کتاب 'هدوی' پیشمتوسطه - انگلیسی روزمره (واحد ۱۱)
در اینجا واژگان واحد 11 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ساقدوش"، "شرم"، "مقابله"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to give a name or title to someone or something

نامیدن
دختران دوقلوی آنها چه نامیده میشوند؟
to discover how heavy someone or something is

وزن کردن
من باید قبل از شروع رژیم غذایی خودم را وزن کنم.
having formally agreed to marry someone

نامزد
او نمیتوانست صبر کند تا نامزدش را به دوستانش معرفی کند حالا که آنها نامزد بودند.
a small, round band of metal such as gold, silver, etc. that we wear on our finger, and is often decorated with precious stones

انگشتر
زوجین در مراسم عروسی خود حلقههای همسان را مبادله کردند.
a ceremony or event where two people are married

عروسی
دعوتنامههای عروسی با طرحهای طلایی و گلدار طراحی شده بودند.
an expression of joy or approval offered to someone to acknowledge their achievement, success, or good fortune

تبریک
مربی تبریکات خود را به تیم پس از پیروزی سختکوشانهشان ارائه داد.
a woman or girl chosen by a bride to help her at her wedding

ساقدوش عروس
او به عنوان ساقدوش در کنار بهترین دوستش ایستادن احساس افتخار کرد.
to give birth to a baby

بچهدار شدن
گربه بچههایش را در گوشه دنجی از خانه به دنیا آورد.
in the company of or in proximity to another person or people

با هم
دوستان من و من تابستان گذشته با هم به اسپانیا سفر کردیم.
to end a romantic relationship or marriage

جدا شدن (رابطه عاشقانه), بهم زدن
آنها بعد از ده سال ازدواج تصمیم گرفتند از هم جدا شوند.
extremely amazing and great

فوقالعاده, خارقالعاده
اجرای او در نمایش به سادگی فوق العاده بود.
reports on recent events that are broadcast or published

اخبار
اخبار فوری درباره زمین لرزه به سرعت در رسانههای اجتماعی پخش شد.
extremely pleasing to the mind or senses

زیبا, قشنگ
عروس در حالی که در راهرو راه میرفت زیبا به نظر میرسید.
difficult to achieve or deal with

سخت, دشوار، چالشبرانگیز، مشقتبار
تعادل بین مسئولیتهای کاری و خانوادگی میتواند برای والدین شاغل سخت باشد.
the quantity that is measured in seconds, minutes, hours, etc. using a device like clock

زمان, وقت
ما زمان فوقالعادهای در مهمانی داشتیم.
feeling ashamed or apologetic about something that one has or has not done

متأسف, ناراحت
معلم به نظر متأسف میرسید وقتی متوجه شد که تکلیف واضح نبود.
to be told or receive information or news regarding something

شنیدن (مطلع شدن)
من از شنیدن اینکه آنها به خارج از کشور نقل مکان میکنند شوکه شدم.
in a way that is right or satisfactory

بهخوبی, خوب
دانشآموزان در پروژه گروهی خوب با هم کار کردند.
an uneasy feeling that we get because of our own or someone else's mistake or bad manner

شرم, شرمساری، خجالت
غلبه بر احساسات شرم اغلب نیاز به خوددلسوزی و بخشش دارد.
having a strong liking, preference, or affection for something or someone

عاشق, دوستدار
آنها پس از گذراندن وقت با هم، به همسایههای جدیدشان علاقهمند شدند.
delightful or pleasurable in experience or quality

لذتبخش, دلپذیر
هوا آنقدر دلپذیر بود که تصمیم گرفتیم پیکنیک برویم.
the ability of mind to keep and remember past events, people, experiences, etc.

حافظه
بیماری آلزایمر میتواند بر حافظه و عملکردهای شناختی تأثیر بگذارد.
to have a good, friendly, or smooth relationship with a person, group, or animal

رابطه دوستانه داشتن, با کسی ساختن، با کسی بهخوبی کنار آمدن
آنها سعی کردهاند با خانواده همسرشان رابطه خوبی داشته باشند و پیوند خانوادگی محکمی بسازند.
to handle a difficult situation and deal with it successfully

از عهده (چیزی) برآمدن
زوجها میتوانند در جلسات مشاوره شرکت کنند تا با مشکلات رابطه کنار بیایند و ارتباط را بهبود بخشند.
