کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 2 - 2A

در اینجا واژگان از واحد 2 - 2A در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "روزانه"، "روال"، "لباس پوشیدن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' مبتدی
to arrive [فعل]
اجرا کردن

رسیدن

Ex: The bus will arrive at the terminal shortly .

اتوبوس به زودی به ترمینال خواهد رسید.

school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

to [get] dressed [عبارت]
اجرا کردن

لباس پوشیدن

Ex: He was running late , so he had to hurry and get dressed for the important job interview .
daily [قید]
اجرا کردن

روزانه

Ex: We water the plants daily during summer .

ما در تابستان گیاهان را روزانه آبیاری می‌کنیم.

routine [اسم]
اجرا کردن

روال

Ex: She follows a morning routine every day .

او هر روز یک روال صبحگاهی را دنبال می‌کند.

to go [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: He went into the kitchen to prepare dinner for the family.

او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.

bed [اسم]
اجرا کردن

تخت‌خواب

Ex: I read a book before going to bed .

قبل از رفتن به تختخواب کتابی خواندم.

to have [فعل]
اجرا کردن

خوردن یا نوشیدن

Ex: I had a sandwich for lunch today .

امروز برای ناهار یک ساندویچ خوردم.

dinner [اسم]
اجرا کردن

شام

Ex: They had a family dinner with a roasted chicken , rice , and steamed broccoli .

آنها یک شام خانوادگی با مرغ کبابی، برنج و بروکلی بخارپز داشتند.

lunch [اسم]
اجرا کردن

ناهار

Ex: Some people choose to skip lunch when they are busy or not feeling hungry .

بعضی از افراد وقتی مشغول هستند یا گرسنه نیستند، انتخاب می‌کنند که ناهار را حذف کنند.

to leave [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: They will leave for their vacation tomorrow morning .

آنها فردا صبح برای تعطیلات خود خواهند رفت.

to wake up [فعل]
اجرا کردن

بیدار شدن

Ex: They usually wake up at 7 o'clock on weekdays .

آن‌ها معمولاً در روزهای هفته ساعت 7 بیدار می‌شوند.

time [اسم]
اجرا کردن

زمان

Ex:

اتوبوس به موقع خواهد رسید.

quarter [اسم]
اجرا کردن

یک ربع

Ex: I 'll meet you at a quarter to nine outside the café .

من شما را در یک ربع به نه بیرون کافه ملاقات خواهم کرد.

the past [اسم]
اجرا کردن

گذشته

Ex: The past of this country is filled with historic events .

گذشته این کشور پر از وقایع تاریخی است.

midday [اسم]
اجرا کردن

ظهر

Ex: He left the office just before midday .

او دقیقاً قبل از ظهر دفتر را ترک کرد.

half [اسم]
اجرا کردن

نیم

Ex: We spent one half of the day hiking and the other half swimming .

ما یک نصف روز را به پیاده‌روی و نصف دیگر را به شنا پرداختیم.

midnight [اسم]
اجرا کردن

نیمه‌شب

Ex: The store stays open until midnight on weekends .

فروشگاه تا نیمه‌شب در آخر هفته‌ها باز می‌ماند.

day [اسم]
اجرا کردن

روز

Ex: Today is a special day because it 's my best friend 's birthday .

امروز یک روز خاص است زیرا تولد بهترین دوست من است.

week [اسم]
اجرا کردن

هفته

Ex: She always finishes her work assignments by the end of the week .

او همیشه تکالیف کاری خود را تا پایان هفته به پایان می‌رساند.

Monday [اسم]
اجرا کردن

دوشنبه

Ex: Monday mornings can be tough , but a cup of coffee helps me wake up .

صبح‌های دوشنبه می‌تواند سخت باشد، اما یک فنجان قهوه به من کمک می‌کند بیدار شوم.

Tuesday [اسم]
اجرا کردن

سه‌شنبه

Ex:

روزهای سه‌شنبه، کلاس‌های پیانوی من عصرها برگزار می‌شود.

Wednesday [اسم]
اجرا کردن

چهارشنبه

Ex: Wednesday is my favorite day of the week .

چهارشنبه روز مورد علاقه من در هفته است.

Thursday [اسم]
اجرا کردن

پنجشنبه

Ex: Thursday is my daughter 's favorite day of the week .

پنجشنبه روز مورد علاقه دخترم در هفته است.

Friday [اسم]
اجرا کردن

جمعه

Ex:

موزه در روزهای جمعه ورودی رایگان دارد.

