کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه - واحد 3 - 3A

در اینجا شما واژگان از واحد 3 - 3A در کتاب درسی English Result Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بی باک"، "موج"، "موج سواری"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه
daredevil [اسم]
اجرا کردن

(شخص) کله‌شق

Ex: Everyone knew him as a daredevil for his skydiving adventures and risky escapades .

همه او را به عنوان یک متهور برای ماجراجویی‌های چتربازی و فرارهای پرخطرش می‌شناختند.

chicken [اسم]
اجرا کردن

فرد بزدل

Ex: He 's a bit of a chicken when it comes to trying new foods .

وقتی نوبت به امتحان کردن غذاهای جدید می‌رسد، کمی ترسو است.

adventure [اسم]
اجرا کردن

ماجراجویی

Ex: The children 's book series follows the young protagonists on magical adventures in faraway lands .

مجموعه کتاب کودکان، شخصیت‌های جوان را در ماجراهای جادویی در سرزمین‌های دور دنبال می‌کند.

sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex:

والیبال یک ورزش تیمی است که با توپ و تور بازی می‌شود، جایی که بازیکنان توپ را از روی تور می‌زنند تا امتیاز بگیرند.

skiing [اسم]
اجرا کردن

اسکی

Ex: She took up skiing as a teenager and has been passionate about the sport ever since .

او در نوجوانی اسکی را شروع کرد و از آن زمان به این ورزش علاقه‌مند شده است.

اجرا کردن

روی آب اسکی کردن

Ex:

او عاشق اسکی روی آب در دریاچه هر تابستان است.

اجرا کردن

اسکی‌روی‌برف

Ex:

آنها روز را در پیست اسکی گذراندند، برخی از اعضای گروه اسکی کردند در حالی که دیگران اسنوبردینگ را انتخاب کردند.

surfing [اسم]
اجرا کردن

موج‌سواری

Ex:

موج‌سواری به صبر، زمان‌بندی و ارتباط عمیق با اقیانوس نیاز دارد تا بتوان موج کامل را پیش‌بینی کرد و گرفت.

windsurfing [اسم]
اجرا کردن

بادسواری

Ex: He spent the summer practicing windsurfing , improving his skills and learning new techniques .

او تابستان را به تمرین بادسواری گذراند، مهارت‌هایش را بهبود بخشید و تکنیک‌های جدیدی یاد گرفت.

skating [اسم]
اجرا کردن

اسکیت

Ex:

او اسکیت‌سواری را به عنوان یک سرگرمی انتخاب کرد و آخر هفته‌های خود را در زمین اسکیت محلی تمرین می‌کند.

اجرا کردن

اسکیت با کفش مخصوص

Ex: He used to go roller skating at the roller disco every Friday night .

او هر شب جمعه به دیسکو رولر برای اسکیت روی چرخ می‌رفت.

climbing [اسم]
اجرا کردن

کوهنوردی

Ex:

بسیاری از مردم از کفش‌های مخصوص برای صعود استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

یخ‌نوردی

Ex: She went ice climbing with a group of experienced mountaineers .

او به همراه گروهی از کوهنوردان با تجربه به صعود یخی رفت.

diving [اسم]
اجرا کردن

شیرجه

Ex: She won a medal in the diving competition .

او در مسابقه شیرجه مدال گرفت.

اجرا کردن

غواصی

Ex:

او از غواصی به عنوان یک سرگرمی آخر هفته لذت می‌برد.

skydiving [اسم]
اجرا کردن

چتربازی

Ex: Skydiving can be a transformative experience , pushing individuals out of their comfort zones and instilling a sense of accomplishment and confidence .

پرش با چتر می‌تواند یک تجربه دگرگون‌کننده باشد، که افراد را از منطقه امن خود خارج می‌کند و حس موفقیت و اعتماد به نفس را در آنها ایجاد می‌کند.

rock [اسم]
اجرا کردن

سنگ

Ex: The rock by the sea was a favorite spot for local fishermen .

سنگ کنار دریا نقطه مورد علاقه ماهیگیران محلی بود.

plane [اسم]
اجرا کردن

هواپیما

Ex: She watched the plane disappear into the distance .

او تماشا کرد که هواپیما در دوردست ناپدید شد.

street [اسم]
اجرا کردن

خیابان

Ex: They walked down the busy street , lined with shops and restaurants .

آنها در خیابان شلوغی که با مغازه‌ها و رستوران‌ها پوشیده شده بود، راه رفتند.

ski [اسم]
اجرا کردن

چوب اسکی

Ex: The skis were waxed and tuned to ensure optimal performance on the snow .

اسکی‌ها برای اطمینان از عملکرد بهینه روی برف موم زده و تنظیم شدند.

board [اسم]
اجرا کردن

تخته

Ex: They installed a large board in the conference room for team collaboration and idea sharing .

آن‌ها یک تخته بزرگ در اتاق کنفرانس برای همکاری تیمی و اشتراک‌گذاری ایده‌ها نصب کردند.

wave [اسم]
اجرا کردن

موج

Ex: The ocean was calm today , with only gentle waves rolling towards the sandy beach .

امروز اقیانوس آرام بود، با تنها امواج ملایمی که به سمت ساحل شنی می‌غلتیدند.

wind [اسم]
اجرا کردن

باد

Ex: The wind on the beach was strong , making the waves higher .

باد در ساحل شدید بود و موج‌ها را بلندتر می‌کرد.