انسانی
در اینجا واژگان درس 4B از کتاب درسی English File Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "rattle"، "slurp"، "groan" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
انسانی
صدا
صدای قدمها در راهروی خالی طنین انداز شد.
صدا
معلمان باید صدای خود را طوری پخش کنند که همه در کلاس بتوانند بشنوند.
صدای بلند ایجاد کردن
رادیاتور قدیمی با گرم شدنش کوبید و صدایش در تمام خانه پیچید.
وزوز کردن
چمنزن وزوز میکند در حالی که باغبان چمن را کوتاه میکند.
صدای تلق کردن (مثل صدای بسته شدن چفت در)
چرخدندههای ماشین در حین چرخش کلیک میکردند.
صدای بلند ایجاد کردن
ما میتوانستیم صدای امواج را بشنویم که به ساحل سنگی برخورد میکردند در حالی که طوفان شدت میگرفت.
غژغژ کردن
در سکوت شب، میتوانستیم صدای جیرجیر صندلی راکینگ قدیمی را بشنویم که به جلو و عقب حرکت میکرد.
قرچ قرچ خوردن
او آبنبات سفت را در دهانش خرد کرد، از طعم آن لذت برد.
هیس کردن
بخار از قابلمه به هیس کردن ادامه داد در حالی که سبزیجات را میپخت.
هوهو کردن (جغد)
همانطور که از میان جنگل میگذشتیم، نعره یک جغد سکوت را شکست و به فضای مرموز افزود.
زمزمه کردن
موتور ماشین وزوز میکرد در حالی که در driveway در حال کار در حالت بیبار بود.
تلقتلوق کردن
پیچهای شل در صندلی قدیمی باعث میشد هر بار کسی روی آن مینشست تق تق کند.
غرش کردن
موتور ماشین اسپورت غرید در حالی که در بزرگراه شتاب میگرفت.
صدای گوشخراش ایجاد کردن
ترمزها جیغ کشید وقتی که اتوبوس ناگهان ایستاد.
کوبیدن
در لحظهای از ناامیدی، او تلفن خراب را روی میز کوبید.
هورت کشیدن
سر میز شام، برادرم همیشه موفق میشود سوپش را هورت بکشد، که والدین ما را بسیار آزار میدهد.
خروپف کردن
حتی گربه روی طاقچه پنجره به نظر میرسید که در نور خورشید چرت میزند و آرام خروپف میکند.
شلپشلوپ کردن
توله سگ هیجانزده به داخل گودال پرید و باعث پاشیده شدن آب به همه طرف شد.
به آرامی ضربه زدن
برای جلب توجه گربه، او شروع به ضربه زدن آرام انگشتانش روی میز کرد.
تیکتاک کردن
پاهای حشره به آرامی روی سطح آب تیک تیک میکرد در حالی که میلغزید.
سوت زدن
مربی به تندی سوت زد تا پایان تمرین را اعلام کند.
ریز خندیدن
در طول سکوت ناخوشایند، گروه شروع به خنده ناشی از خجالت کرد تا تنش را از بین ببرد.
ناله کردن
پس از پیادهروی طولانی، او ناله کرد وقتی که بالاخره نشست.
زمزمه کردن
کارمند خسته اغلب در جلسات دیروقت پاسخها را زمزمه میکرد.
داد زدن
در خانه جنزده، بازدیدکنندگان از ترس فریاد میزدند وقتی که بازیگران با صحنههای ترسناک آنها را غافلگیر میکردند.
آه کشیدن
پس از یک روز طولانی کار، او روی مبل افتاد و عمیق آه کشید.
گریه کردن
اندوه فراوان باعث شد او در مراسم یادبود به هقهق بیفتد.
تتهپته کردن
صدایش شروع به لکنت کرد وقتی فهمید که نکات کلیدی ارائهاش را فراموش کرده است.
نجوا کردن
بچهها در حالی که به هم پچ پچ میکردند در زمان داستان خندیدند.
فریاد زدن
در طول وضعیت اضطراری، او مجبور شد فریاد بزند تا توجه افراد نزدیک را جلب کند.