موسسه خیریه
او در یک خیریه محلی داوطلب میشود که غذا به نیازمندان توزیع میکند.
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1E در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "خیریه"، "ظرف"، "هیجان زده" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
موسسه خیریه
او در یک خیریه محلی داوطلب میشود که غذا به نیازمندان توزیع میکند.
فرزند پسر
سارا و دیوید در انتظار اولین فرزند خود هستند و امیدوارند که یک پسر داشته باشند.
فرزند دختر
دختر سارا یک رقصنده باله accomplished است و چندین جایزه برنده شده است.
پسر
پسرعمویم یک پسر خلاق است که عاشق نقاشی کشیدن است.
بچه
اولین کلمه نوزاد "ماما" بود، که شادی را برای همه به ارمغان آورد.
برادر
برادر من از من جوانتر است و همیشه مرا میخنداند.
اتوبوس
اتوبوس ما را به مرکز شهر برد جایی که مغازهها و جاذبهها را کشف کردیم.
کلاس
کلاس از یک سفر علمی به موزه لذت بردند، جایی که آنها نمایشگاههای مرتبط با برنامه درسی تاریخ خود را کشف کردند.
ظرف
آنها یک پای در یک ظرف سرامیکی گرد پختند.
سیبزمینی
کشاورز یک سبد سیبزمینی از مزرعه برداشت کرد، از برداشت موفق راضی بود.
مهمانی
آنها خانه را برای مهمانی زیبا تزئین کردند.
تعطیلات
مقصد مورد علاقه او در تعطیلات یک کلبه دورافتاده در جنگل است، جایی که میتواند از فناوری جدا شود.
قفسه
قفسه حمام با حوله ها، لوازم بهداشتی و دیگر ملزومات پر شده است.
مرد
مردان در محل ساخت و ساز در حال ساختن یک خانه هستند.
هیجانزده
جمعیت برای تماشای نمایش آتشبازی در شب سال نو هیجانزده بود.
مشهور
بازیگر معروف برای بازیهایش در فیلمهای پرفروش جوایز زیادی کسب کرد.
وحشتزده
وقتی صداهای عجیبی بیرون پنجره شنید، احساس ترس کرد.
خوب
کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.
خوشحال
او از استقبال گرمی که دریافت کرد خوشحال بود.
مشابه
دو دوست سلیقههای مشابهی در موسیقی داشتند، از همان گروهها و هنرمندان لذت میبردند.
عصبانی
آنها به دلیل تأخیر پروازشان عصبانی بودند.
متفاوت
او از رنگهای مختلف برای نقاشی یک تصویر پرجنبوجوش و زنده استفاده کرد.
علاقمند
آیا به پیوستن به ما برای شام علاقهمند هستید؟
باهوش
دانشمند تیزبین با اشتیاق یافتههای جدید تحقیقاتی را در زمینه خود جذب کرد.
مفتخر
آنها از خانه جدیدشان مغرور بودند پس از سالها کار سخت برای تأمین آن.
نگران
آنها درباره سلامتی خود نگران بودند، احساس اضطراب درباره نتایج آزمایشهای پزشکی خود داشتند.
خانواده
خواهرم بهترین دوست من است و ما همه چیز را با هم به عنوان یک خانواده انجام میدهیم.
فوتبالیست
بسیاری از فوتبالیستهای مشتاق به آکادمیها میروند تا مهارتهای خود را توسعه دهند و در معرض دید مربیان بالقوه قرار بگیرند.
همسر
او یک همسر دوستداشتنی است که از رویاها و جاهطلبیهای شوهرش حمایت میکند.
لباس
او برای لباسهای شیکش تعریفهای زیادی دریافت کرد.
عینک آفتابی
او عینک آفتابی خود را زد تا چشمانش را از نور خورشید درخشان محافظت کند.
شرکت
شرکت کسب و کار خود را به بازارهای اروپایی گسترش داد.
لباس زنانه
مادرم به من کمک کرد تا زیپ پشت لباسم را ببندم.
اکسسوری
عینکهای آفتابی یک اکسسوری محبوب برای محافظت از چشمها در برابر آفتاب هستند.
شلوار جین
مادرم شلوار جین من را شست تا تمیز و تازه بماند.
کاپشن
ژاکت چندین جیب دارد، که برای ذخیرهسازی وسایل کوچک عالی است.
مردم
مردم از تمام اقشار جامعه برای حمایت از هدف خیریه گرد هم آمدند.
کودک
بچهها با خوشحالی در پارک بازی میکردند، روی تابها تاب میخوردند و دور هم میدویدند.
هوادار
دوستم یک طرفدار بزرگ ادبیات کلاسیک است و رمانهای قدیمی میخواند.
عکس
این زوج یک عکاس حرفهای استخدام کردند تا عکسها را در عروسیشان بگیرد.
جواهر
صنعتگر با استفاده از نقره و سنگهای قیمتی جواهرات منحصر به فرد و دستساز ساخت.
کار
کار داوطلبانه او در پناهگاه محلی بسیار رضایت بخش است.