کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 1 - 1H
در اینجا واژگان واحد 1 - 1H در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "دوستانه"، "شجاع"، "خسیس"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
all the qualities that shape a person's character and make them different from others

شخصیت, خصوصیت اخلاقی
مردم شخصیتهای متفاوتی دارند، با این حال همه ما نیازها و خواستههای اساسی یکسانی داریم.
making use of imagination or innovation in bringing something into existence

خلاق
دوست من بسیار خلاق است، او لباس خود را برای مهمانی طراحی و دوخت.
(of a person or their manner) kind and nice toward other people

خونگرم, مهربان
لبخند دوستانه او باعث شد گفتگوی دشوار کمتر ناخوشایند به نظر برسد.
(of a person) putting in a lot of effort and dedication to achieve goals or complete tasks

سختکوش, کوشا
تیم سختکوش آنها پروژه را زودتر از موعد به پایان رساند، به لطف فداکاریشان.
telling the truth and having no intention of cheating or stealing

صادق, درستکار
حتی در شرایط دشوار، او صادق و شفاف باقی ماند و از به خطر انداختن اصول خود خودداری کرد.
able to remain calm, especially in challenging or difficult situations, without becoming annoyed or anxious

صبور
او در یادگیری یک زبان جدید صبر نشان داد، به طور منظم تمرین کرد تا روان شد.
showing good manners and respectful behavior towards others

مؤدب
دانشآموزان مؤدب بودند و با دقت به معلم خود گوش میدادند.
(of a person) displaying good judgment

معقول, عاقلانه، منطقی
به عنوان فردی منطقی، او از سرمایهگذاریهای پرخطر اجتناب کرد.
having no fear when doing dangerous or painful things

شجاع
پزشک شجاع با دستانی ثابت جراحی پرخطر را انجام داد و جان بیمار را نجات داد.
avoiding work or activity and preferring to do as little as possible

تنبل
دانشآموز تنبل به طور مداوم از کلاسها غیبت کرد و نتوانست تکالیف را به موقع انجام دهد.
(of a person) behaving in a way that is unkind or cruel

بدجنس
همسایه بدجنس فقط برای ایجاد مشکل از مسائل پیش پا افتاده شکایت کرد.
experiencing frequent changes in mood, often without apparent reason or explanation

دمدمیمزاج
هنرمند خلق و خوی متغیر احساسات خود را در کار خود کانالیزه کرد، آثاری خلق کرد که آشفتگی درونی او را منعکس میکرد.
(of a person) having no respect for other people

بیادب
او بیادب است و هرگز لطفاً یا متشکرم نمیگوید.
always putting one's interests first and not caring about the needs or rights of others

خودخواه
سیاستمدار خودخواه برنامه خود را بر نیازهای رایدهندگانش ترجیح داد.