کتاب 'سلوشنز' مبتدی - مقدمه - هوش مصنوعی - بخش 1

در اینجا واژگان از مقدمه - IA - بخش 1 در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "عدد"، "فرد"، "یازده"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' مبتدی
number [اسم]
اجرا کردن

عدد

Ex: Please enter the PIN number to access your account securely .

لطفاً عدد PIN را برای دسترسی ایمن به حساب خود وارد کنید.

اجرا کردن

عدد ترتیبی

Ex: The ordinal number helps clarify the sequence of events .

عدد ترتیبی به روشن‌سازی ترتیب وقایع کمک می‌کند.

odd [صفت]
اجرا کردن

فرد

Ex: She has an odd number of pencils in her bag .

او تعداد فردی مداد در کیفش دارد.

even [صفت]
اجرا کردن

زوج

Ex: The teacher asked the students to find the even numbers in the list .

معلم از دانش‌آموزان خواست که اعداد زوج را در فهرست پیدا کنند.

one [عدد]
اجرا کردن

یک

Ex: There is only one seat available on the bus .

فقط یک صندلی در اتوبوس موجود است.

two [عدد]
اجرا کردن

دو

Ex: I have two pencils in my bag .

من دو مداد در کیفم دارم.

three [عدد]
اجرا کردن

سه

Ex: There are three flowers in the vase .

سه گل در گلدان وجود دارد.

four [عدد]
اجرا کردن

چهار

Ex: We need four cups of water to make lemonade .

ما به چهار فنجان آب برای درست کردن لیموناد نیاز داریم.

five [عدد]
اجرا کردن

پنج

Ex: There are five fingers on each hand .

در هر دست پنج انگشت وجود دارد.

six [عدد]
اجرا کردن

شش

Ex: My friend has six stickers on her notebook .

دوستم شش استیکر روی دفترش دارد.

seven [عدد]
اجرا کردن

هفت

Ex: There are seven days in a week .

هفته هفت روز دارد.

eight [عدد]
اجرا کردن

هشت

Ex: We need to choose eight pictures for the collage .

ما باید هشت تصویر را برای کلاژ انتخاب کنیم.

nine [عدد]
اجرا کردن

نه

Ex: We need to find nine shells for our art project .

ما نیاز داریم نه صدف برای پروژه هنری خود پیدا کنیم.

ten [عدد]
اجرا کردن

ده

Ex: My friend has ten stickers on her notebook .

دوستم ده استیکر روی دفترش دارد.

eleven [عدد]
اجرا کردن

یازده

Ex: I have eleven marbles in my collection .

من یازده تیله در مجموعه‌ام دارم.

twelve [عدد]
اجرا کردن

دوازده

Ex: Look at the twelve stars in the night sky .

به دوازده ستاره در آسمان شب نگاه کنید.

thirteen [عدد]
اجرا کردن

سیزده

Ex: Look at the thirteen flowers in the garden .

به سیزده گل در باغ نگاه کنید.

fourteen [عدد]
اجرا کردن

چهارده

Ex: We need to find fourteen buttons for our art project .

ما باید چهارده دکمه برای پروژه هنری خود پیدا کنیم.

fifteen [عدد]
اجرا کردن

پانزده

Ex: There are fifteen apples in the basket .

پانزده سیب در سبد وجود دارد.

sixteen [عدد]
اجرا کردن

شانزده

Ex: There are sixteen colorful balloons at the party .

در مهمانی شانزده بادکنک رنگارنگ وجود دارد.

seventeen [عدد]
اجرا کردن

هفده

Ex: There are seventeen students in the advanced mathematics class .

در کلاس ریاضیات پیشرفته هفده دانشجو وجود دارد.

eighteen [عدد]
اجرا کردن

هجده

Ex: My friend has eighteen toy cars to play with .

دوستم هجده ماشین اسباب‌بازی برای بازی دارد.

nineteen [عدد]
اجرا کردن

نوزده

Ex: There are nineteen chapters in the novel , each revealing a new aspect of the plot .

در رمان نوزده فصل وجود دارد که هر کدام جنبه جدیدی از طرح داستان را آشکار می‌کند.

twenty [عدد]
اجرا کردن

بیست

Ex: The antique store is selling a set of twenty rare books at a discounted price .

