کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 3 - 3E
در اینجا واژگان واحد 3 - 3E در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "دوختن"، "کارخانه"، "متفاوت" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to form, produce, or prepare something, by putting parts together or by combining materials

درست کردن, ساختن
با اتصال سیمها، شما مدار را میسازید و اجازه میدهید برق جریان یابد.
to join two or more pieces of fabric or other materials together, often by using a needle and thread

دوختن
او تصمیم گرفت یک وصله را روی شلوار جین مورد علاقهاش بدوزد تا یک پارگی کوچک را بپوشاند.
to put our bottom on something like a chair or the ground while keeping our back straight

نشستن
در طول جلسه، همه تشویق شدند که برای ارتباط بهتر در یک دایره بنشینند.
to do certain physical or mental activities in order to achieve a result or as a part of our job

کار کردن
او با اشتیاق کار میکند تا تغییری در جهان ایجاد کند.
the things we wear to cover our body, such as pants, shirts, and jackets

لباس, پوشاک
من باید لباسهایم را بشویم قبل از اینکه بتوانم دوباره بپوشم.
furniture we use for working, writing, reading, etc. that normally has a flat surface and drawers

میز تحریر, میز مطالعه
کامپیوتر من روی میز در دفتر قرار دارد.
a building or set of buildings in which products are made, particularly using machines

کارخانه
ما از کارخانه شکلات بازدید کردیم و دیدیم که چگونه شیرینیهای خوشمزه درست میکنند.
a machine used to sew fabric and other materials together with thread

چرخ خیاطی
چرخ خیاطی در حال دوخت پارچه خراب شد.
a piece of clothing that covers the body from the waist to the ankles, with a separate part for each leg

شلوار
شلوار او خیلی بلند بود، بنابراین تصمیم گرفت آن را برای تغییرات به خیاط ببرد.
a person who is a female adult

زن, خانم
به زن با کلاه قرمز نگاه کن؛ او لبخند میزند.
someone who does manual work, particularly a heavy and exhausting one to earn money

کارگر
او یک کارگر کارخانه است که الکترونیک را مونتاژ میکند.
having a quality that is satisfying

خوب, مناسب
هوا خوب بود، بنابراین تصمیم گرفتند در پارک پیکنیک برگزار کنند.
having a low price

ارزان
فروشگاه لباسهایی میفروشد که شیک اما ارزان هستند.
above average in amount or size

بزرگ
نانوایی در تهیه نانهای بزرگ برای خانوادهها تخصص دارد.
not extending far upward

کوتاه, کمارتفاع
کودک نوپا برای رسیدن به قفسه کوتاه تقلا کرد.
capable of destroying or causing harm to a person or thing

خطرناک
او با سرعت خطرناکی در بزرگراه رانندگی میکرد.
extremely bad or unpleasant

بسیار بد, افتضاح
غذا در رستوران وحشتناک بود و طعم بدی در دهانم باقی گذاشت.
(of two or more things) having qualities in common that are not exactly the same

مشابه, شبیه
او دو پیراهن مشابه در رنگهای مختلف پیدا کرد و تصمیم گرفت هر دو را بخرد.
not based on facts or the truth

اشتباه, غلط، نادرست
او دکمه اشتباه را فشار داد و به طور تصادفی فایل را حذف کرد.
needing a lot of work or skill to do, understand, or deal with

سخت, مشکل، دشوار
یادگیری دوچرخه سواری بدون چرخ های کمکی می تواند برای کودکان خردسال دشوار باشد.
exceptionally large in degree or amount

بزرگ, بیشتر
او علاقهای بزرگ به موضوع نشان داد، در طول سخنرانی سوالات زیادی پرسید.
(of a thing) having been used or existing for a long period of time

قدیمی, کهنه
نقاشی قدیمی یک منظره نقاشیگونه از دوران گذشته را به تصویر کشیده بود.
extremely unpleasant or disagreeable

افتضاح, بسیار بد
ماشین صدای وحشتناکی تولید کرد، بنابراین آن را به مکانیک بردند.
having a quality that is not satisfying

بد, نامناسب
عادتهای بد میتوانند سخت ترک شوند.
not like another thing or person in form, quality, nature, etc.

متفاوت, مختلف
او مختلف موضوعات را در مدرسه مطالعه کرد، از ریاضیات تا تاریخ.
needing little skill or effort to do or understand

ساده, راحت
درک مفهوم آسان بود؛ معلم آن را به وضوح توضیح داد.
having a high price

گران
ماشین لوکس گران است اما عملکرد عالی ارائه میدهد.
extremely amazing and great

فوقالعاده, خارقالعاده
هوا این هفته فوقالعاده بوده—هر روز آفتابی و گرم.
having a relatively great vertical extent

بلند, مرتفع
او یک حصار بلند در اطراف باغش ساخت تا گوزنها را دور نگه دارد.
recently invented, made, etc.

نو, جدید
یک ماشین لباسشویی جدید با مصرف انرژی کم معرفی شد تا مصرف انرژی خانگی را کاهش دهد.
the direction or side that is toward the east when someone or something is facing north

راست
مطمئن شوید که قبل از تغییر خط در بزرگراه، راست خود را بررسی کنید.
protected from any danger

امن, ایمن، بیخطر
او هنگام راه رفتن به خانه در شب، به تنهایی احساس امنیت نمیکرد.
below average in physical size

کوچک
او در یک شهر کوچک با همسایههای دوستداشتنی زندگی میکرد.
(of a person or their manner) kind and nice toward other people

خونگرم, مهربان
شهر ما به خاطر مردم دوستداشتنی و مهماننوازش معروف است.
not kind or nice toward other people

نامهربان
راننده دوستانه نبود و از کمک به چمدان ها خودداری کرد.
nice and caring toward other people's feelings

مهربان, بامحبت
مهربان است که صندلی خود را به مرد مسن پیشنهاد میکنید.
not friendly, considerate, or showing mercy to others

بیرحم, نامهربان
او از اینکه در خلال بحث داغ با همکارش بداخلاق بوده پشیمان شد.
emotionally feeling good or glad

شاد, خوشحال
کودکان از دریافت هدیه در روز تولدشان خوشحال بودند.
experiencing a lack of joy or positive emotions

ناراحت, غمگین
او با وضعیت زندگیاش روز به روز ناراضیتر شد.
having a clean and well-organized appearance and state

تمیز و مرتب
تخت خواب مرتب به اتاق ظاهری تمیز و دعوتکننده داد.
not properly organized or cared for

نامرتب
بچهها اتاق بازی را به هم ریخته رها کردند، با اسباببازیهایی که همه جای زمین پخش شده بود.
conforming to what is generally anticipated or considered typical

همیشگی, معمول
آنها در طول جلسه از پروتکل معمول پیروی کردند.
not commonly happening or done

غیر معمول, غیر عادی
منوی رستوران شامل غذاهای غیرمعمول از سراسر جهان است.
needed to be done for a particular reason or purpose

ضروری, لازم
داشتن ابزارهای مناسب برای تکمیل پروژه به صورت کارآمد ضروری است.
not needed at all or more than what is required

غیرضروری
اضافه کردن شکر اضافی به دستور غذا غیرضروری خواهد بود چون به اندازه کافی شیرین است.