفیع گرفته، پر از فیسوافاده شده.
someone who is born in a family that is of noble rank or social prominence

اشرافزاده, نجیبزاده
اشرافزاده بودن با انتظارات و مسئولیتهای اجتماعی همراه است.
a person who is favored or treated with special privilege, often by someone in a position of authority

نورچشمی, عزیزکرده
بهترین کارها را به او میدادند چون نورچشمیِ استاد بود.
privileged by birth or family background

اشرافزاده, زاده خاندان اشرافی
او اشرافزاده بود و هیچوقت نگران پول نبود.
to be born into a wealthy or privileged family and having access to all the luxuries and comfort that comes with it

در ناز و نعمت بزرگ شدن, در خانواده متمول بزرگ شدن
او در ناز و نعمت بزرگ شد و از کودکی از هر نعمتی بهرهمند بود.
wealth that is inherited to one from a royal or very rich family

ثروت موروثی, دارایی خانوادگی
ثروت موروثی به او شروعی داد که بیشتر مردم فقط خوابش را میبینند.
intellectuals, commentators, or influencers who are frequently talking or writing about public issues and current events but who may lack practical experience or political power

طبقه صاحبنظرنما, جماعت اهل تفسیر و تحلیل
سیاستمداران طبقه صاحبنظرنما را نادیده گرفتند و روی حرف واقعی رأیدهندگان تمرکز کردند.
a poor area in a town or city in which a lot of homeless or drunk people live

محله فقیرنشین, محله بیبضاعت
فیلم محله فقیرنشین را با کوچههای پر از یأس و معتادان به الکل نشان داد.
a very safe and wealthy area in a city or town

محله اعیاننشین, بالای شهر
بعد از ترفیع، بالاخره به بالای شهر نقل مکان کرد.
a perspective that emphasizes the view or situation of someone with lower status or authority

دیدگاه فرودستان, دید از پایین
مستند بهجای ستایش شهردار، سیاستهای او را از دید فرودستان بررسی میکند.
a manner of speaking associated with wealth, social status, or formal education

لحن اشرافی, طرز حرفزدن اعیانمنشانه
با طرز حرفزدن اعیانمنشانه جواب گارسون را داد و کل میز ساکت شد.
(of people) having a status, position, or reputation that is low

پایینمرتبه, کماعتبار
از خانوادهای پولدار بود و به هرکس پایینتر از خودش بود از بالا نگاه میکرد.
someone who feels unimportant or inexperienced in a much larger group or place
