کتاب 'هدوی' پیش‌متوسطه - انگلیسی روزمره (واحد 4)

در اینجا واژگان از واحد 4 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "دستور پخت"، "قاشق پر"، "فوق العاده" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' پیش‌متوسطه
to come [فعل]
اجرا کردن

آمدن

Ex:

گربه هر صبح به در می‌آید.

dinner [اسم]
اجرا کردن

شام

Ex: They had a family dinner with a roasted chicken , rice , and steamed broccoli .

آنها یک شام خانوادگی با مرغ کبابی، برنج و بروکلی بخارپز داشتند.

soup [اسم]
اجرا کردن

سوپ

Ex: The chef prepared a creamy tomato soup for lunch .

سرآشپز یک سوپ گوجه‌فرنگی خامه‌ای برای ناهار آماده کرد.

lovely [صفت]
اجرا کردن

دوست‌داشتني

Ex: He had a lovely singing voice that captivated the audience .

او صدای خوانندگی دلنشینی داشت که مخاطبان را مجذوب خود می‌کرد.

recipe [اسم]
اجرا کردن

دستور پخت

Ex: The cookbook contains recipes from various cuisines , providing a diverse range of dishes to try .

کتاب آشپزی شامل دستور العمل‌های مختلف از آشپزی‌های گوناگون است، که طیف متنوعی از غذاها برای امتحان کردن ارائه می‌دهد.

to pass [فعل]
اجرا کردن

رسیدن به

Ex: The elderly couple decided to pass their property to their grandchildren in their will .

زوج سالخورده تصمیم گرفتند ملک خود را در وصیتنامه به نوه‌هایشان منتقل کنند.

salt [اسم]
اجرا کردن

نمک

Ex: The soup needed a little more salt to bring out the taste .

سوپ به کمی نمک بیشتر نیاز داشت تا طعم آن را بهتر کند.

water [اسم]
اجرا کردن

آب

Ex: The rain poured down , and the water quickly filled the streets .

باران می‌بارید، و آب خیابان‌ها را به سرعت پر کرد.

dessert [اسم]
اجرا کردن

دسر

Ex: She prepared a traditional rice pudding for dessert .

او برای دسر یک پودینگ برنج سنتی آماده کرد.

ice cream [اسم]
اجرا کردن

بستنی

Ex: The ice cream truck played a catchy tune to attract customers .

کامیون بستنی یک ملودی جذاب پخش کرد تا مشتریان را جذب کند.

coffee [اسم]
اجرا کردن

قهوه

Ex: She prefers her coffee black , without any sugar or cream .

او قهوه اش را سیاه، بدون شکر یا خامه ترجیح می‌دهد.

wine [اسم]
اجرا کردن

شراب

Ex:

او یک بطری شراب گازدار به مهمانی آورد برای یک تم جشن.

fantastic [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: They had a fantastic time on their vacation to Greece .

آنها در تعطیلات خود در یونان فوق‌العاده وقت گذراندند.

spoonful [اسم]
اجرا کردن

به‌اندازه یک قاشق

Ex: The child eagerly ate spoonfuls of ice cream on a hot summer day .

کودک با اشتیاق قاشق‌های بستنی را در یک روز گرم تابستانی خورد.

strawberry [اسم]
اجرا کردن

توت‌فرنگی

Ex: The strawberry plant in our garden is beginning to bear fruit .

گیاه توت فرنگی در باغ ما شروع به میوه دادن کرده است.

drop [اسم]
اجرا کردن

قطره

Ex: A single drop of blood was visible on the bandage .

یک قطره خون روی بانداژ قابل مشاهده بود.

sparkling [صفت]
اجرا کردن

گازدار

Ex:

آنها یک بطری رز گازدار برای برانچ در فضای باز انتخاب کردند، که به جمع حال و هوایی از ظرافت بخشید.

pepper [اسم]
اجرا کردن

فلفل

Ex:

آن‌ها آسیاب فلفل را سر میز شام چرخاندند.

sugar [اسم]
اجرا کردن

شکر

Ex: I 'm trying to cut down on sugar in my diet , but it 's so hard .

من سعی می‌کنم شکر را در رژیم غذایی خود کاهش دهم، اما خیلی سخت است.

delicious [صفت]
اجرا کردن

خوشمزه

Ex: The food at this restaurant is the most delicious in town .

غذای این رستوران خوشمزه‌ترین در شهر است.

اجرا کردن

بدون‌کافئین (قهوه یا چای)

Ex: The label clearly states whether the coffee is regular or decaffeinated .

برچسب به وضوح مشخص می‌کند که قهوه معمولی است یا بدون کافئین.