کتاب 'هدوی' پیشمتوسطه - واحد 12
در اینجا واژگان از واحد 12 در کتاب درسی Headway Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تصادف"، "منطقی"، "جمع کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to arrive at or reach a specified place or destination

آمدن, نزدیک شدن
مهمانها زود آمدند برای رویداد.
to travel or move from one location to another

رفتن
آیا این قطار به فرودگاه میرود؟
to remove something or someone from a specific place

برداشتن
او کتاب را از قفسه برداشت و شروع به خواندن کرد.
to come to a place with someone or something

آوردن, همراه آوردن
فراموش نکنید که هنگام آمدن به رویداد، کارت شناسایی خود را بیاورید.
to order food from a restaurant and consume it elsewhere

بیرون بردن (غذا)
بعد از یک روز طولانی در دفتر، فقط میخواهم استراحت کنم، بنابراین میخواهم در راه خانه مقداری غذای هندی ببرم.
to return a previously bought item to a seller in order to receive a refund

پس دادن (جنس خریداریشده)
مشتری به دلیل خرابی تصمیم گرفت دستگاه الکترونیکی را برگرداند.
to assist individuals in solving disagreements and becoming closer

باعث آشتی دو نفر شدن
هدف مشترک داوطلبان را برای یک پروژه جامعه به هم نزدیک کرد.
to transition from being awake to being asleep

به خواب رفتن, خوابیدن
to become a reality or be realized, typically in reference to a previously hoped for or desired outcome

به حقیقت پیوستن
to increase something by two times its original amount or value

دو برابر کردن, دو برابر شدن
دو برابر کردن 3 به شما 6 میدهد.
to make someone uncertain or unclear about something, causing them unable to understand it

گیج کردن
اطلاعات متناقض در گزارش خوانندگان را گیج کرد.
a situation in which two things happen simultaneously by chance that is considered unusual

همزمانی, تصادف، تقارن
به طور تصادفی، آنها در یک پرواز به پاریس قرار گرفتند.
a sequence of related items, events, or actions that follow one after the other in a particular order

سری, دنباله
او توانست وظایف را پشت سر هم بدون استراحت تکمیل کند.
to turn over quickly with a sudden move

برگشتن, پشت و رو شدن
ماهی در حوض گاهی اوقات میچرخید و موجهایی روی سطح آب ایجاد میکرد.
involving the possibility of loss, danger, harm, or failure

مخاطرهآمیز
پرش با چتر یک ورزش پرخطر است که به آموزش و تجهیزات مناسب نیاز دارد.
the absence or insufficiency of something, often implying a deficiency or shortage

کمبود
کمبود تجربه او در طول مصاحبه آشکار شد.
used to describe the typical or average value or amount based on a set of data or observations

معمولاً, عموماً
کارگران به طور متوسط 20 دلار در ساعت درآمد دارند.
