کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 1 - 1G
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1G در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "موجدار"، "توصیف"، "قد" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to give details about someone or something to say what they are like

توصیف کردن
او احساسات هیجان خود را قبل از رویداد بزرگ توصیف کرد.
a group of humans

مردم
بسیاری از مردم در گذراندن وقت با عزیزانشان آرامش مییابند.
a pair of lenses set in a frame that rests on the nose and ears, which we wear to see more clearly

عینک
من باید عینک جدید بخرم چون که عینک قدیمی ام شکسته است.
the hair that grow on the chin and sides of a man’s face

ریش
او ریش خود را کوتاه کرد تا آن را تمیز و مرتب نگه دارد.
a body part on our face that we use for seeing

چشم
کارآگاه صحنه جرم را با دقت بررسی کرد، به دنبال سرنخهایی با چشم تیزبین بود.
the thin thread-like things that grow on our head

مو
او برای مصاحبه ژل به موهایش زد تا آن را آرایش کند.
the distance from the top to the bottom of something or someone

ارتفاع
ارتفاع بلندترین ساختمان شهر چقدر است؟
the heaviness of something or someone, which can be measured

وزن, سنگینی
وزن یک مرد بالغ متوسط چیست؟
hair that grows or left to grow above the upper lip

سبیل
سبیل بازیگر یک ویژگی کلیدی شخصیت او در فیلم بود.
the distance from one end to the other end of an object that shows how long it is

طول, قد
طول استخر شنا بیست و پنج متر است.
(of a person) having a greater than average height

قدبلند
بازیکن بسکتبال بلندقد به راحتی بدون پریدن به حلقه رسید.
(of hair) having a slight curl or wave to it, creating a soft and gentle appearance

موجدار (مو)
صبحها، موهای موجدار خود را شانه میزند تا گرهها را از بین ببرد.
(of a person) having a height that is less than what is thought to be the average height

قدکوتاه
مرد کوتاهقد مجبور شد روی نوک پاهایش بایستد تا به قفسه بالایی در فروشگاه مواد غذایی برسد.
in or along a direct line, without bending or deviation

مستقیماً, مستقیم
او مستقیم به جلو خیره شد، بدون توجه به جمعیت.
having features or characteristics that are pleasing

جذاب, زیبا
او یک لباس جذاب میپوشد که توجه همه را در مهمانی جلب میکند.
having the color of the ocean or clear sky at daytime

آبی
آسمان آبی صاف و زیبا بود.
(of hair) having a spiral-like pattern

فرفری, فردار
من عاشق ظاهر موهای فر هستم؛ خیلی جذاب و منحصر به فرد است.
having a size that is not too big or too small, but rather in the middle

متوسط
نقاشی اندازه متوسطی داشت و فضای روی دیوار را به خوبی پر میکرد.
thin in an attractive way

ظریف, باریکاندام
او وضعیتی لاغر و زیبا دارد.
(of a person) having a height that is greater than what is thought to be the average height

بلند, قدبلند
با قد 1.96 متر، او بسیار بلندقد در نظر گرفته میشود.
(of hair, skin, or eyes) characterized by a deep brown color that can range from light to very dark shades

تیره
او تصمیم گرفت موهایش را تیره رنگ کند تا با کمد لباس زمستانیاش هماهنگ شود.
weighing more than what is considered healthy or desirable for one's body size and build

چاق, دارای اضافهوزن
پزشک به مری توصیه کرد که از تنقلات شیرین کمتری استفاده کند تا از اضافه وزن جلوگیری کند.
having the color of chocolate ice cream

قهوهای
چشمهایش به رنگ قهوهای گرم بود، مثل شکلات ذوب شده.
having the color of fresh grass or most plant leaves

سبز
قورباغه سبز از یک برگ نیلوفر آبی به دیگری پرید.
(of skin or hair) very light in color

روشن (مو و پوست)
موهای بلوند او در زیر نور خورشید میدرخشید.