کتاب 'تاپ ناچ' 3B - واحد 9 - درس 1

در اینجا واژگان از واحد 9 - درس 1 در کتاب درسی Top Notch 3B را پیدا خواهید کرد، مانند "اصطلاح شناسی"، "انتخاب"، "لیبرال"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' 3B
political [صفت]
اجرا کردن

سیاسی

Ex:

کمپین‌های سیاسی از استراتژی‌های مختلفی برای تحت تأثیر قرار دادن رأی‌دهندگان و کسب حمایت عمومی استفاده می‌کنند.

terminology [اسم]
اجرا کردن

اصطلاحات (علمی یا فنی)

Ex: He struggled to grasp the terminology of computer programming .

او برای درک اصطلاحات برنامه‌نویسی کامپیوتر تلاش کرد.

government [اسم]
اجرا کردن

دولت

Ex: The government provided disaster relief funds to help communities affected by the recent flood .

دولت برای کمک به جوامع آسیب دیده از سیل اخیر، کمک های مالی برای امداد رسانی در بلایا ارائه کرد.

campaign [اسم]
اجرا کردن

کمپین

Ex: The fundraising campaign exceeded its goal , thanks to generous donations from the community .

کمپین جمع‌آوری کمک‌های مالی به لطف کمک‌های سخاوتمندانه جامعه از هدف خود فراتر رفت.

politics [اسم]
اجرا کردن

سیاست

Ex: Many young people are disillusioned with traditional politics and are seeking new ways to influence their communities .

بسیاری از جوانان از سیاست سنتی ناامید شده‌اند و به دنبال راه‌های جدیدی برای تأثیرگذاری بر جوامع خود هستند.

democracy [اسم]
اجرا کردن

دموکراسی

Ex: Many activists are passionate about spreading democracy to ensure equality for all .
اجرا کردن

قانون اساسی

Ex: In Canada , the constitution includes both written laws and unwritten conventions that shape the functioning of the government .

در کانادا، قانون اساسی شامل قوانین مکتوب و کنوانسیون‌های نانوشته‌ای است که عملکرد دولت را شکل می‌دهد.

monarchy [اسم]
اجرا کردن

پادشاهی

Ex: The monarchy was abolished in favor of a republic after a period of civil unrest .

سلطنت پس از دوره‌ای از ناآرامی‌های مدنی به نفع جمهوری لغو شد.

election [اسم]
اجرا کردن

انتخابات

Ex: The country held presidential elections every four years .

کشور هر چهار سال یکبار انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌کرد.

اجرا کردن

حکومت استبدادی

Ex: In a dictatorship , the leader has complete control over the military and the media .
vote [اسم]
اجرا کردن

رأی

Ex: The union members held a secret ballot vote to elect their new president .

اعضای اتحادیه رأی مخفی گرفتند تا رئیس جدید خود را انتخاب کنند.

اجرا کردن

مشروطه

Ex: The constitutional monarchy ensures that the monarch 's powers are limited by law .

سلطنت مشروطه تضمین می‌کند که اختیارات پادشاه توسط قانون محدود شده‌اند.

continuum [اسم]
اجرا کردن

پیوستار

Ex: Their relationship developed along a continuum of friendship to deep commitment .

رابطه آنها در طول یک continuum از دوستی تا تعهد عمیق توسعه یافت.

radical [صفت]
اجرا کردن

افراطی

Ex: He was known for his radical ideas about education , advocating for a complete overhaul of the system .

او به خاطر ایده‌های رادیکال خود در مورد آموزش شناخته می‌شد و از بازسازی کامل سیستم دفاع می‌کرد.

liberal [صفت]
اجرا کردن

لیبرال

Ex: Liberal education encourages critical thinking , creativity , and the pursuit of knowledge for its own sake .

آموزش لیبرال تفکر انتقادی، خلاقیت و پیگیری دانش را برای خودش تشویق می‌کند.

moderate [صفت]
اجرا کردن

میانه‌رو

Ex: She holds moderate views on economic policy , advocating for balanced approaches .

او دیدگاه‌های معتدل در مورد سیاست اقتصادی دارد و از رویکردهای متعادل دفاع می‌کند.

اجرا کردن

اصولگرا

Ex: They follow a conservative lifestyle rooted in tradition .

آنها از یک سبک زندگی محافظه‌کارانه که ریشه در سنت دارد پیروی می‌کنند.

reactionary [صفت]
اجرا کردن

ارتجاعی

Ex: The reactionary leader rejected any form of progress or innovation .

رهبر واکنش‌گرا هرگونه پیشرفت یا نوآوری را رد کرد.