نتیجه انگلیسی پیش متوسطه "واحد 6 - 6B" واژگان

در اینجا واژگان از واحد 6 - 6B در کتاب درسی English Result Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "رانندگی"، "دوچرخه سوار"، "کلاه ایمنی" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه
red light [اسم]
اجرا کردن

چراغ قرمز (راهنمایی و رانندگی)

Ex: He received a ticket for running a red light on his way to work .

او به دلیل رد شدن از چراغ قرمز در راه رفتن به سر کار جریمه شد.

car [اسم]
اجرا کردن

خودرو

Ex: My father 's car needs an oil change .

ماشین پدرم نیاز به تعویض روغن دارد.

to drive [فعل]
اجرا کردن

رانندگی کردن

Ex: I usually drive to school , but today I 'm taking the bus .

من معمولاً به مدرسه رانندگی می‌کنم، اما امروز اتوبوس می‌روم.

left-hand [صفت]
اجرا کردن

چپ دست

Ex: The left-hand handle on the machine was labeled for clarity .

دسته چپ روی ماشین برای وضوح برچسب گذاری شده بود.

side [اسم]
اجرا کردن

طرف

Ex: She stood on the left side of the room .

او در سمت چپ اتاق ایستاده بود.

road [اسم]
اجرا کردن

جاده

Ex: The city widened the road to handle more traffic .

شهر جاده را برای مدیریت ترافیک بیشتر گسترش داد.

cyclist [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه‌سوار

Ex: Every morning , the cyclist rides through the park for exercise .

هر صبح، دوچرخه‌سوار برای ورزش از پارک عبور می‌کند.

helmet [اسم]
اجرا کردن

کلاه ایمنی

Ex: The cyclist adjusted his aerodynamic helmet and set off on the race .

دوچرخه‌سوار کلاه ایمنی آیرودینامیک خود را تنظیم کرد و به مسابقه رفت.

اجرا کردن

پلاک خودرو

Ex: He took a photo of the number plate for reference .

او از پلاک عکس گرفت برای مراجعه.

passenger [اسم]
اجرا کردن

مسافر

Ex: The bus passenger pressed the button to request the next stop .

مسافر اتوبوس دکمه را فشار داد تا ایستگاه بعدی را درخواست کند.

seat belt [اسم]
اجرا کردن

کمربند ایمنی

Ex: The car 's seat belt alarm went off , reminding passengers to buckle up .

آلارم کمربند ایمنی ماشین به صدا درآمد، به مسافران یادآوری کرد که کمربندها را ببندند.

motorway [اسم]
اجرا کردن

بزرگراه

Ex: He prefers driving on the motorway because it allows for faster speeds and smoother journeys .

او ترجیح می‌دهد روی اتوبان رانندگی کند چون امکان سرعت‌های بالاتر و سفرهای نرم‌تر را فراهم می‌کند.

اجرا کردن

روشن کردن

Ex: Do n't forget to switch on the dishwasher before you leave .

فراموش نکنید که قبل از ترک، ماشین ظرفشویی را روشن کنید.

light [اسم]
اجرا کردن

نور

Ex: We need light to see in the dark .

ما به نور نیاز داریم تا در تاریکی ببینیم.

اجرا کردن

خط عابر پیاده

Ex: He waited patiently at the pedestrian crossing for the signal to change .

او با صبر در گذرگاه عابر پیاده منتظر تغییر چراغ شد.

mobile [صفت]
اجرا کردن

سیار

Ex: The mobile home could be transported to different locations.

خانه سیار می‌توانست به مکان‌های مختلف منتقل شود.

spare wheel [اسم]
اجرا کردن

چرخ یدکی

Ex: The spare wheel was slightly deflated , but it got them home safely after a puncture .

چرخ زاپاس کمی باد نداشت، اما بعد از پنچر شدن، آنها را به سلامت به خانه رساند.

flat tire [اسم]
اجرا کردن

لاستیک پنچر

Ex: She pulled over to the side of the road to fix the flat tire .

او به کنار جاده کشید تا تایر پنچر را تعمیر کند.

engine [اسم]
اجرا کردن

موتور

Ex: The airplane 's engine roared to life as it prepared for takeoff .

موتور هواپیما با غرش زنده شد در حالی که برای پرواز آماده می‌شد.

اجرا کردن

پمپ بنزین

Ex: The petrol station on the highway offers both gasoline and diesel .

پمپ بنزین در بزرگراه هم بنزین و هم گازوئیل ارائه می‌دهد.