کتاب 'سلوشنز' مبتدی - مقدمه - شناسه

در اینجا واژگان از مقدمه - ID در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "ماشین حساب"، "پاک کن"، "قفسه" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' مبتدی
classroom [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: They work on group projects together in the classroom .

آن‌ها روی پروژه‌های گروهی در کلاس درس با هم کار می‌کنند.

bin [اسم]
اجرا کردن

سطل زباله

Ex: He noticed the bin was overflowing and decided to empty it .

او متوجه شد که سطل زباله پر شده است و تصمیم گرفت آن را خالی کند.

blackboard [اسم]
اجرا کردن

تخته‌سیاه

Ex: He used colored chalk to draw on the blackboard .

او از گچ رنگی برای کشیدن روی تخته سیاه استفاده کرد.

calculator [اسم]
اجرا کردن

ماشین‌حساب

Ex: The calculator helped me quickly add up the numbers .

ماشین حساب به من کمک کرد تا اعداد را سریع جمع کنم.

chair [اسم]
اجرا کردن

صندلی

Ex: Our dining table has four chairs around it .

میز غذاخوری ما چهار صندلی در اطراف خود دارد.

computer [اسم]
اجرا کردن

کامپیوتر

Ex: She uses a computer to create digital art .

او از یک کامپیوتر برای خلق هنر دیجیتال استفاده می‌کند.

cupboard [اسم]
اجرا کردن

کمد

Ex: The cleaning supplies were stored in a cupboard under the sink .

وسایل نظافت در یک کمد زیر سینک نگهداری می‌شدند.

desk [اسم]
اجرا کردن

میز تحریر

Ex: The student sat down at his desk and opened his notebook .

دانش آموز پشت میز خود نشست و دفترش را باز کرد.

eraser [اسم]
اجرا کردن

پاک‌کن

Ex: She shares her eraser with her classmates during exams .

او پاک‌کن خود را با همکلاسی‌هایش در طول امتحانات به اشتراک می‌گذارد.

exercise [اسم]
اجرا کردن

تمرین

Ex: The language workbook contained exercises that focused on vocabulary , grammar , and comprehension to improve students ' language skills .
book [اسم]
اجرا کردن

کتاب

Ex: She placed the book on the shelf and admired its colorful cover .

او کتاب را روی قفسه گذاشت و جلد رنگارنگ آن را تحسین کرد.

interactive [صفت]
اجرا کردن

تعاملی

Ex: The interactive map allows users to zoom in and out , pan across different areas , and access additional information with a click .

نقشه تعاملی به کاربران امکان زوم کردن و حرکت در مناطق مختلف و دسترسی به اطلاعات اضافی با یک کلیک را می‌دهد.

whiteboard [اسم]
اجرا کردن

تخته سفید

Ex: The teacher wiped the whiteboard clean after the lesson .

معلم پس از درس تخته سفید را پاک کرد.

pen [اسم]
اجرا کردن

خودکار

Ex: They keep a collection of colorful pens for drawing and doodling .

آنها مجموعه‌ای از خودکارهای رنگی برای نقاشی و خط خطی کردن نگه می‌دارند.

pencil [اسم]
اجرا کردن

مداد

Ex: She sharpens her pencil before starting her math homework .

او مداد خود را قبل از شروع تکالیف ریاضی تیز می‌کند.

pencil case [اسم]
اجرا کردن

جامدادی

Ex: Her pencil case is full of colorful markers .

جعبه مداد او پر از ماژیک های رنگی است.

اجرا کردن

مدادتراش

Ex: The artist preferred using a handheld pencil sharpener for sketching on location .

هنرمند ترجیح می‌داد از یک تراش مداد دستی برای طراحی در محل استفاده کند.

ruler [اسم]
اجرا کردن

خط‌کش

Ex: She marked the intervals on the ruler to create a scale for the map .
shelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه

Ex: The bathroom shelf is stocked with towels , toiletries , and other essentials .

قفسه حمام با حوله ها، لوازم بهداشتی و دیگر ملزومات پر شده است.

schoolbag [اسم]
اجرا کردن

کیفِ مدرسه

Ex: She carries her lunchbox in her schoolbag .

او جعبه ناهار خود را در کیف مدرسه خود حمل می‌کند.