فروشگاه عتیقه‌جات یک مجموعه از بیست کتاب نادر را با قیمت تخفیف‌دار می‌فروشد.

twenty-one [عدد]
اجرا کردن

بیست‌و‌یک

Ex:

در بازی بلک جک، هدف این است که تا حد امکان به بیست و یک نزدیک شوید بدون اینکه از آن بیشتر شوید.

twenty-two [عدد]
اجرا کردن

بیست‌و‌دو

Ex:

او در طول دوران بازیگری خود بیست و دو جایزه کسب کرد.

اجرا کردن

بیست‌وسه

Ex: There are twenty-three chapters in the novel she ’s reading .

بیست و سه فصل در رمانی که او می‌خواند وجود دارد.

twenty-four [عدد]
اجرا کردن

بیست و چهار

Ex:

ساعت بیست و چهار ساعت را به وقت نظامی نشان می‌دهد.

twenty-five [عدد]
اجرا کردن

بیست‌وپنج

Ex:

شرکت این ماه بیست و پنج کارمند جدید استخدام کرد.

twenty-six [عدد]
اجرا کردن

بیست‌وشش

Ex:

تیم در مسابقه نهایی بیست و شش امتیاز به دست آورد.

اجرا کردن

بیست‌وهفت

Ex:

تیم به مدت بیست و هفت ساعت کار کرد تا پروژه را به پایان برساند.

اجرا کردن

بیست‌وهشت

Ex:

تیم در کوارتر نهایی بیست و هشت امتیاز به دست آورد.

twenty-nine [عدد]
اجرا کردن

بیست‌و‌نه

Ex:

بیست و نه نفر برای کلاس هنر ثبت نام کردند.

thirty [عدد]
اجرا کردن

سی

Ex: It ’s been thirty years since the company was founded .

سی سال از تأسیس شرکت می‌گذرد.

thirty-one [عدد]
اجرا کردن

سی‌ویک

Ex:

او سی و یک دقیقه طول کشید تا آزمون را کامل کند.

thirty-two [عدد]
اجرا کردن

سی و دو

Ex:

بسته سی و دو کیلوگرم وزن دارد.

اجرا کردن

سی و سه

Ex:

سی و سه کشور در کنفرانس بین‌المللی شرکت کردند، درباره مسائل جهانی و راه‌حل‌ها بحث کردند.

thirty-four [عدد]
اجرا کردن

سی‌وچهار

Ex:

ماراتن سی و چهار کیلومتر طول کشید.

thirty-five [عدد]
اجرا کردن

سی‌ و‌ پنج

Ex:

شرکت دارای سی و پنج کارمند است که در بخش‌های مختلف کار می‌کنند تا عملیات روان را تضمین کنند.

thirty-six [عدد]
اجرا کردن

سی و شش

Ex:

شماره اتاق هتل سی و شش بود، در طبقه سوم.

اجرا کردن

سی و هفت

Ex:

آنها سی و هفت مهمان را به عروسی دعوت کردند.

اجرا کردن

سی و هشت

Ex:

آنها سی و هشت گل در باغ کاشتند.

thirty-nine [عدد]
اجرا کردن

سی و نه

Ex:

سی و نه دانشجو به سفر پیوستند.

forty [عدد]
اجرا کردن

چهل

Ex: They spent forty minutes discussing the new project .

آنها چهل دقیقه در مورد پروژه جدید بحث کردند.

forty-one [عدد]
اجرا کردن

چهل و یک

Ex:

آن‌ها چهل و یک پرنده را در پارک شمردند.

forty-two [عدد]
اجرا کردن

چهل و دو

Ex:

او چهل و دو امتیاز در بازی به دست آورد.

forty-three [عدد]
اجرا کردن

چهل‌ و‌ سه

Ex:

چهل و سه نفر در جلسه شرکت کردند.

forty-four [عدد]
اجرا کردن

چهل و چهار

Ex:

تیم چهل و چهار امتیاز در بازی به دست آورد.

forty-five [عدد]
اجرا کردن

چهل و پنج

Ex:

او پازل را در فقط چهل و پنج ثانیه کامل کرد.

forty-six [عدد]
اجرا کردن

چهل و شش

Ex:

این ترم کلاس چهل و شش دانشجو دارد.

forty-seven [عدد]
اجرا کردن

چهل‌وهفت

Ex:

چهل و هفت بادکنک در هوا شناور بودند.

forty-eight [عدد]
اجرا کردن

چهل و هشت

Ex:

او چهل و هشت امتیاز در بازی به دست آورد.

forty-nine [عدد]
اجرا کردن

چهل و نه

Ex:

چهل و نه پرنده در آسمان پرواز می‌کردند.