Saturday [اسم]
اجرا کردن

شنبه

Ex:

شنبه‌ها برای پیکنیک در فضای باز و لذت بردن از طبیعت با عزیزانتان عالی هستند.

Sunday [اسم]
اجرا کردن

یکشنبه

Ex:

ما یکشنبه‌ها با هم برای خرید مواد غذایی می‌رویم.

design [اسم]
اجرا کردن

طراحی

Ex: They approved the final design for the logo .

آنها طرح نهایی لوگو را تأیید کردند.

اجرا کردن

ساختمان فیزیک

Ex: The Department of Physics offers courses on quantum mechanics .

دانشکده فیزیک دوره‌هایی در مورد مکانیک کوانتومی ارائه می‌دهد.

education [اسم]
اجرا کردن

تحصیل

Ex: Online education has become increasingly popular due to its flexibility and accessibility .

آموزش آنلاین به دلیل انعطاف‌پذیری و دسترسی آسان آن، محبوبیت روزافزونی پیدا کرده است.

subject [اسم]
اجرا کردن

رشته تحصیلی

Ex: Mary 's favorite subject in college is psychology because she enjoys understanding human behavior .

موضوع مورد علاقه مری در کالج روانشناسی است زیرا او از درک رفتار انسان لذت می‌برد.

art [اسم]
اجرا کردن

هنر

Ex: He is majoring in art to learn different techniques and styles .

او در هنر تخصص دارد تا تکنیک‌ها و سبک‌های مختلف را یاد بگیرد.

biology [اسم]
اجرا کردن

زیست‌شناسی

Ex: They spent the summer conducting biology experiments in the university lab .

آنها تابستان را به انجام آزمایش‌های زیست‌شناسی در آزمایشگاه دانشگاه گذراندند.

chemistry [اسم]
اجرا کردن

شیمی

Ex: They conducted a chemistry experiment to observe how different elements react together .

آن‌ها یک آزمایش شیمی انجام دادند تا مشاهده کنند که چگونه عناصر مختلف با هم واکنش نشان می‌دهند.

economics [اسم]
اجرا کردن

اقتصاد

Ex: Understanding economics is essential for creating policies that reduce poverty .

درک اقتصاد برای ایجاد سیاست‌هایی که فقر را کاهش می‌دهند ضروری است.

اجرا کردن

فناوری اطلاعات و ارتباطات

Ex: Advances in information and communications technology are transforming the way we learn and communicate .

پیشرفت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات در حال تغییر روش یادگیری و ارتباط ما هستند.

mathematics [اسم]
اجرا کردن

ریاضی

Ex:

آن‌ها از ماشین حساب برای کمک به محاسبات پیچیده در ریاضیات استفاده می‌کنند.

geography [اسم]
اجرا کردن

جغرافیا

Ex: His interest in geography led him to a career in environmental science .

علاقه او به جغرافیا او را به سمت شغلی در علوم محیطی سوق داد.

history [اسم]
اجرا کردن

تاریخ (درس)

Ex: We have a history exam next week , so I need to study .

ما هفته آینده امتحان تاریخ داریم، بنابراین باید مطالعه کنم.

اجرا کردن

تربیت‌بدنی

Ex: Physical education helps students develop coordination and teamwork skills .

آموزش جسمانی به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا هماهنگی و مهارت‌های کار تیمی را توسعه دهند.

music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی

Ex: Music theory is important for understanding how compositions are created .

تئوری موسیقی برای درک چگونگی ایجاد آهنگ‌ها مهم است.

English [صفت]
اجرا کردن

انگلیسی

Ex: They attended an English wedding ceremony in a quaint village church .

آن‌ها در یک کلیسای روستایی دلفریب در مراسم عروسی انگلیسی شرکت کردند.

French [صفت]
اجرا کردن

فرانسوی

Ex: I enjoy listening to French music , especially songs by Édith Piaf .

من از گوش دادن به موسیقی فرانسوی لذت می‌برم، به ویژه آهنگ‌های ادیث پیاف.

German [صفت]
اجرا کردن

آلمانی

Ex: The German education system is highly regarded for its emphasis on academic excellence .

سیستم آموزشی آلمانی به دلیل تأکید بر برتری تحصیلی بسیار مورد احترام است.

o'clock [قید]
اجرا کردن

(برای اشاره به) ساعت

Ex:

رزرو رستوران برای ساعت 8 شب است.

religious [صفت]
اجرا کردن

مذهبی

Ex: He observed religious customs and traditions passed down through generations .

او به آداب و رسوم مذهبی که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود، پایبند بود.