نظر - بحث
کشف کنید که چگونه اصطلاحات انگلیسی مانند "cut both ways" و "leg to stand on" به بحثهای انگلیسی مرتبط هستند.
مرور
فلشکارتها
آزمون
a completely different matter in comparison to what one used to deal with

قضیهای کاملاً جدا, ماجرایی دیگر
میتوانم در بودجه کمک کنم، اما استخدام نیرو قضیهای کاملاً جداست.
an obvious issue, problem, or matter that people purposely ignore

مشکل آشکارِ نادیدهگرفتهشده, موضوعی که کسی به روی خودش نمیآورد
همه از پروژه تعریف کردند، اما عقب افتادن از موعد همان مشکل آشکارِ نادیدهگرفتهشده بود.
an issue or subject that is not in any way connected to what one was talking about

موضوعی جدا, یک بحث جدا
درست کردن سایت ساده است؛ عوض کردن کل مدل کسبوکار موضوعی جداست.
a different matter that requires one's consideration in order to be resolved

مسئلهای جدا, مسئلهای متفاوت
مشکل ورود را حل کردیم، اما امنیت پرداخت مسئلهای جداست.
(of a point or statement) to be applicable or relevant to both sides of an argument

برای هر دو طرف صدق کردن, این استدلال به هر دو طرف برمیگردد
در این بحث، نکته مربوط به انصاف برای هر دو طرف صدق میکند.
a person who pretends to disagree with an opinion or idea just to promote a discussion concerning a particular subject

وکیل مدافع شیطان, کسی که برای بحث مخالفت میکند
داشت ایده را نقد نمیکرد؛ فقط نقش وکیل مدافع شیطان را گرفته بود.
used to state one's indifference to the way a situation develops or what its result will be

فرقی نمیکند, چندان فرقی ندارد
اگر بسته یک روز دیر برسد، حالا دیگر چندان فرقی ندارد.
a reasoning or explanation that is deemed sufficient to justify or defend someone's actions

دلیل قابل دفاع, توجیه قابل قبول
اگر واقعاً در قرارداد این آمده باشد، حرفش قابل دفاع است.
used to refer to a topic that is being talked about by a lot of people

بر سر زبانها, نقل محافل
آهنگ جدیدش تمام تابستان بر سر زبانها بود.
