غذاها و نوشیدنی‌ها - انواع مختلف نوشیدنی‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به انواع مختلف نوشیدنی ها مانند "اسموتی"، "مکتل" و "فراپه" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
غذاها و نوشیدنی‌ها
milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

juice [اسم]
اجرا کردن

آب‌میوه

Ex: They mixed the juices of different fruits to create a delicious and colorful blend .

آنها آبمیوه‌های میوه‌های مختلف را مخلوط کردند تا یک ترکیب خوشمزه و رنگارنگ ایجاد کنند.

smoothie [اسم]
اجرا کردن

اسموتی

Ex: Jack enjoys blending up a protein-packed smoothie after his workout at the gym .

جک از درست کردن یک اسموتی پرپروتئین بعد از تمرینش در باشگاه لذت می‌برد.

soft drink [اسم]
اجرا کردن

نوشیدنی غیرالکلی

Ex: They enjoyed mixing different flavors of soft drinks at the soda fountain .

آنها از مخلوط کردن طعم‌های مختلف نوشابه‌های گازدار در چشمه سودا لذت می‌بردند.

اجرا کردن

غیرالکلی (نوشیدنی)

Ex: They served nonalcoholic punch at the party for guests who preferred not to drink alcohol .
cocktail [اسم]
اجرا کردن

کوکتل

Ex: She preferred fruity cocktails with tropical flavors , like a piña colada or a mai tai .

او کوکتل‌های میوه‌ای با طعم‌های گرمسیری را ترجیح می‌داد، مانند پیña کولادا یا مای تای.

اجرا کردن

نوشیدنی انرژی‌زا

Ex: She prefers to drink an energy drink in the morning instead of coffee to kickstart her day .

او ترجیح می‌دهد به جای قهوه، یک نوشیدنی انرژی‌زا صبح‌ها بنوشد تا روزش را شروع کند.

اجرا کردن

آب گازدار

Ex: She mixed juice with sparkling water to make a light and fizzy drink .

او آبمیوه را با آب گازدار مخلوط کرد تا یک نوشیدنی سبک و گازدار درست کند.

cider [اسم]
اجرا کردن

شراب سیب

Ex:

کارخانه آبجوسازی چندین نوع سیب‌نوش سخت ارائه می‌داد، هر کدام با پروفایل طعمی منحصر به فرد.

beer [اسم]
اجرا کردن

آبجو

Ex:

او یک آبجو سبک با پیتزایش ترجیح داد، در حالی که او یک نوع تیره‌تر را انتخاب کرد.

wine [اسم]
اجرا کردن

شراب

Ex:

او یک بطری شراب گازدار به مهمانی آورد برای یک تم جشن.

nightcap [اسم]
اجرا کردن

*مشروب الکلی که قبل از خواب می‌نوشند

alcopop [اسم]
اجرا کردن

نوشیدنی الکلی کف‌دار

booze [اسم]
اجرا کردن

مشروب

Ex: The police officer confiscated the underage teenager 's stash of booze at the party .

افسر پلیس ذخیره نوشیدنی الکلی نوجوان زیر سن قانونی را در مهمانی توقیف کرد.

chaser [اسم]
اجرا کردن

*نوشیدنی سبکی که بعد از مشروب سنگین می‌خورند

drink [اسم]
اجرا کردن

نوشیدنی الکلی

Ex:

بارتندر انواع کوکتل های رنگارنگ را به مهمانان در مهمانی سرو کرد، هر نوشیدنی خوشمزه‌تر از قبلی بود.

frappe [اسم]
اجرا کردن

فراپه

Ex: The barista topped the caramel frappe with whipped cream and caramel drizzle .

باریستا فراپه کارامل را با خامه زده شده و شیره کارامل تزئین کرد.

hooch [اسم]
اجرا کردن

*مشروب تقطیرشده غیر قانونی

libation [اسم]
اجرا کردن

تقدیم شراب به حضور خدایان

rotgut [اسم]
اجرا کردن

*مشروب الکلی بی‌کیفیت

sundowner [اسم]
اجرا کردن

*مشروب الکلی که در پایان روز خورده می‌شود

tipple [اسم]
اجرا کردن

*مقدار مشروبی که از بشکه در لیوان می‌ریزند

milkshake [اسم]
اجرا کردن

میلک‌شیک

Ex: She liked to make her milkshakes at home , experimenting with different flavor combinations .

او دوست داشت میلک شیکهایش را در خانه درست کند، با ترکیب‌های مختلف طعم‌ها آزمایش کند.

اجرا کردن

آب‌معدنی

Ex: They enjoyed a picnic by the lake , sipping on cool bottles of mineral water .

آنها از یک پیک نیک در کنار دریاچه لذت بردند، در حالی که از بطری‌های خنک آب معدنی می‌نوشیدند.

black [صفت]
اجرا کردن

*قهوه بدون شکر

Ex: For a stronger taste , try the black version of our new herbal blend .

برای طعمی قوی‌تر، نسخه سیاه از ترکیب گیاهی جدید ما را امتحان کنید.

corked [صفت]
اجرا کردن

چوب پنبه‌ای شده

اجرا کردن

بدون‌کافئین (قهوه یا چای)

Ex: The label clearly states whether the coffee is regular or decaffeinated .

برچسب به وضوح مشخص می‌کند که قهوه معمولی است یا بدون کافئین.

drinkable [صفت]
اجرا کردن

قابل نوشیدن

Ex: The filtered water dispenser provides cold and refreshing drinkable water .

دستگاه آب تصفیه‌شده آب قابل‌شرب سرد و طراوت‌بخش ارائه می‌دهد.

dry [صفت]
اجرا کردن

تلخ (نوشیدنی الکلی)

Ex: The sommelier recommended a dry rosé that pairs well with seafood .

سوملیه یک رزِ درای را توصیه کرد که با غذاهای دریایی به خوبی جفت می‌شود.

اجرا کردن

گازدار (مایعات)

Ex:

او یک نوشیدنی گازدار سفارش داد که در روز گرم تابستان طراوت بخش بود.

flat [صفت]
اجرا کردن

بدون‌گاز (برای یک نوشیدنی که قبلاً گاز داشته)

Ex: She prefers her sparkling water flat rather than fizzy .

او آب گازدار خود را تخت ترجیح می‌دهد تا گازدار.

neat [صفت]
اجرا کردن

خالص (نوشیدنی الکلی)

Ex:

برای طعم واقعی، توصیه می‌کنم رام را خالص امتحان کنید.

straight [صفت]
اجرا کردن

خالص (نوشیدنی الکلی)

Ex:

او اسکاچ خود را صاف و قوی دوست دارد.

cocoa [اسم]
اجرا کردن

شیرکاکائو

Ex: They enjoyed sipping cold cocoa on a warm summer day , finding it refreshing and indulgent .

آنها از نوشیدن کاکائو سرد در یک روز گرم تابستانی لذت بردند، آن را طراوت‌بخش و لذت‌بخش یافتند.

white [صفت]
اجرا کردن

سفید

Ex: Her morning routine always includes a white cup of tea with a slice of toast .

روال صبحگاهی او همیشه شامل یک فنجان چای سفید با یک تکه نان تست می‌شود.