کتاب 'هدوی' پیش‌متوسطه - واحد 4

در اینجا واژگان واحد 4 کتاب درسی Headway Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "دسته"، "نان"، "روزنامه فروش" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' پیش‌متوسطه
bag [اسم]
اجرا کردن

کیف

Ex: She packed her swimming gear in a waterproof bag for the pool .

او وسایل شنا خود را در یک کیف ضد آب برای استخر بسته بندی کرد.

bottle [اسم]
اجرا کردن

بطری

Ex: They collected glass bottles for a recycling project .

آن‌ها بطری‌های شیشه‌ای را برای یک پروژه بازیافت جمع‌آوری کردند.

box [اسم]
اجرا کردن

جعبه

Ex: I need to find a small box for storing jewelry .

من نیاز به پیدا کردن یک جعبه کوچک برای نگهداری جواهرات دارم.

bunch [اسم]
اجرا کردن

دسته

Ex: The grocer tied a bunch of bananas together for display .

بقال یک دسته موز را برای نمایش به هم بست.

can [اسم]
اجرا کردن

قوطی

Ex: She opened a can of soup for a quick and easy lunch .

او یک قوطی سوپ برای یک ناهار سریع و آسان باز کرد.

loaf [اسم]
اجرا کردن

قرص (نان)

Ex: She bought a fresh loaf of bread from the bakery .

او یک نان تازه از نانوایی خرید.

packet [اسم]
اجرا کردن

پاکت

Ex: I bought a packet of seeds for the garden .

من یک بسته بذر برای باغ خریدم.

pair [اسم]
اجرا کردن

جفت

Ex: They enjoyed their time at the beach with a new pair of sunglasses .

آنها از وقت خود در ساحل با یک جفت جدید عینک آفتابی لذت بردند.

piece [اسم]
اجرا کردن

تکه

Ex: He collected pieces of driftwood from the beach , planning to create a unique sculpture .

او تکه‌های چوب شناور را از ساحل جمع کرد، با برنامه‌ریزی برای خلق یک مجسمه منحصر به فرد.

slice [اسم]
اجرا کردن

برش

Ex: He enjoyed a slice of cheese with his wine .

او از یک برش پنیر با شرابش لذت برد.

banana [اسم]
اجرا کردن

موز

Ex: She added sliced bananas to her cereal for a sweet and creamy taste .

او برش‌های موز را به غلاتش اضافه کرد تا طعمی شیرین و خامه‌ای داشته باشد.

beer [اسم]
اجرا کردن

آبجو

Ex:

او یک آبجو سبک با پیتزایش ترجیح داد، در حالی که او یک نوع تیره‌تر را انتخاب کرد.

bread [اسم]
اجرا کردن

نان

Ex: The children made mini pizzas using slices of bread as the crust .

بچه‌ها با استفاده از برش‌های نان به عنوان خمیر، پیتزاهای کوچک درست کردند.

chewing gum [اسم]
اجرا کردن

آدامس

Ex: They handed out packs of chewing gum as part of a promotional giveaway .

آن‌ها بسته‌های آدامس را به عنوان بخشی از یک پیشکش تبلیغاتی توزیع کردند.

crisp [اسم]
اجرا کردن

چیپس

Ex: The platter was filled with colorful dips to accompany the crispy potato crisps .

سینی پر از دیپ‌های رنگارنگ بود تا همراه چیپس سیب‌زمینی ترد سرو شود.

flower [اسم]
اجرا کردن

گل

Ex: We decorated the table with a vase of freshly flowers .

ما میز را با یک گلدان از گل‌های تازه تزیین کردیم.

ham [اسم]
اجرا کردن

گوشت ران خوک (معمولاً دودی)

Ex: He enjoys sandwiches made with thinly sliced ham and Swiss cheese , stacked between slices of fresh bread .

او از ساندویچ‌های ساخته شده با ژامبون نازک برش خورده و پنیر سوئیسی لذت می‌برد، که بین برش‌های نان تازه چیده شده‌اند.

jeans [اسم]
اجرا کردن

شلوار جین

Ex: My mother washed my jeans to keep them clean and fresh .

مادرم شلوار جین من را شست تا تمیز و تازه بماند.

milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

match [اسم]
اجرا کردن

کبریت

Ex: He struck a match to light the candle .

او یک کبریت را روشن کرد تا شمع را روشن کند.

paper [اسم]
اجرا کردن

کاغذ

Ex: They wrapped the gift in colorful paper before presenting it .

آن‌ها هدیه را در کاغذ رنگی پیچیدند قبل از اینکه آن را ارائه دهند.

sock [اسم]
اجرا کردن

جوراب

Ex: She lost one of her socks in the laundry and could n't find it .

او یکی از جوراب‌هایش را در لباس‌شویی گم کرد و نتوانست آن را پیدا کند.

sweets [اسم]
اجرا کردن

آب‌نبات

Ex: He indulged in a few sweets after finishing his meal .

او بعد از تمام کردن غذایش چند شیرینی خورد.

tissue [اسم]
اجرا کردن

دستمال کاغذی

Ex: He used a tissue to blot the excess oil from his face .

او از یک دستمال کاغذی برای پاک کردن روغن اضافه از صورتش استفاده کرد.

tuna [اسم]
اجرا کردن

ماهی تن

Ex: He caught a massive tuna while fishing off the coast , and it became the highlight of his trip .

او یک تون بزرگ را هنگام ماهیگیری در ساحل صید کرد، و این نقطه اوج سفرش شد.

wine [اسم]
اجرا کردن

شراب

Ex:

او یک بطری شراب گازدار به مهمانی آورد برای یک تم جشن.

shop [اسم]
اجرا کردن

مغازه

Ex:

او در تعطیلات تابستانی خود نیمه وقت در یک کافی شاپ کار کرد.

cafe [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: We met at the neighborhood cafe for brunch and caught up on each other 's lives .

ما در کافه محله برای ناهار ملاقات کردیم و از زندگی یکدیگر باخبر شدیم.

newsagent [اسم]
اجرا کردن

دکه روزنامه‌فروشی

Ex: Many newsagents now offer small snacks and drinks alongside reading materials .

بسیاری از دکه‌های روزنامه‌فروشی اکنون علاوه بر مواد خواندنی، تنقلات و نوشیدنی‌های کوچک نیز ارائه می‌دهند.

اجرا کردن

اغذیه‌فروشی

Ex: She loves exploring the delicatessen for unique culinary ingredients .

او عاشق گشتن در غذافروشی ویژه برای یافتن مواد اولیه منحصر به فرد آشپزی است.

off-licence [اسم]
اجرا کردن

فروشگاه نوشیدنی‌های الکلی

Ex: The off-licence requires ID to purchase alcohol .

فروشگاه مشروبات الکلی برای خرید الکل نیاز به شناسنامه دارد.

chemist's [اسم]
اجرا کردن

داروخانه

Ex:

داروخانه محلی دیروقت باز بود، که برای خریدهای آخر دقیقه مناسب بود.

Coca-Cola [اسم]
اجرا کردن

کوکاکولا

Ex:

رستوران حال و هوایی نوستالژیک داشت، با کابین‌های قرمز و تابلوهای قدیمی کوکاکولا.