وحشتزده کردن
به اصطلاحات انگلیسی مربوط به ترس و وحشت شیرجه بزنید، مانند "روی سوزن و سرنگ" و "مثل برگ بلرزد".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
وحشتزده کردن
عرق سرد
هر وقت مجبورم در مقابل جمعیت زیادی صحبت کنم، عرق سرد میکنم.
کسی را بسیار ترساندن
لرزه به تن (افتادن)
با نفس حبس شده (از شدت هیجان و اضطراب)
به خود لرزیدن
کسی را بسیار ترساندن
کسی را شدیدا ترساندن (که رفتارش را درست کند)
بسیار نگران شدن
وحشت کردن
از ترس به خود لرزیدن
کسی را زهرهترک کردن
مثل اسپند روی آتش
کسی را تا حد مرگ ترساندن
خشکشده
کسی را به وحشت انداختن
از ترس جان