not caring about the possible results of one's actions that could be dangerous

بیاحتیاط
ماجراجوی بیپروا پروتکلهای ایمنی را نادیده گرفت و منجر به وضعیتی خطرناک شد.
someone who writes plays for the TV, radio, or theater

نمایشنامهنویس
او آثار نمایشنامهنویسان کلاسیک مانند شکسپیر و ایبسن را مطالعه کرد تا هنر خود را صیقل دهد و صدای منحصر به فرد خود را توسعه دهد.
to exaggerate the importance, danger, or emotional impact of something

به صورت غلوآمیز مطرح کردن, درام کردن
او تمایل دارد که اشتباهات کوچک را دراماتیزه کند.
made with the intention of causing fire

آتشزا
شرکت پس از استفاده از مواد شیمیایی آتشزا در فرآیند تولید خود با پیامدهای قانونی مواجه شد.
to provoke extreme anger in a person

خشمگین کردن, تحریک کردن
طرفداری معلم از برخی دانشآموزان، بقیه کلاس را عصبانی کرد.
something that is used as an encouraging and motivating factor

انگیزه, مشوق
چشمانداز برنده شدن جایزه به عنوان انگیزهای برای شرکتکنندگان در مسابقه عمل کرد.
in exactly the same words as used originally

واژهبهواژه
او نقل قول را کلمه به کلمه از کتاب درسی کپی کرد.
the unnecessary use of terms and words to express something and causing complexion

اطناب کلام
قرارداد بازبینی شد تا زیادهگویی کاهش یابد و مختصرتر و واضحتر شود.
using or having an excessive number of words

مطول, طولانی، دارای اطناب
سخنرانی مدیرعامل بیش از حد پرگویی بود، که منجر به عدم وضوح و تأثیر شد.
the quality of containing unnecessary and excessive words or terms in speech or writing

گزافگویی
پرگویی سند قانونی، درک محتوای آن را برای فرد معمولی دشوار کرد.
the female head of an abbey, convent, or other religious houses of nuns

مادر راهبه
آنها اغلب به رئیس صومعه برای راهنمایی و حمایت روی میآورند، با این دانش که سخنان او وزن زیادی دارد.
a church with buildings connected to it in which a group of monks or nuns live or used to live

صومعه, کلیسا، دیر
آنها زندگی خود را به خدمت در صومعه اختصاص دادهاند، در دیوارهای مقدس آن آرامش و هدف مییابند.
the male spiritual leader and administrator of an abbey, monastery, or group of monasteries

راهب بزرگ
رئیس صومعه و همکاران راهبش زندگی خود را به مسیر تفکر و خدمت اختصاص دادند.
capable of being physically sensed

ملموس
یک جای زخم قابل لمس از روی گونهاش عبور میکرد، زبر در هنگام لمس.
(of heart) to pound irregularly and rapidly

تپیدن
قلب او شروع به تپش سریع کرد در حالی که با اضطراب منتظر نتایج امتحان بود.
a condition of the muscles, in which a person experiences tremors all over their body or in specific body parts

رعشه (پزشکی)
فلج موسیقیدان باعث شد که نواختن سازها با دقت برای او چالشبرانگیز شود.
a sequence of musical notes or chords that marks the conclusion of a phrase, section, or entire composition

کادانس (موسیقی)
کادانس نهایی تنش ساخته شده در طول قطعه را حل کرد.
a solo section at the end of a musical piece for the performer to show their skill and creativity

قطعه یکنفری, کادنزا (موسیقی)
کادانزای ویولونیست در قطعه سولو نمایشی خیرهکننده از مهارت فنی و بیان موسیقایی بود.
