کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 1 - 1C
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1C در کتاب Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "سوپرمارکت"، "اتو کردن"، "تخلیه"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
regular work done in a house, especially cleaning, washing, etc.

کار خانه (نظافت، آشپزی و غیره)
او ترجیح میدهد کارهای خانه را به وظایف قابل مدیریت تقسیم کند تا طاقتفرسا به نظر نرسد.
a building where people live, especially as a family

خانه
خانه یک زیرزمین دارد که وسایلشان را در آن نگه میدارند.
the main meal of the day that we usually eat in the evening

شام
جمع شدن برای شام به عنوان خانواده یک سنت ارزشمند در خانه ما است.
the activity of making clothes, etc. smooth using an iron

اتوکشی
فرآیند اتوکشی نهتنها چینوچروکها را از بین میبرد بلکه به لباسها ظاهری صیقلی نیز میدهد.
the act of cleaning oneself, clothes, or other items using water and soap or other cleaning substances

شستوشو
شستن مرتب دستها مهم است.
a large store that we can go to and buy food, drinks and other things from

سوپرمارکت
من هر هفته مواد غذایی و لوازم خانگی را از سوپرمارکت خریداری میکنم.
an electric machine that is used to clean dishes, spoons, cups, etc.

ماشین ظرفشویی
او بعد از شام ظروف کثیف را در ماشین ظرفشویی گذاشت.
furniture with a usually flat surface on top of one or multiple legs that we can sit at or put things on

میز
میز در اتاق انتظار مجلههایی برای مطالعه بازدیدکنندگان داشت.
to make food with heat

غذا پختن, غذا درست کردن، آشپزی کردن
خواهرم با مهارت یک کاری خوشمزه برای شام میپزد.
to make something have no bacteria, marks, or dirt

تمیز کردن, پاک کردن
من معمولاً کف زمین را با دستمال و تمیزکننده تمیز میکنم.
to travel or move from one location to another

رفتن
آیا این قطار به فرودگاه میرود؟
a room we use for sleeping

اتاقخواب
در خانه ما، اتاق خواب بزرگتر همیشه برای خواهر بزرگترم رزرو شده بود.
to perform an action that is not mentioned by name

انجام دادن, کردن
وقتی احساس میکنید تحت فشار هستید، اشکالی ندارد استراحت کنید و برای مدتی هیچ کاری نکنید.
to fill or pack a space with the specified items

بار زدن, بار کردن، پر کردن
جیک کامیون را با هیزم برای فصل زمستان پر کرد.
to remove things or goods from a container, vehicle, etc.

خالی کردن, درآوردن
با رسیدن به بندر، خدمه به سرعت کانتینرها را از کشتی باربری تخلیه کردند.
to adjust something to be in a suitable or desired condition for a specific purpose or use

تنظیم کردن
قبل از ترک، فراموش نکنید که ساعت خود را به منطقه زمانی صحیح تنظیم کنید.