کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه - واحد 1 - 1B

در اینجا واژگان واحد 1 - 1B در کتاب درسی English Result Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "نامه"، "شخصی"، "نشان" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه
ticket [اسم]
اجرا کردن

بلیت

Ex: The ticket for the bus is valid for a single journey .

بلیط اتوبوس برای یک سفر معتبر است.

letter [اسم]
اجرا کردن

نامه

Ex: I received a letter from my friend who lives abroad .

من یک نامه از دوستم که در خارج زندگی می‌کند دریافت کردم.

envelope [اسم]
اجرا کردن

پاکت نامه

Ex: She handed me an envelope with a note inside .

او به من یک پاکت داد که داخلش یک یادداشت بود.

note [اسم]
اجرا کردن

یادداشت (جهت یادآوری)

Ex: The meeting minutes were recorded in detailed notes .
ID card [اسم]
اجرا کردن

کارت شناسایی

Ex: Many students are issued an ID card that grants them access to campus facilities and events .

به بسیاری از دانشجویان کارت شناسایی داده می‌شود که به آنها دسترسی به امکانات و رویدادهای دانشگاه را می‌دهد.

badge [اسم]
اجرا کردن

نشان

Ex:

کاشناس جوان نشان‌های شایستگی خود را در کمپینگ، کمک‌های اولیه و گره‌زنی به دست آورد و با افتخار آن‌ها را روی یونیفرم خود دوخت.

credit card [اسم]
اجرا کردن

کارت اعتباری

Ex: The credit card company offers a grace period for late payments .

شرکت کارت اعتباری یک دوره ارفاقی برای پرداخت‌های دیرکرد ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

کارت ویزیت

Ex: The company ’s logo stood out on the business card design .

لوگوی شرکت در طراحی کارت ویزیت برجسته بود.

اجرا کردن

گواهی‌نامه رانندگی

Ex: Many countries require a minimum age of eighteen to apply for a driving licence .

بسیاری از کشورها حداقل سن هجده سال را برای درخواست گواهینامه رانندگی لازم دارند.

passport [اسم]
اجرا کردن

گذرنامه

Ex: She keeps her passport in a secure place at home .

او گذرنامه خود را در یک مکان امن در خانه نگه می‌دارد.

document [اسم]
اجرا کردن

سند

Ex: He stored important documents securely in a fireproof safe .

او اسناد مهم را به طور ایمن در یک گاوصندوق ضد آتش ذخیره کرد.

personal [صفت]
اجرا کردن

شخصی

Ex: It 's important to keep personal information confidential in a professional setting .

مهم است که اطلاعات شخصی در یک محیط حرفه‌ای محرمانه نگه داشته شود.

detail [اسم]
اجرا کردن

جزء (مفرد جزئیات)

Ex: The artist captured every detail of the landscape in her painting , from the texture of the rocks to the hues of the sky .

هنرمند هر جزئیات از منظره را در نقاشی خود به تصویر کشید، از بافت سنگ‌ها تا رنگ‌های آسمان.