کتاب 'هدوی' پیشمتوسطه - انگلیسی روزمره (واحد 12)
در اینجا واژگان واحد 12 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "خوشحال"، "اشاره کردن"، "از طریق" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
what we say to show we are happy for something someone did

متشکرم, ممنونم
متشکرم، شما خیلی کمک کننده بودید.
a word we say when we leave or end a phone call

خداحافظ, خدانگهدار
کمی زود بود که خداحافظ بگوییم.
to meet and greet someone who has just arrived

استقبال کردن, خوشامد گفتن
آنها به فرودگاه رفتند تا از بستگان خود از خارج استقبال کنند.
pleased about something

خوشحال, خشنود
او از دیدن خانوادهاش پس از مدتها دوری خوشحال بود.
a courteous response to express that one is happy or willing to do something for someone else, typically in response to an expression of gratitude

باعث افتخار
او با لبخند پاسخ داد، "لذت تماماً از آن من است."
expressing or feeling appreciation for something received or experienced

سپاسگزار, قدردان
او یک یادداشت تشکر فرستاد تا بیان کند چقدر برای مهماننوازی سپاسگزار است.
(often used in negative or question form) to be upset, offended, or bothered by something

ناراحت شدن, آزار دیدن
آیا او عقیده دارد اگر ما از لپتاپش برای تکمیل پروژه استفاده کنیم؟
to say something about someone or something, without giving much detail

اشاره کردن (در صحبت)
اگر محدودیتهای غذایی دارید، لطفاً هنگام رزرو ذکر کنید.
to use words and our voice to show what we are thinking or feeling

گفتن
آنها گفتند که بابت دیر آمدنشان متأسف هستند.
nice and caring toward other people's feelings

مهربان, بامحبت
معلم به اندازهای مهربان بود که به ما فرصت بیشتری برای پروژه داد.
used to indicate movement into one side and out of the opposite side of something

از میان, از وسط
او از میان میلهها دست دراز کرد تا کلیدها را بگیرد.
to consider something or someone important and to have a feeling of worry or concern toward them

اهمیت دادن, ارزش قائل شدن
معلم مراقب دانشآموزان و موفقیت آنها است.
success and good fortune that is brought by chance and not because of one's own efforts and actions

شانس
با وجود استعدادش، او میدانست که گاهی موفقیت در صنعت سرگرمی به شانس و بودن در مکان مناسب در زمان مناسب بستگی دارد.
the feeling of enjoyment or amusement

خوشی, تفریح، لذت
ما دیشب در مهمانی خوش گذراندیم.
a scheduled journey by an aircraft

پرواز
پرواز در سراسر اقیانوس اطلس حدود هفت ساعت طول کشید.
