کتاب 'هدوی' پیش‌متوسطه - انگلیسی روزمره (واحد 2)

در اینجا واژگان مربوط به واحد 2 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مکالمه"، "آب و هوا"، "جرم" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' پیش‌متوسطه
to make [فعل]
اجرا کردن

درست کردن

Ex: The students will make a model of the solar system for the science fair .

دانش‌آموزان برای نمایشگاه علوم یک مدل از منظومه شمسی خواهند ساخت.

اجرا کردن

گفت‌وگو

Ex: The conversation drifted from politics to sports .

مکالمه از سیاست به ورزش تغییر کرد.

lovely [صفت]
اجرا کردن

دوست‌داشتني

Ex: He had a lovely singing voice that captivated the audience .

او صدای خوانندگی دلنشینی داشت که مخاطبان را مجذوب خود می‌کرد.

day [اسم]
اجرا کردن

روز

Ex: Today is a special day because it 's my best friend 's birthday .

امروز یک روز خاص است زیرا تولد بهترین دوست من است.

today [اسم]
اجرا کردن

امروز

Ex: Let ’s focus on today and worry about tomorrow later .

بیایید روی امروز تمرکز کنیم و نگران فردا بعداً باشیم.

good [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The cake tasted so good that everyone wanted a second slice .

کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.

weekend [اسم]
اجرا کردن

آخر هفته

Ex: Weekends are the perfect time to read books and get lost in stories .

آخر هفته زمان مناسبی برای خواندن کتاب و غرق شدن در داستان‌ها است.

nice [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The store offers a selection of nice products that last longer .

فروشگاه مجموعه‌ای از محصولات خوب را ارائه می‌دهد که دوام بیشتری دارند.

tonight [اسم]
اجرا کردن

امشب

Ex: I have a meeting tonight , so I ca n't stay out too late .

من امشب جلسه دارم، بنابراین نمی‌توانم دیر بیرون بمانم.

mother [اسم]
اجرا کردن

مادر

Ex: She inherited her artistic talent from her mother , who is an accomplished painter .

او استعداد هنری خود را از مادرش به ارث برد، که یک نقاش accomplished است.

to watch [فعل]
اجرا کردن

تماشا کردن

Ex: The circus act was impressive and entertaining to watch .

نمایش سیرک چشمگیر و سرگرم‌کننده برای تماشا بود.

crime [اسم]
اجرا کردن

جرم

Ex: He was convicted of a white-collar crime and sentenced to prison .

او به جرم یقه سفید محکوم شد و به زندان محکوم شد.

drama [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: The drama we saw at the theater was deeply moving .

درامایی که در تئاتر دیدیم بسیار تکان دهنده بود.

shoe [اسم]
اجرا کردن

کفش

Ex: She picked up her baby 's shoes and put them on before going outside .

او کفشهای کودکش را برداشت و قبل از بیرون رفتن آنها را پوشید.

beautiful [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The actress is known for her beautiful smile .

بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.

kind [صفت]
اجرا کردن

مهربان

Ex: She 's always kind to everyone she meets .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کند مهربان است.

special [صفت]
اجرا کردن

خاص

Ex: They decorated the room with balloons to make it look special .

آنها اتاق را با بادکنک‌ها تزئین کردند تا ویژه به نظر برسد.

new [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex: The new software update includes several innovative features not seen before .

به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید شامل چندین ویژگی نوآورانه است که قبلاً دیده نشده بود.

weather [اسم]
اجرا کردن

آب‌وهوا

Ex: The weather report says there will be snowfall tomorrow .

گزارش هوا می‌گوید فردا برف خواهد آمد.