ماجراها دست به دست هم دادند
کاوش در اصطلاحات انگلیسی در مورد دلیل با مثال هایی مانند "به خاطر آن" و "pave the way for".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ماجراها دست به دست هم دادند
راه را برای چیزی هموار کردن
مسیر را هموار کردن (برای اتفاق افتادن چیزی)
دلیل اصلی چیزی بودن
به کسی یا چیزی بستگی داشتن
بدون دلیل خاصی
تشخیص دادن (علت چیزی)
جایی از کار که میلنگد
زمینه را برای چیزی مهیا کردن
تخم چیزی را کاشتن (استعاری)