غذاها و نوشیدنی‌ها - انواع شراب

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شراب مانند "شامپاین"، "شری" و "تقطیر" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
غذاها و نوشیدنی‌ها
Champagne [اسم]
اجرا کردن

شامپاین

Ex: They enjoyed a leisurely brunch with mimosas made with champagne and orange juice .

آنها از یک برانچ آرام با میموزاهای ساخته شده از شامپاین و آب پرتقال لذت بردند.

port [اسم]
اجرا کردن

شراب پورت

Ex: She bought a bottle of port as a gift for her wine-loving friend .

او یک بطری پورت به عنوان هدیه برای دوست عاشق شرابش خرید.

Prosecco [اسم]
اجرا کردن

پروسکو (شراب گازدار ایتالیایی)

sherry [اسم]
اجرا کردن

شری (نوعی شراب تقویت‌شده اسپانیایی)

bubbly [اسم]
اجرا کردن

*شراب بابلی

Ex: He offered guests a choice of bubbly or juice .
Chardonnay [اسم]
اجرا کردن

شاردونی (نوعی شراب سفید)

hock [اسم]
اجرا کردن

*شراب راین

Ex: He prepared a delicious pork hock stew , with tender chunks of meat , vegetables , and a savory broth .

او یک خورش پای خوک خوشمزه آماده کرد، با تکه‌های نرم گوشت، سبزیجات و آبگوشتی خوش‌طعم.

rose [اسم]
اجرا کردن

شراب گلی

Ex:

رزه رنگ خود را از تماس پوست انگور با آب آن برای چند ساعت به دست می‌آورد.

vino [اسم]
اجرا کردن

*شراب

Ex: She enjoys a glass of vino to unwind after a long day .

او از یک لیوان شراب لذت می‌برد تا بعد از یک روز طولانی آرام شود.

vintage [اسم]
اجرا کردن

شراب کهنه

Ex: The 1985 vintage from Bordeaux is considered exceptional among wine collectors .

شراب سال 1985 از بوردو در میان مجموعه‌داران شراب استثنایی در نظر گرفته می‌شود.

to age [فعل]
اجرا کردن

جا افتادن

Ex: He aged the beer in special barrels to add complexity to its flavor .

او آبجو را در بشکه‌های ویژه کهنه کرد تا به طعم آن پیچیدگی بیفزاید.

to breathe [فعل]
اجرا کردن

در مجاورت هوا قرار دادن (شراب)

Ex: The wine needs to breathe a bit longer to release its rich aromas .

شراب نیاز دارد کمی بیشتر تنفس کند تا عطرهای غنی خود را آزاد کند.

to decant [فعل]
اجرا کردن

به آرامی مایع را از ظرفی به ظرف دیگر ریختن

to distill [فعل]
اجرا کردن

تقطیر کردن (مشروبات الکلی)

Ex:

تقطیرخانه صنایع دستی در تولید دسته‌های کوچک تخصص دارد، گیاهان را با دقت انتخاب می‌کند تا قبل از تقطیر جین به کمال، طعم را تزریق کند.

winery [اسم]
اجرا کردن

*کارخانه شراب‌سازی