کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 2 - 2H

در اینجا واژگان از واحد 2 - 2H در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "موزیکال"، "قرعه کشی"، "شب والدین" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' مبتدی
school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

event [اسم]
اجرا کردن

اتفاق

Ex: The sports event drew a large crowd of enthusiastic fans .

رویداد ورزشی جمعیت زیادی از طرفداران مشتاق را به خود جذب کرد.

concert [اسم]
اجرا کردن

کنسرت

Ex: The live concert was broadcast on national television .

کنسرت زنده در تلویزیون ملی پخش شد.

musical [صفت]
اجرا کردن

موزیکال

Ex: She 's pursuing a musical career as a singer-songwriter .

او در حال دنبال کردن یک حرفه موسیقایی به عنوان خواننده-ترانه‌سرا است.

play [اسم]
اجرا کردن

نمایش

Ex: The drama club is rehearsing a classic Shakespearean play for their spring production .
camp [اسم]
اجرا کردن

اقامتگاه موقت

Ex: We set up camp near the lake for our weekend getaway .

ما در نزدیکی دریاچه برای فرار آخر هفته‌مان اردوگاه برپا کردیم.

club [اسم]
اجرا کردن

باشگاه

Ex: The new coach brought fresh energy to the club , leading them to more victories .

مربی جدید انرژی تازه‌ای به باشگاه آورد و آنها را به پیروزی‌های بیشتری رساند.

trip [اسم]
اجرا کردن

سفر

Ex: Every year , the Smith family takes a trip to visit relatives in another state .

هر سال، خانواده اسمیت یک سفر برای دیدار با اقوام در ایالت دیگر انجام می‌دهند.

sports day [اسم]
اجرا کردن

روز مسابقه ورزشی

Ex: The school canceled sports day due to rain .

مدرسه به دلیل باران روز ورزش را لغو کرد.

jumble sale [اسم]
اجرا کردن

حراجی

Ex: He found some rare books at the jumble sale .

او چند کتاب نادر در فروش خیریه پیدا کرد.

to open [فعل]
اجرا کردن

در دسترس قرار گرفتن

Ex: The online banking platform will open for transactions at midnight .

پلتفرم بانکداری آنلاین در نیمه‌شب برای تراکنش‌ها باز می‌شود.

day [اسم]
اجرا کردن

روز

Ex: Today is a special day because it 's my best friend 's birthday .

امروز یک روز خاص است زیرا تولد بهترین دوست من است.

parents' evening [عبارت]
اجرا کردن

جلسه والدین با اساتید

Ex: The principal gave a short speech at the parents ' evening .
raffle [اسم]
اجرا کردن

قرعه‌کشی

Ex: The raffle prize was a holiday trip .

جایزه قرعه‌کشی یک سفر تعطیلات بود.